20 - 5: پرفورمنس مارکتینگ چیست؟ (مهمان:لیلا صداقت مدیرDM مجموعه بهداشتی فیروز)
20 - 5: پرفورمنس مارکتینگ چیست؟ (مهمان:لیلا صداقت مدیرDM مجموعه بهداشتی فیروز)
متن کامل گفتگو
سلام علیکم. من امیرحسین ثقهالاسلامی هستم. اینجا رادیو رشدینو، قسمت صد و ششم. سلام عرض میکنم، من هیمان سرایی هستم، همانطور که گوشامو گرفتم، فصل ۵، قسمت ۱۹ رو با امیرحسین در خدمت شماییم. مگه تو نبودی میگفتی صدای من خیلی قشنگه؟ امروز ۲۱ تیر ۱۴۰۰. رادیو رشدینو در مورد رشد کسبوکارها و رشد فردی صحبت میکنه. خیلی خوشبخت و خوشحالیم که صدای ما رو دارین میشنوین. امیدوارم که در ادامه هم با ما همراه باشید. اسپانسر این قسمت از برنامه ما، ساباویشنِ. ساباویشن بهعنوان بزرگترین آژانس تبلیغات آنلاین ایران، مالک رسانههای برجستهای مثل آپارات و فیلیموئه. شما تو ساباویشن این امکانو دارید تا تبلیغات ویدئویی، کلیکی و شبکههای اجتماعی خودتونو بهصورت هدفمند و کاربردی اجرا کنید. باید از خدمات طراحی کمپین ۳۶۰ درجهی تیم خلاقِ ساباویشن استفاده بکنید. پیشنهاد میکنم که به ساباویشن سر بزنید و ببینید که چقدر امکانات خفن و باحالی داره. متشکریم از اسپانسر برنامه و بخوام حالا بهتون بگم که تو این قسمت میخوایم در مورد دیدی صحبت بکنیم. یک استارتاپ جذاب چینی و همچنین در مورد اینکه نتفلیکس که بود و چه کرد و یک مهمان گرانقدر هم داریم. بریم بیایم، اخبارینو در خدمت شما هستیم. خب، بخش اخبارینوی ما، اخبار جدید کسبکارها رو میگه، ولی قبل از اون میخوایم تشکر کنیم از شنوتو که از قسمت اولِ رادیو رشدینو با ما همراه بود. بچههای گلِ شنوتو، شامل الیاس گرجی، آقای مددی عزیز و بقیه دوستانی که به ما در این راه کمک کردن و صدای نکرشیدهمونو تحمل کردن و کمک کردن که اه رادیو رشدینو به گوش شنوندگان برسه. از همه این بچهها تشکر میکنم و بریم بهسمت اخبارینو. تو قسمت اخبارینو یک خبر جالبی رو میخوام خدمتتون بگم که شاید اه چون تو رسانههای فارسیزبان در موردش کسی صحبت نکرده، برای شما جذاب باشه. یک استارتاپی هست اه توی چین به نام دیدی. دیدی اه بهش میگن چایناز اوبر، در اصل اوبرِ چینیهاست. اما اول من بهتون بگم که در اصل دیدی که بود و چه کرد؟ دقیقترش بخوایم بگیم، نوشته دیدی بیشتر از ۱۰ هزار تا اه کارمند داره، سال ۲۰۱۲ تأسیس شده و در اصل مؤسسینش آقای بوژانگ و وی چنک هستند. و نکتهی جالبی که در مورد این اه استارتاپ هست اینه که اه مرکزِ هدکوارترش توی پکن یا همون اه پکنه. یک نکتهی جالبی که میخوام خدمتتون بگم، در اصل تو سایت کرانچبیس یک قسمتی داره که نشون میده که شما اه استارتاپی که سرچ کردین، چه نکاتی در موردش وجود داره؟ توی یک پاراگراف بهتون نشون میده. استارتاپِ دیدی، ۲۳ میلیارد دلار تو ۲۵ راند، یعنی ۲۵ دور سرمایهگذاری جذب کرده که عدد بسیار بالاییه. اما خبری که میخوایم در مورد دیدی خدمتتون بگیم، خبر خیلی جالبی. اتفاقی که افتاد اینه که، هفتهی گذشته اه شرکتِ دیدی، ۴.۴ میلیارد دلار جذبِ سرمایه کرد از اه بورسِ نزدکِ آمریکا. یعنی یک استارتاپِ چینی از بورسِ نزدکِ آمریکا اه جذب سرمایه کرد. یعنی چی؟ یعنی وارد بورس شد دیگه، یعنی سهامش رو عرضه کرد. خب، این که اتفاق خیلی جالبیه. اولاً عددی که جذب کرده، عدد خیلی بزرگیه. یعنی تو گزارش عنوان کرده که آقا، سوپر سایزد آیپیاوئه. و نکتهی جالبتر اینه که، دقیقاً بعد از این اتفاق اه یک اصطلاحی داره، این مقاله میگه اسلپت اه شد توسطِ رگولاتورهای چینی. انگار یک چکی خورد توسط اون. بعد از اینکه اه در اصل آیپیاو شد، از اه اپاستورهای چینی کلاً حذف شد. یعنی رگولاتورِ چین اه یعنی کسی که همون سازمانِ تنظیم مقررات، مثلاً تو ایران اگه بخوایم در نظر بگیریم، گفته که آقا، دیدی رو حذف کنید. چند تا نکته حالا در مورد این وجود داره خدمتتون میگم. نکتهی جالبی که وجود داره اینه که میگه ۱۰۲ میلیون بار تا حالا دانلود شده که ۴۶ میلیون بار اون توی اه چینه. و اه این رگولاتورهای چینی هم خیلی تلاش کردن که آقا این جذب سرمایه نکنه. اما اتفاقی که افتاد، این که توسط یک اپاستور حذف نشده. توسطِ اپاستورهای چینی حذف شده و میدونین که اپاستورهای چینی بیشتر از گوگلپلی و اپلاستور اه در اصل سهمِ بازار دارن و بیشتر از همه دانلود دارن. یک اتفاق جالبی که افتاده اینه که یهو نصبش یک کاهشِ خاصی پیدا کرده از اون اه فاصله، از این فاصلهای که حذف شده. و نکتهی بعدی اینکه دلیلشون رو اپاستور اعلام نکردن. اما این مقاله اومده در موردش اینجوری صحبت میکنه که، میگه احتمالاً به مشکلاتی که بین آمریکا و چین برمیگرده از اون نشأت میگیره و مشکلاتِ حالا اقتصادی سیاسی که بین آمریکا و چین هست، گفته آقا، چرا رفتی از اونجا جذبِ سرمایه کردی؟ این استارتاپ خیلی استارتاپِ حائزِ اهمیتیه. یعنی خیلی جالبه. جزء استارتاپهای موفقِ اه چینیه که هم اه در اصل ارزش بالایی داره، هم اینکه تازهام وارد بورسِ نزدک شده بود دیگه. و بعد از ورود به آیپیاو ارزش، یعنی ورود به بازارِ سرمایه آمریکا، ارزشِ این استارتاپ به ۷۳ میلیارد دلار رسیده که عددِ بسیار بالاییه. خب، اینو میخواستم خدمتتون بگم، اینو من مثال آوردم. برای اینکه خیلی از دوستان، کارآفرینان، اینها میآن در مورد این صحبت میکنن که آقا، ما تو ایران داریم کار میکنیم، چقدر مشقت میکشیم، چقدر دولت از ما حمایت نمیکنه، چقدر سنگ جلو پامون میندازه یا نمیندازه، اصلاً من اینارو کاری ندارم. اصل اینه، فکر نکنید که فقط ایرانه که اینجوریه. چین بهعنوانِ یکی از ۳ اقتصاد برترِ دنیا، است اه یکی از ۵ تا استارتاپ بزرگش وقتی جذب سرمایه کرده، اونم بالاترین ارزشی که یک شرکت میتونه خلق بکنه، اینه که واردِ بورسِ مثلاً نزدکِ آمریکا بشه دیگه، تو فضای استارتاپی دنیا این یک اه آرزوئه. خب چه اتفاقی افتاده؟ دقیقاً بعدش اومدن از اپاستور حذفش کردن. یعنی بهخاطر این اتفاق، این جریان افتاده. البته پیشبینیها اینه که بهخاطر این اتفاقا یعنی هنوز دلیلِ مشخصی براش عنوان نکردن. میخواستم بگم که آقا هر جای دنیا که کار بکنید، سختیها و مرارتهای خاص خودشو داره. تمام دوستانی که از خارج ایران صدای ما رو میشنون میتونن این رو بگن که آقا، اینجوری نیستش که یک جایی باشه آقا شما رو باد بزنه، بگه آقا بیاید، فقط کارآفرینی بکنید، ما از کارآفرینان حمایت میکنیم و اینا. اینا همه افسانهست. یک سری چیزا حتی تو آمریکا هم همینجوریه، آمریکا سختی خاص خودشو داره. اه در مثال، مثلاً شما احتمالاً میدونید که مثلاً بایننس بهعنوان یک استارتاپِ خفن تو حوزهی کریپتوکارنسیها، یکی از بزرگترین اه در اصل اکسچنجها و صرافیهای کریپتو تو دنیا با ترافیکِ ۲۶۰ میلیون بازدید در ماه، اه دولت آمریکا دست گذاشت روش و گفتش که اه، باید کنترل کنم من در اصل تراکنشهاتو و ۲۰ درصد مالیات میکشم روی هر اه عایدی که برای شما اتفاق میافته. الان پشتِ اون یعنی شما اگه از آمریکا تشریف ببرید، از سروری که تو آمریکا هست، خیلیا خب اه ترید میکنن داخلِ اه ویپیاسها و سرورهای مجازی. برین اه بایننسداتکام بزنین میگه باید برین بایننسداتیواس. اه، جالبترش اینه که، انگلیس هم دقیقاً همین کارو کرد. بسته دقیقاً فضا رو و احتمالاً مجبورش میکنه که ببره رو بایننسداتییوکی. و جالبتر چیه؟ تو ترکیه که همین کشورِ بغلیمونه که آقا کلی استارتاپ و اه استودیوی بازیسازی خفن اومده بالا، تمامِ استارتاپهای حوزهی کریپتو رو ریخت بیرون. و اه ملت هجوم آوردن سمتِ بعد از اینکه کاهشِ ارزشِ پولی ترکیه اتفاق افتاد، سمتِ بایننس و یک سری از استارتاپهای دیگهای که تو حوزهی اه صرافیها کار میکنن. میخوام بگم خدمتتون که اصلاً استارتاپ یعنی اه اینکه آقا شما بری به مواجههی مشکلات، بری به اینکه یک راهِ جدید درست کنی، بری به اینکه یک کارِ جدید درست کنی، یک ارزشِ جدید درست کنی. برای همین فکر نکنید واقعاً همهجا برای استارتاپها فرشِ قرمز پهنه و اه اگر استارتاپ دارید همیشه لباسِ رزم و اه شمشیر دستتون باشه. این اخبارینوی ما بود. اه بریم بیایم نکاتینو در خدمت شما هستیم. خب تو قسمتِ نکاتینو ما نکاتِ کسبوکاری رو میگیم، امیدوارم که به دردتون بخوره و براتون جذب
باشه یک داستانی رو میخوام براتون نقل بکنم یه داستان خیلی کوچیک و جذابی رو که این داستان در مورد نتفلیکس آقای رید هستینگ هستینگز هستینگز بله مرسی از اصلاحتون نتفلیکس رو بعد از اینکه در اصل جریمهاش کردن تو حوزه در اصل پخش فکر کنم ویدئویی بوده یا هر چیز دیگه عنوان مقاله در مورد جریمهاش ننوشته ولی میگه سال ۲۰۰۰ بلاکباستر بلاکباستر میتونست نتفلیکس رو به قیمت ۵۰ میلیون دلار بخره بلاکباستر چیه ایمان جان ببین قبل از اینکه نتفلیکس و این شرکتهای اینشکلی اصلاً بیان وسط یه شرکتی بود به اسم بلاکباستر که یه آرم بکگراند آبی و دورش هم کادر زرد داشت و روش نوشته بود بلاکباستر بلاکباستر شعبههای فروش و اجاره ویدئو بود، دیویدی یا قبلشم ویدئو که شما میرفتی اونجا میگفتی من فلان فیلم رو میخوام به شما قرض میدادند. بعد این جالبه که اونقدر تعداد شعبهاش زیاده که تبدیل به یکی از نمادهای اصلاً آمریکا شده یعنی شما ممکنه تو خیلی از فیلمها ببینی که یه بلاکباستر رو دارن به شما نشون میدن توی مثلاً اون فیلم. نکته اینجاست که همه به نتفلیکس میگفتن که تو خیلی خنگی که داری همچین بیزنسمدلی رو استفاده میکنی چون این بلاکباستر هست اینکه تو نتفلیکس اوایل چکار میکرد؟ اوایل برای شما دیویدی میل میکرد یعنی براتون ارسال پستی میکرد دیویدیها رو و میگفتن این چه مسخرهبازیای؟ خب بلاکباستر سر کوچه همه هست دیگه میرن از اونجا میگیرن این چه کاریه که شما داری میکنی؟ اون زمان به خاطر همین احتمالاً بلاکباستر اصلاً نتفلیکس رو نمیدیده و به خاطر همین این اتفاقی که شما داری میگی که احتمالاً الان ادامه توضیح میدی میافته بعدش حالا جالبه بهتون بگم که الان و این پیشنهاد نتفلیکس رو رد میکنه و نتفلیکس الان بیشتر از ۲۰۰ میلیارد دلار ارزش داره و در اصل نکتهای که وجود داره اینه که بلاکباستر دیگه عملاً از دور خارج شده، چیزی که من اینجا میفهمم، درسته؟ بله، بله میگه که الان که بالای ۲۰۰ میلیارد دلار ارزششه شاهد اینه که آخرین بلاکباستر هم رفت بیرون از رقابت و دیگه بلاکباستری وجود نداره. وجود نداره. البته بلاکباستر فکر کنم یه سری فیلمهای بزرگی هم که درست میکردند اینها یه اصطلاحی این اصطلاح رو از همینجا گرفتند، یعنی از اینجا که میگن فلان فیلم یک بلاکباستره، به این معنی که یک موفقیت توی گیشه محسوب میشه، این اصطلاح از اونجا اومده. آره اینم اصطلاحاً تو این توئیت اومده در مورد این صحبت کرده که آقا اینم به عنوان آخرین بلاکباستر هم از دور خارج شد و جالبه بهتون بگم سالها نتفلیکس میرفت جلو و کمپانیهای تولیدکننده ویدئو که اونا رو به صورت حالا اجارهای اصطلاحاً ساس ارائه میدادند یا حالا بگیم سافتور از سرویس که عملاً نمیشه گفت، میتونستیم بگیم مثلاً مدیا از سرویس، به عنوان مدیا ارائه میدادند توی نتفلیکس بودند اما اگه خاطرتون باشه با ما همراه بوده باشین تو قسمتهای گذشته، ما یک زمانی رو اعلام کردیم که دیزنی شروع کرد خارج شدن از نتفلیکس و گفت آقا من میخوام دیزنیپلاس خودم رو راه بندازم. و جالبه بهتون بگم یک خط تولید جدیدی دیزنی راهانداخته که خیلی هیجانانگیزه و اگر دنبال بکنید کارهای دیزنی رو دوست داشته باشید میبینید مثلاً عنوانهایی مثل مثلاً سوفیا اصلاً برای همین درست شد داخل دیزنی، یه دختر پرنسس کوچولویی و الیآخر. من حالا چون تو کار انیمیشن و گیم و اینا هم هستیم دنبال میکنیم این کارها رو. از اونور داستانی که وجود داره کارخانه هیولاها سریالش داره ساخته میشه و این واسه طرفدارهای کارخانه هیولاها داره پخش میشه. آره، داره پخش میشه. خبر خیلی خوشیه و داستان خیلی جالبی شبیه این. فکر کنم چیزم برای اونه استودیو مارول که این فیلمهای اونجرز و اینها رو داره میسازه هم توسط دیزنی خریداری شد، الان دیزنی تقریباً میشه گفتش که بزرگترین فرنچایزهای سینمایی رو داره، یعنی از مارول گرفته تا جنگ ستارگان و اصلاً تبدیل به یه هیولایی شده برام. دقیقاً. و یه چیز جالب نظرسنجی که همون موقع انجام داده بودند گفته بودند پدر و مادرهایی که بچه دارند ۴۰ درصدشون دیگه بچه کوچیک دارند، زیر ۱۰ سال دارند، ۴۰ درصدشون دیگه نتفلیکس رو شارژ نمیکنند چون واسه خاطر دیزنی بوده که داخل نتفلیکس بودند. میخوام بگم که ویدئوها و محتوای داخل این سیستمهایی که اصطلاحاً بهشون میگن استریمینگاپها، حالا چون ویاودی فقط نیست دیگه، چون آاودی هم داره، ویاودی ویدئو آن دیمنده آاودی هم که یه ماشینیه که میتونی سوار، نه، آاودی هم آاودی آن دیمنده که داستانی که وجود داره اینه که این جریان خیلی جذاب شد، بعد از اونور یک اتفاق باحالی که افتاد، چی بود؟ اگه خاطرتون باشه قسمت قبل خیلی در موردش صحبت کردیم، چون دارن همینجوری رشد میکنند میان بالا و خفن میشن، پیکاک در موردش صحبت کردیم. آقا این پیکاکه مال یک شرکتی در اصل ویدئوییه که اومده یک مدل جدید اینکارو کرده، من از قسمت قبل که در موردش صحبت کردم اگه با ما همراه بوده باشین رفتم آمارشو درآوردم که این چرا پیکاک یا همون طاووس اینقدر فروشش رفته بالا؟ به خاطر اینکه با یه قیمت بسیار پایینی داره آدمها رو ترغیب میکنه که بیان و از پیکاک استفاده بکنند، مثلاً شما حالت عادی قیمت مثلاً سابسکریپشن مثال، حالا ۲۰ دلاره، ۳۰ دلاره، این داره میده مثلاً ۵ دلار بیاین داداش، مثلاً استفاده کنید یا بیاین مثلاً ۳۰ روز همینجور استفاده کنید حالا بعداً پولشو بدین خب؟ از ماه دوم پرداخت کنید، یه سری آفرایی داره میده که مخاطبها رو جمع کنه، پارامونت هم که وارد این فضا شد، پارامونت هم وارد این فضا شد و اینا دارن با هم شروع میکنند رقابت کردند. میدونید، من یاد اسنپفود افتادم که اسنپفود اومد و شروع کرد جمع کردن و الان خیلی از فستفودها میگن آقا ما شما ازش سفارش میدید دقت کنید، یه اساماس به شما میده داداش میتونه از خودمون هم سفارش بدید میگم آقا نمیخوام از شما سفارش بدم، میخوام از اسنپفود سفارش بدم، این داستان داستانی خیلی جذابییه و منم نتفلیکس رو به عنوان یک استارتاپی که خیلی جذابه دوست دارم، حالا یه کاری که ما اینجا بعضیموقعها انجام میدیم، این که میریم سرچ میکنیم در مورد نتفلیکس که آقا این نتفلیکس چیو کیو چیکار میکنه؟ و میخوام برای این در اصل قسمت هم همینکار رو انجام بدم، اما قبل از اون میخوام از خود ایمان بپرسم که تو طرفدار کدوم یکی از اینهایی و کدومشون رو میبینی محتواهاشون رو؟ خب من که اگه یه چیزی از دیزنی نبینم، تو روز، روزم شب نمیشه و واقعاً چی میبینی ازش؟ مثلاً من همهچی دیگه، از استاروارز و مارول گرفته تا انیمیشنهاشو استاروارز سریالم داره؟ سریال هم داره، آره، یه چند تا سریال انیمیشنی اینا درست کرده، هم ماندالوریان برای استاروارزه، هم بد بچ الان داره پخش میشه، نکته اینجاست که، خیلی نکته جالبی رو اشاره کردی که خانوادههایی که بچه کوچیک دارند نتفلیکسشون رو شارژ نمیکنند میرن سراغ دیزنیپلاس، جالبه، من داشتم یه مقالهای میخوندم که داشت تحلیل میکرد چرا توی دیزنی و سریالهایی که تو دیزنی پخش میشه، با اینکه سریالها برای بزرگساله، مثلاً مثل همین استودیو مارول و همین استاروارز، اصلاً هیچ صحنهای که مثلاً به درد سانسور بخوره نداره، یعنی واقعاً نگاه که میکنی، این نگاه کرده باشین احتمالاً حالا شاید بهش توجه نکرده باشین، ولی واقعاً هیچ چیزی نداره که بخواهی سانسور بکنی، این دیزنی از این قضیه خیلی زیاد داره مراقبت میکنه، به خاطر اینکه میدونه که به اصطلاح مشتریهاش کساییان که دارن با بچه این فیلم رو نگاه میکنند و بهخاطر همین خیلی خانوادگییه فضاش. بله. یه سوال، الان شما خریدی این چیز رو؟ اکانت دیزنیپلاس رو؟ نه ولی براش هورا میکشم هر موقع که تبلیغهاشو میبینم، چون واقعاً توی ایران که آره، دانلود میکنم دیگه، مثل همه مردم. آها، دانلود میکنی، من فکر کردم چیزشو داری. نه نه من مثل همه مردم شریف ایران، دانلود میکنم و انشاءالله هر موقع که درآمد دلاری داشتم، اونها رو هم میخرم، با امید خدا. البته این بحث پولش هم فقط نیستها، ببین یککم البته بعضی مواقع که میگن بحث پولش نیست، دقیقاً بحث پولشه، خب؟ ولی این، میدونید، دسترسی هم سخته، یعنی، الان، ما اگه بخوایم که مثلاً دیزنیپلاس رو توی تلویزیون داشته باشیم، به مشکل فیلترینگ و تحریم و اینها میخوریم، همین کار رو خیلی سخت میکنه، بهخاطر همین، خیلی واقعاً شدنی نیست توی ایران، اما، خب من کلاً کارهای که دیزنی تولید میکنه رو خیلی زیاد میبینم. درود بر شما، خب در مورد نتفلیکس اگه بخوایم یه نکتهای بگیم اینه که نتفلیکس در اصل سال ۱۹۹۷ تأسیس شد و در اصل یک ژانویه ۱۹۹۷ و در اصل سه میلیارد دلار جذب سرمایه کرد تو ۱۱ قسمت و وارد سال ۲۰۱۸ هم وارد بورس
نزدک آمریکا شد یه نکتهای که میخوام در موردش بگم اینه که ولیاش در موقعی که آیپیاو شده بود ۳۰۹ میلیون دلار بود و خب خیلی عدد عدد بالاییه این به نظرم اینکه چه اتفاقی داره میفته برای ما جذابه مثلاً نتفلیکس از یک سرمایهگذاری هم خارج شد که اونم روکو بود روکو یک در اصل سختافزاریه که شما همه اینها رو یعنی جمله دیزنی پلاس نتفلیکس نمیدونم پارامونت اینها همه رو به عنوان یک چل میتونید داخلش نصب بکنید و استارت آپ خیلی جذابی هم هست که الان لیدر بازار استریمینگ اپها هست تو آمریکا ۴۰ درصد بازار دست روکو من از سختافزارش استفاده کردم خیلی سختافزار جالب و جذابیه حدود ۱۰ هزار خوردهای من شمردم در اصل دیگه ۱۰ هزار و ۸۰۰ تا چل داره داخلش از مثلاً بازی داره گیم داره و اینها و زبان برنامهنویسی خاص خودش رو داره یعنی اندروید و اینها نیست ولی ساختن چل داخلش خیلی راحتتر از اندروید و آیاواسه خب قسمت نکاتی رو فکر میکنم به اتمام برسونیم بریم سراغ آموزین و بریم بیاییم خب تو قسمت آموزین ما در خدمت شما هستیم با آموزشهای دنبالهدار و جذاب امیدوارم که به دردتون بخوره ایمان جان چی داری برامون؟ قبل از اینکه برم سراغ بحث امروزمون میخوام بگم که خب ما امروز در مورد نتفلیکس صحبت کردیم و من جلسه بعد دوست دارم در مورد اینکه نتفلیکس نگاهش به منابع انسانی و فرهنگ چیه صحبت بکنم خانم پتی مکورد که یه زمانی مدیر بخش به اصطلاح پیپل منیجمنت یا همون ما تو فارسی الان این روزها بهش میگیم منابع انسانی هستش خیلی در مورد این موضوع صحبت کرد در مورد فرهنگ سازمانی نگرش منابع انسانی و خیلی نکات جالبی رو گفته که انشاءالله حالا توی جلسه بعد یعنی توی قسمت بعدی که در خدمتتون هستم میشه دو قسمته دیگه انشاءالله در موردش صحبت میکنم اما امروز میخوام در مورد یه موضوعی صحبت بکنم ما در مورد ما یک سیری رو تا الان اومدیم جلو و در مورد بحث شخصیت اینکه پیشگوییهای خود محققشونده و موضوعات این شکلی حرف زدیم میخوام ادامه بدم بحثم رو با یکی از چیزهایی که واقعاً فکر میکنم مشکلساز شده این روزها مخصوصاً توی سازمانها و مخصوصاً تو بخش منابع انسانی و جذب و استخدام و این حرفها میخوام در مورد یک پدیدهای صحبت بکنم به اسم امبیتیآی تست آزمون آزمون شخصیت میرز بریگز که اصلاً این چی هست و از کجا اومده توصیه میکنم اگر که صحبتهای من رو میشنوید این رو حتماً سعی کنید منتقل بکنید به عزیزانی که طرفدار پاراپو قرص این تست شخصیتاند. یکم بریم عقب از اینجا شروع کنیم که این امبیتیآی اصلاً از کجا اومده خیلی وقت پیش این دو تا خانم میرز و بریگز که مادر دختر بودند میان از یک سری از آموزههای یونگ سعی میکنند که استفاده بکنند این آموزهها چی بوده؟ یونگ خیلی وقت قبل از اینکه این خانم میرز و بریگز اصلاً این کارو انجام بدن میاد آدمها رو سعی میکنه که یک سری ویژگیها رو توشون به اصطلاح تقسیمبندی بکنه نکته خیلی مهمی که یونگ اینجا داره اینه که خود یونگ ادعا میکنه که آقا اینها براش به اصطلاح خیلی من منطق دقیقی ندارم من صرفاً مشاهداتم اومدم گفتم و شما به هیچ وجه نباید آدمها رو توی این گروهها دستهبندی بکنید مثلاً یونگ میگه که اگر آدمها نمیتونن یا برونگرا باشن یا درونگرا اگر که آدمی رو دیدید که فقط برونگرا یا فقط درونگرا این آدم بیمار روانیه این در صورتیه که ما تو امبیتیآی میبینیم دقیقاً امبیتیآی میاد ماها رو یا مثلاً میگه شما برونگرایی یا درونگرا از اینکه بگذریم داشتیم در مورد این صحبت میکردیم که چرا اصلاً از کجا اومد امبیتیآی این خانم که به اصطلاح مادر بین این دو نفری که در موردش صحبت کردیم خانم میرز و خانم بریگز مادر این خانواده تصمیم میگیره که از مطالعات روانشناسیش استفاده بکنه برای اینکه بتونه یک فرزند خوب تربیت بکنه اونجا شروع میکنه از این آموزههای یونگ استفاده کردن بعدتر میبینه که تو صنعت یه مشکل جدی وجود داره اونم اینه که توی صنعت میان از تستهایی استفاده میکنند مثل تستهای مثلاً آیکیو تستهایی که نهایتاً به اون کسی که میخواد استخدام بشه میگه که تو به درد میخوری یا به درد نمیخوری این ادبیات خیلی آدمها رو ناراحت میکرد اینکه شما فکر کن میخوای بری یه شغلی رو تو شرکت بکنی استخدام بشی و بعد بهت بگن که تو تو به درد نمیخوری هوشت پایینه اونجا با یه سری از اساتید دانشگاه شروع میکنم همکاری کردن و از همین الگو استفاده میکنند براش پرسشنامه طراحی میکنند و یک هدف داشته این آزمون اونم این که این سیستم پرسشنامه پرکردن و بازخورد دادنو تلطیف بکنه یعنی قرار بوده که ببین دلیل اینکه شما اگر مثلاً پنج تا تیپهای شخصیتی امبیتیآی رو بخونید واقعاً آخرش نمیفهمید اینها چقدر مگه با هم اختلاف دارند و خیلی نزدیک به هم میبینید اینا رو این بوده که یک تستی قرار بوده طراحی بشه که آخرش به همه بگه آقا تو خوبی و تو به درد همه کارها میخوری یعنی این خیلی نکته جالبی بعداً این به اصطلاح قضیه بهش اضافه شده که بیایم امبیتیآی بگیریم ببینیم این طرف به درد این شغل میخوره یا نه اصلاً از اول قرار نبوده این اتفاق بیفته حتی الان شما تو سایت امبیتیآی اگه برید میگه که به هیچ عنوان برای اینکه یک نفر رو توی یک جا استخدام بکنید یا نه از این تست استفاده نکنید این رو خود امبیتیآی میگه جالبتر اینکه آقای کارل ثورسن که به اصطلاح که از اساتید روانشناسی تو دانشگاه استنفورده و جز برد ممبر سیپیپی همون شرکتی که امبیتیآی زیرمجموعهاشه یه حرف جالب میزنه ازش میپرسن شما چرا این همه پژوهش که تو استنفورد یک بار از امبیتیآی استفاده نکردی؟ میگه آخه امبیتیآی رو کی قبول داره؟ یعنی جزو هیئتمدیره سازمانه اما نظرش اینه که اصلاً کسی قبول نداره اینو. بعد جالب اینه که ببینید مثلاً حالا اصلاً قبول نداره یعنی چی؟ یکم بیایم نکاتشو بگیم که مثلاً حالا از این تاریخچه بیایم بیرون قبول نداره یعنی چی؟ یعنی اینکه یکی از چیزهای خیلی مهم توی تست شخصیت اینه که طی زمان به نسبت ثابت باشه. چون اگر ما فرضمون اینه که تست شخصیت شخصیت یک چیز ثابته پس اگه تست میگیریم ازش باید ثابت بمونه دیگه. نکته اینجاست که تست امبیتیآی دیده شده که به طور میانگین سه هفته جوابش ثابت میمونه یعنی اگر من از شما الان تست بگیرم سه هفته دیگه یک بار دیگه تست بگیرم جوابت متفاوته خب این یعنی اینکه یکی از اصول اولیه تست روانشناسی و شخصیت رو زیر سوال میبره. ولی خب چرا هنوز هست؟ خب داره برای شرکتش سود تولید میکنه و اون شرکت هم همیشه ادعا داره که آقا اینها برای استخدام استفاده نکنید اگر میخواهید استفاده بکنید صرفاً برای شروع مکالمه درباره خودشناسی استفاده بکنید و به این اصلاً قرار نیست به شما کمک بکنه خودشناسی داشته باشید قراره شروعی باشه برای مکالمه در مورد خودشناسی. اما من تو این مدت با خیلی از عزیزان صحبت کردم که خب این این فکتها رو که بهشون ارائه دادم به من گفتن که آقا به هر حال این یک فریمورک سادهست و ما میتونیم ازش استفاده بکنیم اما جالبه که توی هاروارد بیزنس ریویو وقتی شما یک مقالهای رو گذاشته بودن وقتی پژوهش کرده بودن دیده بودن اگر شما دو حالت رو در نظر بگیری برای جذب و استخدام یکی اینکه از تست امبیتیآی استفاده بکنی برای اینکه ببینی این آدم به درد این شغل میخوره یا نه یکی اینکه سکه بندازی به نظر شما کدوم اینها عملکرد بهتری داشتند تو جذب و استخدام؟ سکه بندازی سکه انداختن عملکرد بهتری داشته. یعنی به نظر من اگه شما میخوای از امبیتیآی استفاده بکنی راه راحتتر وجود داره. سکه بنداز هزینهاش خیلی کمتره، نیازی نیست یه نفر بشینه تحلیل بکنه و اینها ولی نهایتاً شما میتونی به جوابی برسی که بهتر داره به شما میگه که آیا این آدم به درد کار من میخوره یا نه. ببینید خیلی حرف بزرگیها که مثلاً شما برید تو این همه شرکت این رو تحقیق بکنید که آیا این کار گرفتن تست شخصیت اون هم امبیتیآی واقعاً داره کمک میکنه به جذب و استخدام ما یا صرفاً داری یک هزینهای رو به فرایند ما وارد میکنه؟ حرف آخر من اینه که ببینید خود یونگ اون زمان بندهخدا خیلی در مورد این صحبت میکرد که از این سیستم استفاده نکنید، این صرفاً تراوشات ذهنی منه و همه آدمها این جمله خیلی جمله جالبیه که یونگ میگه همه آدمها نسبت به این طبقهبندی مستثنیان. این جمله کسیه که این طبقهبندی رو درست کردهها و واقعاً باید به این فکر کنیم که آیا ما با این کار داریم کمک میکنیم به فیت کردن آدمها و شغلهاشون؟
یا نه داریم پیشبینی خودتقوق شونده، خودمعرف شوندهای که قبلاً در موردش صحبت کردیم رو ایجاد میکنیم، یعنی من میگم تو برونگرایی. جالبه که وقتی پژوهش کردم، دیدم وقتی به آدما میگن تو برونگرایی یه بار دیگه که ازشون تست میگیرن، نمرهی برونگراییشون بالا میره. این یعنی چی؟ این یعنی اینکه اگه من به تو بگم برونگرایی، تو برونگراییت تقویت میشه، این به این معنی نیست که واقعاً ماها برونگراییم یا درونگرا، همونطور که یونگ میگه ما نه برونگراییم نه درونگرا، ما یک تلفیقی از اینا هستیم و دقیقاً حرفی که آقای آدام گرانت میزنه، که ما معمولاً هیچ کدوم از اینا نیستیم و دقیقاً همین اصطلاحی که حالا استفاده میکنه نزدیک به مفهومی که شما میگید میانگراییم انگار، ما وسطیم، اصلاً معنی نداره اینکه، آره. من دوست دارم که به چالش بکشم عزیزانی رو که در مورد امبیتیآی رو دوست دارن و دوست دارن که از امبیتیآی استفاده بکنن. اگر این پادکست رو میشنوید هر کجا که میشنوید، اگر نکتهای دارید میخواهید به چالش بکشید این حرفهای من رو، خوشحال میشم که صحبتهای شما رو آره، بشنوم توی همین کامنتها و بهشون توی جلسهی بعد پاسخ بدم. درود بر شما. خیلی عالی. ما یک شرکتی میشناختیم که این بنده خدا، امبیتیآی میگرفت و دیسک میگرفت و اینها و یکی از بدترین استخدامهای رو کرهی زمین رو ایشون زحمت میکشیدن انجام میداد. خب، عرضم به خدمتتون که موردی رو که میخوام امروز در ادامه خدمتتون بگم، به قول یکی از دوستان میگفت یه کتاب گرفتی همینجور دستت داری هی روش هی محتوا میگی. ما من تصمیم گرفتم که یه مقدار خلاصه و موجزتر بیام در مورد کتاب توضیح بدم، ولی خب نکاتی که تو کتاب میبینم حیفم میآید که روش بگذرم. حالا ۷۵ درصد کتاب رو ما گذشتیم ازش. من یک مفهوم، آها کتاب رو بگم چیه؟ کتاب کسایی که حالا بار اوله با ما همراه هستند، کتاب هکینگ روث یا هک کردن رشد از آقای شان الیس. ایشون مشاور شرکت دراپباکس بود، ۳ تا، ۳، ۴ تا استارتاپ داره و خیلی آدم توانمندیه. ایشون اولین بار کلمهی هک رشد رو به کار برد. خب، ایشون توی این فصل که در مورد ریتنشن، هکینگ ریتنشن صحبت میکنه، میگه آقا ما درآمدمون خیلی وابسته است توی سایت، اپلیکیشن و حتی اینستاگرام اگه شما دارید میفروشید، خیلی وابسته است. به چی؟ به اینکه کاربرها دوباره به ما بازگردن. من یه مثال میزنم براتون. اگه اپلیکیشن شما رو کاربرها نصب کنن ولی وقتی نصب کردن و ثبتنام کردن دیگه سر نزنن، آیا شما فروشی از اون خواهید داشت؟ مسلماً نه. سایت شما رو یه بار از طریق سئو بیان داخلش و دفعات بعد دیگه برنگردن سراغش. آیا فروشی خواهید داشت؟ قطعاً نه. طرف بیاد فالو بکنه پیج شما رو توی اینستاگرام و به عنوان یه چنل واقعاً ما میتونیم در مورد اینستاگرام تو ایران صحبت بکنیم آ. یعنی یه بندهی خدایی پیشبینی کرده بود آقای شجاری که فروشهای اینستاگرامی رقیب دیجیکالا تو ایرانه. نه! کسی دیگه ای. آیا طرف بیاد فالو کنه پیج شما رو، تبلیغ دارین میرید، ولی نتونین برش گردونین، آیا فروش خواهید داشت؟ خب، یه داستانی که وجود داره، بگم اینها رو چه جوری میتونید بسنجین. اول از همه، اپلیکیشنتون رو باید خب ابزارهای آنالیز مثل گوگل فایربیس نصب بکنید. برای سایتتون میتونید گوگل آنالیتیک نصب کنید و توی پیج اینستاگرامتون هم، اگر پیجتون رو بیزینسی بکنید، کفایت امر میکنه و میتونید ببینید که آقا چند نفر از آدما، اصلاً شما یه پست جدید گذاشتی، اون پست جدید رو اینسایتشو که باز میکنی میتونی ببینید چند نفر روی اون، اگر مثلاً سایت دارید، آدم بیاد از تو سایتتون خرید بکنن، چند نفر روی اون پروفایل لینک شما زدن، میتونید ببینید. چند نفر به واسطهی اون پست شما، این دیتای خیلی خوبیه، از دستش ندین واقعاً. چند نفر از طریق اون اومدن شما رو فالو کردن. من به ازای هر یه پست میرم نگاه میکنم برای همهی پیجهایی که دستمون هست. حالا برای من مهمه، مدیریتش دست منه و از اون ور هم میرم نگاه میکنم مثلاً تو یک سال اخیر، دو سال اخیر کدوم بوده بیشتر برام فالوور آورده. مخاطبی که اومدن الان داریم، چه جور آدمهاییان، چه جور محتوایی رو دوست دارن، چه جوری بیشتر انگیج میشن، جذابه براشون. این چیزیه که میتونید باهاش برین بسنجین. حالا میگه آقا ریتنشنتون کمه، چه جوری میتونید برین افزایش بدین؟ یه قانونی هست تو اپلیکیشن، من این قانون رو میگم. برای سایت و اینستاگرام جواب نمیده، ولی میتونید یه ملاک دستتون بیاد. یه ملاکی هست، آقای نادعلیزاده یه بار در موردش گفت که آقا ما اینجوری بیایم بررسی کنیم. کاربرهایی که تو اپلیکیشنمون برمیگردن روز اول، میشه دِ وان، کسایی که روز هفتم برمیگردن دِ سِوِن و کسایی که روز سیام برمیگردن دِ تِرتی یا همون سیام. میگه اینها یه ملاک داره. ملاکش چیه؟ میگه اگر عدد بازگشت روز اولتون یعنی فردای روزی که نصب کردین، ها؟ نه همون روزی که هستین که خب نصب کردن همه اومدن داخل. ۴۰ درصد بود، کسایی که روز هفتم اومدن ۲۰ درصد بود و کسایی که روز سیام بودن بالای ۱۰ درصد بود یعنی شما کارتون خیلی درسته، ولی اگه پایین این بود باید تلاش کنید برین عدد برسونید. البته این یه عدد عدد میانگینیه، یعنی لزوماً برای همهی کسبوکارها جواب نمیده، ولی میتونیم به طور کل بگیم که این عدد عدد درستیه. تو حوزهی گیم، میتونیم با یه ۵ درصد، ۱۰ درصد کمتر تو حوزهی اپلیکیشن بگیم، ولی اگه اپلیکیشن شما چیزیه که حداقل مثلاً هفتهای دو بار استفاده میشه یا حتی هر روز استفاده میشه، باز شبیه گیم میشه یعنی ۴۰، ۲۰، ۱۰ رو میتونید براش در نظر بگیرین. پس اول گفتم که چگونه میتوانید بسنجین. دوم گفتم که با چه ملاکی میتونید بسنجین. حالا سوم میگم چه جوری میتونید افزایشش بدین. تو اپلیکیشن، با پوشنوتیفیکیشنهای هوشمند توسط فایربیس میتونید این کارو بکنید. توی اینستاگرام میتونید شما با تولید محتوای منظم، لایو گذاشتن، استوری گذاشتنِ مداوم، این کار رو انجام بدین. میدونید که اینستاگرام اگر یه روز درمیون دیرتر محتوا تولید کنید فکر میکنه که شما مردین. خب؟ یعنی به طور قطع میتونه، تقریباً بهترین حالتش اینه که حداقل مثلاً روزی یه دونه محتوا داشته باشه. اگر پیج فعالی دارین و میخواهین از طریقش واقعاً کسب درآمد کنید یا چیز شبیه این. البته ممکنه اگر آقا تمام پستهاتون پست ویدیوییه، یه روز درمیون هم اوکی باشه آ. حتی دو تا پست ویدیویی در هفته هم اوکی باشه. ویدیویی، خب یه اصلاً یه جایگاه خاص خودش رو داره. این میشه برای اینستاگرام. حالا چیکار کنیم بهترش بکنیم؟ آقای نیر ایال پروفسور دانشگاه امآیتی اومده یک بررسی انجام داده، گفته آقا من اومدم ۱۰۰۰ تا اپلیکیشن، ما اینو در موردش دو بار قبلاً صحبت کردیم، ولی دوباره میخوام بار سوم اینجا صحبت کنم، که اینجا بهش رسیدیم. پیشنهاد میکنم کتابشو بخونید. کتاب هوکت یا قلاب شده رو بخونید. سه چهار تا انتشارات هم ترجمهاش کردن، کتاب خیلی خوبیه. تو این کتاب میگه آقا من بیشتر از ۱۰۰۰ تا اپلیکیشن و سرویس و سایت و اینها رو بررسی کردم توی همین آزمایشگاه امآیتی و به این نتیجه رسیدم که اینا اکثرشون از یک تمپلیت، یک ساختار خاصی استفاده میکنن. سابتایتلِ این کتاب اینه: قلاب شده یا چهجوری بتونیم محصولاتی درست کنیم که در عادتهای مردم جا شوند. خیلی بد ترجمه کردن، شما میشه ترجمه بهتر بگین؟ نه منم احتمالاً همونجور ترجمه میکنم ولی میگه چهجوری محصولاتی بسازیم که عادتساز باشه. آها عادتساز باشه. درود بر شما. حالا در خلال این در اصل کتاب میاد در مورد این صحبت میکنه و یک فریمورکی رو مشخص میکنه، یک چارچوبی رو مشخص میکنه که میگه ۴ تا مرحله داره. مرحله اول تریگر یا همون ماشه، مرحله دوم اکشن یا فعالیت خاصی، مرحله سوم ریوارد یا جایزه و مرحله چهارم اینوستمنت یا سرمایهگذاری. میگه آقا یک مثال میزنه، میگه که مثلاً تو اپلیکیشن شما یه نوتیفیکیشن ارسال میکنین، این میشه تریگر، یه ماشه برای شروع کار. آدمها که رو اون کلیک میکنن میرن داخل اپلیکیشن یا بازی شما یه اکشنی انجام میدن. مثال، مثلاً میرن این مرکز چیزیشون رو آپگرید میکنن، خب؟ بعد بابت اینکه آپگرید کردن بهشون یه ریوارد داده میشه. این ریوارد رو دوباره برمیدارن سرمایهگذاری میکنن تو بازی. میگه هر چقدر بتوانید آدمها رو درگیر این فضا بکنید، تو این هوک بچرخن، احتمال بیرون اومدنشون کمتره. خاطرتون باشه ما در موردش جلسهی قبل صحبت کردیم، که اپلیکیشن، یه اپلیکیشنی بود واننوت؟ نه، واندرایو، یه اپلیکیشنی بود که در موردش صحبت کردیم. اسمش یادم نمیاد اسمشو. خیلی عجیبه، اون فیله. آقا اون فیله چی بود؟ اِوِرنوت، اِوِرنوت آره. اِوِرنوت دقیقاً از همین شیوه استفاده میکنه، یعنی شما محتواتو داخلش میذاری، کار خاصی انجام میدی، محتوات دستهبندی میشه، درست میشه، عملاً داری روش سرمایهگذاری میکنی، یعنی این قضیه فقط واسه اپلیکیشنها، واسه گیمها نیست، همهجا کاربرد داره و خیلی جذابه که همهجا کاربرد داره. اگر به کاربرها واقعاً جایزه بدین، این در اصل یه نوع نگاه به گیمیفیکیشنوار هم به قضیه هست دیگه، یعنی کاربر رو یه تریگر براشون بذارید که آقا برگرده استفاده کن، برگرد دوباره.
فلان کارو بکن برو محصولات جدید ما رو ببین، برو سرویس جدید ما رو ببین، برو پروموشن جدید ما رو ببین بعد یه اکشنی انجام بدن بهشون یه ریوارد بدی مثلاً ۳۰ روز بخرن ۵ روز اضافه تر بدی و بعدن شروع کنن ببین مخصوصاً اینا تو سافتور از سرویس خیلی کاربرد داره یعنی پلتفرمهایی که شما به عنوان نرمافزار آنلاین دارین مثلاً دارین ازش استفاده میکنین مثل سایتساز و اپلیکیشنساز و الاآخر کاربرا که بیاد کامل کنه اپلیکیشناش رو بارهای دیگه هم بهش سر میزنه. وقتی که بره پابلیش کنه بارهای دیگه هم بهش سر میزنه. این به نظرم نکته خیلی جالبی بود فکر میکنم که لازم بود در موردش صحبت بکنیم تا الیاس گرجی عزیز ما رو به عنوان ناهار میل نکرده دیگه باید این قسمت رو به پایان برسونیم و از اسپانسرمون صباویژن تشکر بکنیم که در اصل از ما حمایت میکنه. صباویژن در اصل به عنوان بزرگترین آژانس تبلیغات آنلاین ایران هم تبلیغات ویدیویی داره هم کلیکی داره و هم شبکههای اجتماعی که آپارات و فیلیمو در اصل رسانههای برجستهای که باهاشون کار میکنن شما میتونید کمپینهای هدفمند و کاربردی خودتونو بذارین. من خودم اولین بار که دیدم شما رو چه تگها و چه کانسپتهایی میتونید کمپین طراحی بکنید داخل صباویژن واقعاً خودم حیرت کردم. فکر نمیکردم اینقدر گزینههای جذابی داشته باشه. میتونید کمپینهای ۳۶۰ درجه با تیم خلاق صباویژن ببرین جلو. خب آدرس وبسایتشم من میذارم تو کپشن میتونید دنبال بکنید. اینجای ماجرا ازتون خواهش میکنم که ما رو به دوستانتون معرفی بکنید. بهترین کاری که میتونید برای ما انجام بدید اینه که ما رو به دوستانتون معرفی بکنید که فکر میکنید رادیو رشد به دردشون میخوره حتی اگه فکر نمیکنید که به دردشون میخوره بازم معرفی بکنید هیچ اشکالی نداره ما ناراحت نمیشیم و شما رو ایمان رو در اصل به خدای بزرگ و مهربان میسپاریم میریم بیایم که با مهمانمون با مهمان جدیدمون صحبت کنیم. ایمان جان خوشحالم که در خدمت شما بودم انشاءالله در قسمت بعدی همونطور که گفتم در مورد نتفلیکس با هم صحبت میکنیم و به خدای بزرگ میسپارمتون. بریم بیایم مهمانمون در خدمت شما هستیم. خب تو قسمت مهمانها ما در خدمت شما هستیم با یک مهمان عزیز و گرانقدر که لطف کردن دعوت ما رو قبول کردن و مهمان این قسمت شدن. خانم لیلا صداقت مدیر دیجیتال مارکتینگ فیروز. خواهش میکنم خودتونو معرفی بفرمایید. سلام، خیلی ممنونم از وقتی که گذاشتین. لیلا صداقت هستم، در حال حاضر مدیر دیجیتال مارکتینگ مجموعه بهداشتی فیروز. درود بر شما، لطفاً یکم برگردیم عقبتر از یکم گذشتهتر بگین که خانم صداقت که بود و چه کرد از ابتدا. ااا، از ابتدا بخوام خدمتتون عرض کنم من حدود ۱۰ سال هست که سابقه کار دارم ولی ۵-۶ سال اول فعالیتام رو تدریس زبان انگلیسی انجام میدادم چون بکگراند من ادبیات انگلیسی هست و لیسانس ادبیات انگلیسی دارم تصمیم به تغییر شغل دادم و خب خیلی اتفاقی توی حوزه دیجیتال مارکتینگ وارد شدم و ۳ سال اخیر فعالیتام رو من تخصصی پرفورمنس مارکتینگ کار میکردم که اون هم باز هم اونم فعالیتام خیلی اتفاقی شد وارد مجموعهای شدم که کارشون تخصصی کمپینهای پرفورمنس مارکتینگ بود خب چون که با توجه به اینکه من خودم اصولا آدم منظمی هستم خیلی به روحیه ام میخورد و من خودم علاقه داشتم و ترجیح دادم توی همون زمینه هم ادامه فعالیت بدم درود بر شما خب قبل از مجموعه فیروز تو چه مجموعهای بودین؟ یعنی به عنوان دیجیتال مارکتر؟ قبل از مجموعه فیروز من بله به مدت ۳ ماه پرفورمنس مارکتر مجموعه کومودا بودم، قبل از کومودا مجموعه تبلیغدرایو من فعالیت میکردم حدود ۲ سال همونجا هم بود که حالا پرفورمنس مارکتینگ رو شروع کردم تخصصی کار کردم. درسته، خیلی جذاب. تبلیغدرایو چیکار میکنه؟ یه اسم خیلی جذابیام داره. تبلیغدرایو آره، تبلیغدرایو کمپینهای تخصصی پرفورمنس مارکتینگ اجرا میکرده و هنوز هم در جریان هستم که انجام میدن حالا واضحتر بخوام خدمتتون بگم کمپینهای کاستپراینستال، کاستپرلید و کاستپرسابسکرایب رو اجرا میکردن و میکنن که حالا فارسیشو بخوام بگم اینجوری میشه که کمپینهای نتیجهمحور ران میکنن درود بر شما خیلی عالی، چی شد اومدین سراغ بحث پرفورمنس مارکتینگ و اینکه چه تفاوتهایی بین حوزه دیجیتال مارکتینگ و پرفورمنس مارکتینگ یا چه شباهتهایی براش بین این دو تا وجود داره؟ ببینید الان من در واقع تو پوزیشنی که اتفاقاً دقیقاً الان هستم شاید خیلی پرفورمنس مارکتینگ کار نکنم چون الان ما داریم روی حالا حوزه های تبلیغات یه مقدار کلیتر، برندینگ و اینجور مسائل حتی سوشال مدیا کار میکنیم. توی پرفورمنس مارکتینگ ما خب خیلی حوزه دقیقتر میشه و خیلی از اون فعالیتهایی که یه دیجیتال مارکتر داره رو شاید پرفورمنس مارکتر انجام نده. مثال براتون بزنم شاید یه مدیر دیجیتال مارکتینگ باید پلن استراتژی و استراتژی و پلنینگ یک سوشال مدیای مجموعه رو انجام بده ولی پرفورمنس مارکتر این کارو اگر هم بخواد انجام بده خیلی متفاوتتر انجام میده و بخوام تفاوت خیلی دقیقترشو بگم پرفورمنس مارکتینگ بهشدت روی دیتا تمرکز داره و هرگونه تصمیمگیری بر اساس دیتا انجام میشه. مثال میزنم، شما فرض کنین که مثلاً همان سوشال مدیایی که خدمتتون عرض کردم اگه من پرفورمنس مارکتر بخوام پلن سوشال مدیا بنویسم، هر روز میام دیتا رو چک میکنم. البته الان باز این خیلی بابتر شده توی حتی بچههایی که کانتنت کار میکنن که دیتا رو بررسی بکنن ولی پرفورمنس مارکتینگ چون خیلی هزینه براش مهمه و در واقع اون کاست رو خیلی اهمیت میده که بالا نره و کاملاً بهینه هزینه بشه، میاد کاملاً دیتا رو اینقدر بررسی میکنه که ببینه شما بر اساس اون محتوایی که تولید کردین روی بستر سوشال مدیاتون مثلاً ۲۰ میلیون تومان هزینهاش شده حالا بابت اون شما چه آوردهای براتون اتفاق افتاده، چند تا فالوور داشتین، چه مقدار فروش براتون ایجاد کرده. یعنی خیلی دقیقتر و واضحتر برای حالا صاحب کسبوکار مشخص میشه که هزینه من چی شد. دقیقا. خیلی خب، این خیلی جذابه، مفهومی هست که حالا ما توی حوزه رشد هم بهش اشاره میکنیم. میگیم که اینکه چه جوری میتونیم با هزینه کمتر بتونیم مشتریان بیشتری یا درآمد بیشتری ایجاد کنیم. خب چه سورسهایی رفتین سراغش؟ از کجا اینو یاد گرفتین؟ کسی بود ازش یاد گرفته باشی؟ چون الان چند سال هستش که مثلاً آقای سجاد احمدی، آقای محمد سمیعی، چند نفر هستن که ما به عنوان پرفورمنس مارکتر میشناسیمشون و شما هم که دیدم با این در اصل نام کار انجام میدین برام خیلی جذاب بود. دونستم که پرفورمنس مارکتینگ از نگاه شما چه مفهومی داره و چه کارهایی انجام دادین که مورد رضایت مشتری بوده. واقعیتاش مسیر یادگیریم میگم خیلی اتفاقی بود و خیلی تجربی اتفاق افتاد یعنی خیلی از اون تکنیکهایی که ما یاد گرفتیم که انجام بدیم چون که کمپینهای زیادی رو آژانس هندل میکرد در حین کمپین ران کردن یک سری تکنیکها رو ما یاد گرفتیم که انجام بدیم به غیر از اون در کنار اون، خب پرفورمنس مارکتینگ چون خیلی ابزارمنده، خیلی متکی بر ابزارهای مختلف هست در کنارش خب قاعدتاً من باید ابزارهای مختلف رو به عنوان مثال ابزارهایی که آنالیز اپلیکیشن رو انجام میدن رو یاد بگیرم، که باز هم یه سریها رو من با توجه به کمپینهایی که داشتیم مجبور میبودم خب شاید مثلاً در عرض یک هفته یک روز یه ابزاری رو بشینم حالا در حدی که لازم دارم روش مسلط بشم. یه سری دیگه مثل مثلاً گوگلآنالیتیکس رو خب وقت خیلی مفصلتری خودم گذاشتم حالا رفتم خیلی وسیعتر اون رو یاد بگیرم، ولی آموزشهای من واقعیتاش خیلی تجربی و در حین اجرای کمپین بود و حالا یه چیزی که از سمت خودم به این قضیه کمک میکرد، این بود که میگم من خودم چون خیلی آدم منظمی هستم و احتیاج داشتم بدونم که دقیقاً چی، کجا قرار میگیره دیدیم که خب از یه سری همین جدولهایی که خودمون استفاده میکنیم، دیتاهایی که خودمون حتی شاید بابت کارهای روزانه خودمون ثبت میکنیم یکسری دیتا بابت کمپین به دست میاد و خب اینها رو در کنار هم گذاشتیم و خود مجموعه با هم یکسری ابزارها ساختیم که بتونه تو کمپینها به ما کمک بکنه. من یه مشکلی که متأسفانه حالا پرفورمنس مارکتینگ توی ایران داره این هستش که ما چون اکثر کمپینها توی بستر تلگرام و اینستاگرام انجام میشه خب ما خیلی دسترسیهایی که روی بقیه پلتفرمها داریم، اونجا متأسفانه وجود نداره. مثلاً شما روی وبسایت اگه هرگونه فعالیتی انجام بدین، خود گوگلآنالیتیکس کامل خیلی دیتای شفافی به شما میده و خب شما فقط باید آنالیزش بکنید و اون ست کردناش در واقع مهم میشه، ولی توی ایران میگم چون کمپینها توی این دو تا بستری انجام میشه که ما دسترسی دیتایی نداریم باید یک مراحلی رو خود پرفورمنس مارکتر انجام بده که دیتایی که مدنظرش هست رو بگیره، مثلاً خب روی تلگرام خیلی سخته که شما کلیک رو داشته باشید، در نهایت خود پلتفرم فقط به ما ویو رو نشون میده که ویو هم اصلاً یونیک نیست. باز روی استوری اینستاگرام هم یک سری موارد اینگونه وجود داره.
و خب میگم اتفاقی که افتاد ما دیدیم در واقع کجا به چه چیزی احتیاج هست اون رو ساختیم پیشنهاد دادیم تست کردیم و خب میگم من کامل توی همه مراحل همه چیز رو یاد گرفتم. درود بر شما. اگر میشه یه مثال از این مواردی که هست رو بفرمایید یعنی ابزارهایی که استفاده میکنید چون ابزار واسه شنوندگان رادیوی ما خیلی جذابه یعنی دوست دارن که نام ابزارها ابزارهایی که تو ایران حالا یا به وسیله پرفورمنس مارکت استفاده میشه بشنون و بدونن چی و برن یادش بگیرن. اگه میشه چند تا از ابزارهایی که استفاده کردین یا حتی چند تا از ابزارهایی که خودتون ساختین اینها چی بوده کجا کاربرد داشته اینها رو بفرمایید ابزارهایی که به نظر من پرفورمنس مارکت تو ایران لازم داره یا بگیره از ابتدا خب گوگل آنالیتیکس هست گوگل ادز و بسترهای که خود گوگل فراهم میکنه خود گوگل خیلی بسترهای متفاوتی داره که به نظر من هم حالا صد در صد همه نه ولی میگم گوگل آنالیتیکس و گوگل ادز رو در ابتدا باید آموزش ببینه اون شخص بعد از اون خب چون که اکثر کمپین هایی که نتیجه محور و به صورت پرفورمنس مارکتینگ انجام میشه روی اپلیکیشن ها هست ما یک سری ابزار داریم که ابزارهای آنالیز اپلیکیشن هستند و حالا آنالیز اپلیکیشن میگم فرقی نمیکنه شما اپلیکیشنتون در حال تبلیغ انجام دادن براش هستین یا نه در ساده ترین حالت هم باید این ابزارها رو روی اپلیکیشنتون ست داشته باشیم دقیقاً مثل گوگل آنالیتیکس هست ولی برای اپلیکیشن ها نمونه خارجی اجاست و فایربیس هست که حالا فایربیس هم خود مربوط به مجموعه گوگل هستش نمونه های ایرانی از تریس و چاپوک و متیریکس هست که حالا بیشتر استفاده میشن اینها هر کدومشون هم حالا تقریباً امکانات مشابهی میدن به صورت کلی به شما کامل این دیتا رو میدن که روی بستر اپلیکیشن شما داره چه اتفاقی میفته به عنوان مثال همون موضوعی که شما خودتون فرمودین هک و خیلی به کار میاد این بررسی این دیتاهایی که از این اپلیکیشن ها ما دریافت میکنیم از یوزرهایی که داریم روی روند کاری که میخوایم انجام بدیم که حالا به قول شما بدون هزینه و با کمترین هزینه این رشد اتفاق بیفته اینها به نظر من ابزارهای خیلی بیسیکی هستند که حتما اون شخص باید بلد باشه. در کنار اون خب ما همونطور که گفتم توی ایران یک سری محدودیت ها چون داریم یو تی ام ساختن و کوتاه کردن لینک ها به صورت درست و یونیک خیلی مهم میشه یعنی شاید یک نفر میخواد یه کمپین ران بکنه و برای کل اون کمپین میاد یه یو تی ام میسازه ولی من پرفورمنس مارکتر برای هر لینکی که شاید میخوام توی هر کانال تلگرام بزارم یا هر لینکی که میخوام به هر اینفلوئنسر بدم یه یو تی ام جدا بدم و شاید حتی بشه با بعضی از چون بعضی از شورت لینک سرویس ها این امکانو به آدم میدن که شما از یک لینک حتی دو تا شورت لینک جدا داشته باشی که کلیک های متفاوت رو بتونی بررسی بکنی یه ابزاری که من جان انداختم اتفاقاً همین استفاده از شورت لینک سرویس ها بود که خب یه سری هاشون هم متاسفانه توی ایران تحریم هستند خیلی تعداد زیادی دارن که میشه ازشون استفاده کرد اینها هم خب خیلی خوبه که ما تسلط داشته باشیم بدونیم هر کدومشون چه اختیارات و چه دیتایی رو در واقع به ما میدن. درود بر شما شما با کدوم یکی از اینها تجربه بهتری داشتین از اون ایرانی هایی که ترکرهای ایرانی کدومشون به نظر شما بهتر بوده ما حالا با مدیر عامل های دوتاشون مصاحبه کردیم یکیشون هم متاسفانه اصلاً نیومد ما باهاش مصاحبه کنیم هر چقدر دعوتشون کردیم آخر شد مدیر عامل نمیدونم یک بخشی از کافه بازار شد ولی عارضم به خدمتتون که شما تجربه تون با کدوم یک از این ترکرهای ایرانی خوب بود از لحاظ فنی بخواین حساب بکنید من خب توی ایرانی ها هم با چابک کار کردم هم از تریس هم متریس خیلی واقعیتش تفاوت خیلی زیادی ندارن ولی خب پشتیبانی متریس خیلی خوب بود چون من خیلی از نزدیک باهاشون در ارتباط بودم و حتی مثلا چون روی کمپین ها گاهی پیش میاد که شاید ۱۲ شب هم یک مشکلات فنی پیش بیاد این ارتباط خیلی مهم هست من با بچه های متریس خیلی آقای طاهری اگر اشتباه نکنم خیلی واقعاً آنلاین بودن و همیشه پیگیری میکردن مشکلات و مسائل رو ولی واقعیتشو بخوام خدمتتون عرض بکنم حالا امیدوارم که دوستان ناراحت نشن از این حرف من من خودم اگر بخوام استفاده بکنم خارجی ها رو ترجیح میدادم چون که گاهی دیدم و خب خیلی از سمت مشتری این رو شنیدم که یک مقدار ابزارهای ایرانی یه شیطنت هایی میکنند روی دیتا و گاهی توی خود ابزار دیده میشه حالا اتفاقاً نکتهاش اینجاست که این ابزارها در اختیار مشتری قرار میگیرند که اون فراد و توی کمپین هاش تشخیص بده و خب این که دیتایی که ما بهش استناد میکنیم خودش مشکل دار باشه چیز اصلاً جالبی توی خارجی ها هم من اجاست رو واقعاً خب خیلی قوی بود برای کمپین اسنپ تیو ما ازش استفاده میکردیم متاسفانه تحریم شد و ایرانی ها دیگه نمیتونن ازش استفاده بکنن ولی خب خیلی قوی بود خیلی دیتای دقیقی میداد و به شدت ریلایبل بود حالا فایربیس دیتای خیلی محدودتری میده نسبت به اجاست. توی ایرانی ها هم میگم خیلی تفاوتی نداشت بخوام انتخاب بکنم از لحاظ فنی از تریس و متریس بهتر بود به نظرم البته اینم خدمتتون عرض کنم اگر که ابزار جدیدی الان در دست بچه ها باشه و در حال استفاده باشند من چون تقریباً ۸ ۹ ماهی میشه کمپین اجرا نکردم اونو من در جریان نیستم. درود بر شما اگر میشه بفرمایید که چه شرکتهایی هستند که نیازمند کمپین های خروجی محورند یعنی مثل مثلا سی تی آی کار کردن، سی پی ال کار کردن در اصل هزینه بابت نصب دادن، نمیدونم بابت لید دادن شرکت ها باید از کجا بفهمند که الان آیا زمان مناسبیه ما باید بریم سراغ این نوع یا اصلاً از ابتدایی که شروع میکنند کمپین هاشونو باید اصلاً برن سراغ همین نوع سراغ مدل های دیگه نباید برن. به نظر من که اول باید به شدت دقت بکنند روی اینکه و بررسی بکنند این مسئله رو که اصلاً ساختارهاشون اون یوزر بیسی که در حال حاضر دارن در بهترین حالت هست یا نه. اتفاقاً یه مشکل و معضلی که به شدت روی کمپین های پرفورمنس مارکتینگ به وجود میاد این هستش که مثال میزنم اپلیکیشن ایکس از من پرفورمنس مارکتر میخواد که براش کمپین اجرا بکنم اتفاقاً شاید بودجه خیلی سنگین و خوبی هم داشته باشیم ما یعنی شخص من دوتا گزینه دارم یا اینکه بیام اپلیکیشن مجموعه رو بررسی بکنم بهشون بگم اول شما این ۱۰ تا ایراد رو از روی اپلیکیشنتون ادیت کنید و حل کنید بعد کمپین براتون ران می کنم میتونم هم این رو اصلاً در نظر نگیرم و براشون کمپین رو به هر حال اجرا کنم. ترجیح من این هستش که اول اون ایرادهایی که دارن رو بهشون اطلاع بدم بررسی بکنم حتی اگر که در یک حالت خیلی ایدهآل بخوام بگم توی یه بازه یک ماهه به من زمان بدن که دیتای خیلی دقیق تری رو از اپلیکیشنتون من داشته باشم. بعد از اون این اتفاق میفته خب بعضی وقت ها حرف ما رو توجه میکنند ادیت ها انجام میشه یک زمان هایی توجه نمیشه ادیت های لازم انجام نمیشه یک مثال من براتون بزنم اکثر اپلیکیشن ها خب الان به این صورت هست که یوزر وقتی نصب رو انجام میده یه اکشنی باید انجام بده حالا ریجستر بکنه یا اینکه به صورت یه گیمفیکیشن داشته باشه که شخص رو مجبور بکنه که وارد اون اپلیکیشن بشه حالا هر چیزی که هستش. یه موردی که من بارها باهاش مواجه شدم این هستش که اپلیکیشن اون هر مجموعه به این صورت بوده که نصب انجام میشده تا اونجا اصلاً هیچ مشکلی نداشته حتی هیچ مشکل فنی دیگه ای هم نداشته اون اپلیکیشن ولی این اجبار بر ریجستر رو روی اپلیکیشن نداشتن. خب این چه اتفاقی میفته شما کمپین میرین ان میلیون هم هزینه تبلیغات انجام میدین فرض رو بر این بگیریم که اصلاً هیچ مشکل دیگه ای پیش نمیاد تبلیغات در بهترین حالت انجام میشه شما یه تعدادی فرض کنید از صد در صد ۱۰ درصدشون ریجستر انجام دادن یه ۹۰ درصد توی اپلیکیشن وارد شدن اصلاً علاقه داشتن حتی شاید به یه نحوی دارن از اپلیکیشن استفاده میکنند ولی شما بهشون دسترسی ندارین یعنی آدم اگه اپلیکیشن رو پاک بکنه شما هیچ ازش ندارید هیچگونه پوش نوتیفیکیشنی نمیتونی براش انجام بدید و بخوام خدمتتون خیلی حالا فنی تر بگم کمپین پرفورمنس مارکتینگ در بهترین حالت وقتی اجرا میشه که شما تمام استپ هایی که یک یوزر داره از نصب، حتی قبل از نصب، از کلیک، کلیک باز کردن، نصب، ریجستر و تمام استپ های بعدی رو شما براش گل ست کرده باشین توی ابزارتون و بتونین همه اینها رو بشمارین کاست هر کدوم رو در بیارین و فرض کنید مثلاً میگم اپلیکیشن اگر بازی باشه خیلی ما بخوایم کمپین ایده آلی برگزار بکنیم باید کاست این رو در بیاریم که بر اساس ان تومانی که من هزینه کردم
من تا وارد بازی من شدن و بازی رو انجام دادن. این به نظر من برای اپلیکیشنها اول این هستش که میگم از لحاظ فنی، از لحاظ یو آی یو ایکس، از لحاظ اینکه خب بررسی بکنن یوزرهایی که الان دارن چند درصد فعالن، چند درصد فعال نیستن، اون درصدی که فعال نیستن رو بررسی کنن اون چرا فعالیت نمیکنه. یوزری که داره از اپ شما استفاده میکنه اون رو هم حتی بررسی بکنن اون رو چطور میتونیم بهتر کنیم که حالا شما باهاش آشنا هستین این هک رشد میشه. یعنی همون یوزری که ما داریم رو بدون اینکه حالا یوزر جدید بهش اضافه کنیم خیلی فعالتر کنیم، خیلی کمهزینهتریم. بعد از اینکه به حالت پرفکت دراومد حالا میریم روی اینکه کمپین داشته باشیم، یوزرهای جدید داشته باشیم. چون به نظر من من ما وقتی که همون یوزری که داریم رو نتونیم ازش کسب درآمد بکنیم، فعالش بکنیم خب یوزر جدید میاد اتفاقاً ابس سنگین میشه و به همه قسمتهای اون مجموعه فشار کاری وارد میشه ولی آوردهای هم ما نداریم. روی بقیه کسبوکارها هم بخوام خدمتتون عرض بکنم مثال کمپین سی پی ال رو که من براتون زدم، کمپین سی پی ال معنیش این هستش که شما یه مقدار پول پرداخت میکنین. به ازای اون پولی که پرداخت میکنین یک تعداد خاص مشتری سمت شما میاد. این واقعیتش خیلی نیاز به این داره که آدم دونه دونه اون کسبوکار رو بشینه راجع بهش صحبت بکنه، بررسی بکنه. به خاطر اینکه خیلی خاص هست به کسبوکارها. ولی به صورت عمومی میخوام براتون مثال بزنم مجموعههای بزرگ حقوقی، مجموعههای بزرگ پزشکی، اینها خیلی بیشتر به دردشون میخوره چون مخاطب عامتری دارن. این رو به این علت میگم چون که ما یه مشکلی که توی ایران داریم، تارگت کردنه. مثال براتون میزنم اگر یه مجموعه پزشکی هست کلینیک زیبایی توی شهرستان هست، خب برای من پرفورمنس مارکتینگ خیلی سخته اون شهرستان رو فقط تارگت بکنم، مخصوصاً روی سوشال مدیا. واقعاً کاری هستش که خیلی هزینه رو هدر میده. حالا خب اگر تهران باشه چند تا مجموعه، چند تا شعبه داشته باشه، در سطح کشور چند تا شعبه داشته باشه چون ما مخاطبمون قاعدتاً بیشتر میشه، پوشش بیشتری میتونه بده هزینهه منطقیتر در میاد. مدلهای دیگهای کمپینم که براتون اسم بردن سی پی اس بود که حالا مخصوص میشه به سایتها اون هم باز خیلی بستگی به ساختار سایت و هدفی که سایت داره فرض کنین اگر یک سایتی آموزشی هست و خیلی براش مهم هست تعداد ایمیلهایی که هفتگی یا ماهیانه برای افراد ارسال میکنه بیشتر بشه و یا اگر داره از اون بیس سابسکرایبشنش مبلغی دریافت میکنه خب این هرچقدر تعداد سابسکرایبرز سایتش بره بالاتر منطقی هست و براش مفید هست این گونه سایتها خب این براشون خیلی خوبه. حتی شاید یک سایتهایی مثل دیجی کالا براشون مفید باشه که سابسکرایب داشته باشن چون که خب دیجی کالا پوش ناتیفیکیشن میفرسته. سابسکرایب چه امکانی به آدم میده؟ دقیقاً مثل رجیستر توی اپلیکیشن میمونه. شما یه ایمیل یه موبایلی از مخاطبت داری، یه راه دسترسی داری. در واقع انگار دارین یه دیتابیس مشتری برای خودتون پیدا میکنین. خیلی جذابه اینجور نگاه کردن به کمپینها. به خاطر اینکه دقیقاً حالا من خودم وقتی نگاه میکنم یعنی مخاطب که اومد صحبت میکنه مشتریها که صحبت میکنن میگم آقا دقیقاً اون چیزی که شما میخواین رو باید بابتش پول پرداخت بکنید. اگر قرار باشه که مثلاً فقط پر ویو این کار رو انجام بدین، این اتفاق نمیافته. یعنی خیلی سخت تبدیل میشه. اما من دقت کردم دیدم خیلی از آژانسهای کمی هستند که تارگت محور کار بکنن. این دلیلش به نظرتون اینه که آژانسهای کمی هستند که بلدن این کار رو یا اینکه این کار خیلی سختیه نمیخوان انجام بدن. این کار، کارِ سختیه و خیلی استرس بسیار بالایی داره و گاهاً از لحاظ هزینهای شاید خیلی به نفع مجموعه نباشه و همین باعث میشه که دلشون نخواد دیگه یعنی هر دو تا موردی که شما فرمودین رو با هم واقعیت داره. از لحاظ سختی کار، شما خب میگم من الان دارم به عنوان یه مدیر دیجیتال مارکتینگ پروسه رو میبرم جلو. واقعاً تفاوت سختی کار رو حس میکنم. چون وقتی که من کمپین پرفورمنس مارکتینگ اجرا میکردم، واقعاً شاید ساعت ۲ شبه از خواب بیدار میشدم، بر اساس دیتایی که داشت از کمپین میاومد، میدیدم که داره سی پی آی چه هزینهای به چه هزینهای ختم میشه و خب حالا یا خیالم راحت میشد یا اینکه استرسم بیشتر میشد. ولی این استرس، تفاوت استرس بسیار بالاست. چرا؟ چون معمولاً به این صورت هستش که مجموعه با مشتری داره به یه هزینهی فیکس کار میکنه و حالا اون تالرنسی که وجود داره بین اون هزینهای که داره برای خودش در میاد و هزینهی دریافتی با مشتری سودش رو تعیین میکنه یا حتی ضررش رو تعیین میکنه. شما ما واقعیت کمپینهایی داشتیم که واقعاً روی ضرر بودیم و خب کاری هم نمیتونستیم بکنیم چون که با مشتریمون قرار قیمت فیکس داشتیم که مثلاً نصب شما ان تومن براتون انجام میشه و خب حالا با دیگه تکنیکهایی که خودمون داشتیم و رو مانورهایی که روی محتوا میرفتیم قیمت رو بالا پایین میکردیم که اون حدی که میخوایم هرچی بهتر برگزار بشه قاعدتاً برای آژانس بهتره، چون سودِ جذابتری براش خواهد داشت. متوجه شدم. پس یکی بحثِ استرسِ دیگه و اینکه فکر میکنم شاید سودِ کمتری از این قسمت ببرن. ولی به نظرم اگر بعد از یه مدتی همه مشتریها متوجه بشن که آقا ما مثلاً پر ویو بریم یا مثلاً چه میدونم مثلاً کمپینمون ۱۰ میلیون بازدید بگیره، زیادِ سود آنچنانی برامون نخواهد داشت، همه مشتریها کمکم به این سمت خواهند رفت که در اصل پرِ اکشن و اون اکشنی که مدنظرشون هست این اتفاق میافته. شما پیشبینی برای این دارین؟ یعنی مثلاً الان مثلاً آژانسهایی که دارن تو این حوزه کار میکنن، کی باید خودشون رو آماده کنن برای اینکه یه روزی بشه که باید همهشون به این سمت حرکت بکنن؟ یه چیزی که من خیلی دارم احساس میکنم از دو سه سال گذشته تا الان، همونجور که اوایل صحبت رو خدمتتون عرض کردم، این هستش که الان حتی مثلاً کانتنتها یا کانتنت رایترها که حالا خب اصلاً هیچ در واقع هیچ ربطی به پرفورمنس مارکتینگ نداره، ولی خیلی حواسشون داره به دیتا بیشتر جلب میشه. کلاً فضای دیجیتال مارکتینگ ایران رو من دارم میبینم، خیلی داره دیتا محورتر میشه و خب این خیلی خوب هست. از اون طرف هم از سمت مشتریها خب کمکم به گوششون میرسه یا اینکه اصلاً از لحاظ منطقی میبینن که خب، مثال خیلی ساده من بزنم، میان میشینن میگن که خب من اگه ۱۰ میلیون تومن به شما پول بدم، چند تا فالوور میگیرم. ناخودآگاه داره درخواست پرفورمنس مارکتینگ میکنه ولی به زبانِ خیلی ساده. حالا یه چیزی که این وسط خیلی حساس و سخت هست، دانشِ مشتریها از پرفورمنس مارکتینگ هست. اونجا خیلی ما یه خلأی توی خود فضای دیجیتال مارکتینگ داریم نسبت به پرفورمنس مارکتینگ. یه خلأ سنگینتری بین مشتریها داریم. دو تا مورد وجود داره. یکی اینکه اصلاً برای هر نوع کسبوکاری نمیشه کمپینِ پرفورمنس مارکتینگ اجرا کرد. میشه براشون پلنهای پرفورمنس مارکتینگ چید، میشه براشون هک رشد انجام داد بر اساس دیتایی که بررسی میکنیم ولی اینکه کمپینِ پرفورمنس مارکتینگ بریم، میگم، شما فرض کنین یه شخصی یه مزونی حتی شاید خیلی لوکس هم داره، یه پیج خیلی جذاب هم براش داره، ولی منطقی نیست ما بیایم براش روی اینستاگرام کمپین بریم در سطح کشور، پولش واقعاً هدر میره. یه روشهای دیگهی مارکتینگ باید براش انجام بشه. مورد دومی که وجود داره، این هستش که منِ پرفورمنس مارکتر، واقعاً اول میام بیزنس رو بررسی میکنم، چون دلم میخواد کمپین خوب اجرا بشه. اون مقاومتهای رو نباید داشته باشن در مقابلِ اینکه نه، ما بیزنسمون خوبه، همینی که هست رو ما میخوایم روش کمپین بریم. یه مثالِ واقعی براتون بزنم، شخصی اومد از ما خواستش که براش کمپین اجرا بکنیم، اپلیکیشنی داشتن که در شهرِ کیش فکر میکنم کار املاک انجام میدادن و خب طبیعتاً این خیلی محدود میکرد مخاطبش رو و ما خب بهش میگفتیم که ببین، شما از ما میخوای روی بستر تلگرام یا بستر سوشال یا بستر اینستاگرام برای شما کمپین بریم، خب کلِ ایران میبینه، شما فرض کن از کلِ ایران بعد میخوای برسی به یه ۲ درصدی که میخوان کیش ملک بخرن، خب اصلاً منطقی نیست. واقعاً مثل این میشه که ۱۰ میلیون هزینه بکنی، شاید ۲۰۰ هزار تومان برداشت بکنی ازش. این دو تا مورد رو اگر در نظر داشته باشن، اتفاقاً خب خیلی چون هزینهها بهتر مدیریت میشه، دقت خیلی بالاتر میره، و محتوایی که داریم استفاده میکنیم، خیلی آنالیز میشه و اتفاقاً محتواهای خیلی جذابتری رو ما خواهیم داشت. خیلی فضایِ تبلیغات و دیجیتال مارکتینگ خیلی به نظرم تمیزتر و شفافتر هم میشه. خیلی عالی. یک نکتهای رو ابتدایِ فرمایشتون گفتین در موردِ اینکه تفاوتهایِ بینِ دیجیتال مارکتر و مدیرِ دیجیتال مارکتینگ و پرفورمنس مارکتینگ. یه چیزی که من کمتر از همکارانِ دیگهم شنیدم، اینکه مدیرِ
مارکتینگ باید پلن بده. یه کم در مورد این اگه میشه بفرمایید که این پلنه چیه؟ چجوریه؟ به کی باید پلن رو بده؟ ساختار سازمانی چه شکلیه؟ این اینا هم اگه میشه یه مقدار بفرمایید. ببینید اینکه پلن رو به کی باید بده خب بستگی به ساختار هر سازمان داره ولی معمولاً خب به این صورت هستش که تیم مارکتینگ زیرمجموعه تیم مارکتینگ، دیجیتال مارکتینگ قرار داره و خب حالا اتفاقی که الان توی مجموعه ما داره میفته این هستش که دقیقا من مثلاً پلن شش ماه آینده کل دیجیتال مارکتینگ رو باید ببندم. بعدش میشه بررسی دیتا و پرفورمنس مارکتینگ و اون پلن و حالا استراتژی کلیای که داریم تحویل سازمان و مدیر مارکتینگ میشه که روش صحبت میکنیم ببینیم بر اساس اون اهدافی که وجود داره چقدر اوکی هستند با اون، حالا هم بحث بودجه وجود داره، بحث برندینگ وجود داره، همه اینها بررسی میشه. پرفورمنس مارکتینگ چون که یه جزئی از این مجموعه قرار میگیره، معمولاً پرفورمنس مارکتر توی تیم از بقیه تیم میپرسه هدفتون چیه؟ معمولاً از مدیر مجموعه میپرسه خب الان KPI شما روی چی ست شده؟ میخواین نصب بگیرین، میخواین رجستر بگیرین، میخواین کدوم قسمت قضیه رو ببرین بالا؟ خواهش میکنم. میگم این رو پرفورمنس مارکتر معمولاً از مدیر بالادستیش که دیجیتال مارکتر میشه میپرسه خب الان کدوم قسمت رو؟ مگه اینکه تو این پوزیشن باشه که خب بهش بگم شما بیا کل مجموعه رو کل دیجیتال مارکتینگ رو بررسی بکن پیشنهاد بده. اون باز فرق میکنه. ولی به صورت حالا چیزی که من معمولاً توی مجموعههای مختلف دیدم، چون حالا قبل از اینکه من وارد فیروز بشم با خیلی مجموعهها مصاحبه انجام دادم برای پوزیشن پرفورمنس مارکتینگ، معمولاً دقیقا بیان میکنن که ما هدفمون ایکس هست، میخوان روی این کمپین داشته باشیم. مدیر دیجیتال مارکتینگ معمولاً این رو تعیین میکنه که بر اساس حالا اهدافی که در سال دارن، توی شش ماه آینده دارن، میخوان به چه سمت و سویی برن. متوجه شدم. متوجه شدم. این اه مدلی که شما استفاده میکنین برای این پلن بر اساس همون پلن وان پیج مارکتینگ پلنه که یه کتابی هم هست در مورد این موضوع یا مثلاً استاندارد خاصی دارین برای این پلنتون؟ پلن دیجیتال مارکتینگ که الان دارم صحبت میکنم راجع بهش و میفرمایید؟ بله بله. اه ببینید واقعیت من الان بر اساس راست بگم بهتون بر اساس کتاب خاصی یا مرجع خاصی دارم جلو نمیرم. من چیزی که دارم روش کار میکنم باز هم بر اساس حالا یه مطالعاتی که خودم داشتم و بر اساس تجربه و چون خب الان بازی که دارم کار میکنم خیلی فرق داره با پرفورمنس مارکتینگ دارم سعی میکنم توش حواسم به اون آنالیز دیتاب و اون دانشی که از پرفورمنس مارکتینگ داشتم هم ازش استفاده بکنم. موردی که وجود داره خب پلنی که من الان دارم میبندم و دارم روش کار میکنم بیشتر بر این اساس هستش که خب ببینم حالا با توجه به بودجهای که در اختیار من گذاشتم، اون تقسیمبندی مدیایی که داریم کجا مفیدتر هستش، کجا خروجی بهتری داریم، مخاطب من کجا هستش. در واقع بخوام ساده بهتون بگم انگار من دارم سعی میکنم پرفورمنس مارکتینگ رو روی اسکیل بزرگتر انجام بدم. ببینم اگر مثال میزنم، روی اینستاگرام میخوام هزینه بکنم، مخاطب من بیشتر روی اینستاگرام هستش، یا ممکنه مخاطب من بیشتر روی نینیسایت باشه. حالا اگه بین این دو تا یکی رو میخوام انتخاب بکنم، یه برآورد هزینه داشته باشم. شاید مثلاً میگم مخاطب من روی نینیسایت باشه ولی هزینههاش انقدر سنگین باشه که واقعاً اون ورودیه، نمیصرفه از لحاظ اقتصادی. خب یه چیزی که روی همیشه پلنهای دیجیتال مارکتینگ تأثیر داره واقعاً هم بودجه هست، هم در کنارش اینکه حالا قرار هست سیبیسی انجام بشه، بیلبورد داشته باشیم یا نه، خب اون اسکیلش رو خیلی متفاوت میکنه. متوجه شدم. یه اه تیم دیجیتال مارکتینگ خوبِ کامل به نظرتون شامل چه اعضایی میشه؟ چه افرادی خوبه که تو اون تیم دیجیتال مارکتینگ باشن؟ این در بهترین حالت و ایدهآلترین حالت ممکن. خیلی بستگی به سایز مجموعه داره، سوالتون چون که الان ما مجموعههایی رو داریم که کل فعالیتهای دیجیتال مارکتینگ رو اینهاوس انجام میدن و هیچکدوم رو اوتسورس نمیکنن. ولی فرض رو بر این بگیریم که حالا مجموعه بزرگ هست، یه تیمی داخل خود مجموعه وجود داره و حالا فعالیتهای تولید محتوا رو اگر قرار باشه برونسپاری بکنن، از نظر من حداقل یک مدیر دیجیتال مارکتینگ، اگر فعالیتها بیشتر بشه، دو تا مدیر دیجیتال مارکتینگ در کنار هم، حالا با توجه به تقسیم کار. اه و در تیم دوباره کارشناس اجرایی ما خواهیم داشت. مدیر محتوا باید حتما حضور داشته باشه و در کنار مدیر محتوا، تیم محتوایی. این تیم محتوایی که من میگم، منظورم تیمی نیستش که فیلم بسازه. منظورم از تیم محتوا تیمی هستش که قراره هست کانتنت کلندر ببنده، استراتژی کلی محتوا رو ببنده، اگه قرار هست روی سایت ما فعالیتی داشته باشیم، اون پلن بلاگ رو ببنده و خب از لحاظ اه سئو روی محتوا حواصش به تمام این موارد باشه. خب میشه باز یه سری بچههای تولید محتوا مثل موشنگرافیستها، گرافیستها و این موارد رو هم داشت. ولی از لحاظ من در حداقلِ اینکه حالا چه نیروهایی رو داشته باشیم، مدیر دیجیتال مارکتینگ منظورم کسی هستش که به تمام موارد دیجیتال مارکتینگ تسلط لازم رو تا حدی داشته باشه، نه به صورت فول. و بعد از اون، مدیر محتوا و حالا اه یک یا دو تا نیروی اه کپیرایتر در حد نیاز اه و بعد از اون خب میتونیم ما نیروی سئو رو داشته باشیم که خب به نظر من خیلی لازم هست. درود بر شما، خیلی عالی. اه من به عنوان، خواهش میکنم به عنوان سوال آخری که حالا ذهنم میرسه، اینه که برای حوزه مارکتینگ یا حالا برای بحث پرفورمنس مارکتینگ، کتاب یا مرجعی میشناسین برای کسایی که دوست دارن یاد بگیرن، بیان وارد این فضا بشن؟ من واقعیت، علیالخصوص اون زمانی که خودم داشتم یاد میگرفتم و پارسال خیلی کتاب سرچ کردم که به درد پرفورمنس مارکتینگ بخوره، ولی یه نکتهای خیلی حساسه، اینکه کلاً دیجیتال مارکتینگ توی ایران خیلی فرق میکنه با بیرون از ایران. شما وقتی که راجع به پرفورمنس مارکتینگ سرچ میکنین توی اه گوگل چیزی که میبینین این هستش که صرفاً داره خب سیپیآی، سیپیال، سیپیاس رو توضیح میده و شما رو ارجاع میده به خب پلتفرمهای گوگل و فیسبوک و اینها، چون که خب شما واقعیت این هستش که میرین روی اونها و کمپینهای پرفورمنس مارکتینگ رو اجرا میکنین، خیلی هم دیتای دقیقی بهمون میده. توی ایران خب ما خیلی از اینها رو نمیتونیم استفاده بکنیم. اه تنها دسترسی که ما داریم تقریباً روی گوگل ادز هستش. برای همین واقعیتش، نه، به جز اینکه خب یک سری ابزارهای بیسیک رو آدم آموزش ببینه اه و خودش علاقه شدیدی به نظم و دیتا داشته باشه و استرس رو هم بتونه تحمل کنه، بقیهاش تجربیه. چون این حالا این بحث استرس رو چرا میگم؟ چون من دیدم که واقعاً خب اون آروم، آروم بودنه رو خیلیها نمیتونن هندل بکنن. ما یه زمانی واقعاً بوده که شاید ۴۰ تا، ۲۰ تا کمپین همزمان داشتیم. نظم چرا مهم میشه؟ چون پرفورمنس مارکتر باید حواسش به همه باشه. حالا البته تو مجموعههای مختلف متفاوت هست. شما شاید توی یه برند باشین فقطم برای همون مجموعه کار بکنین. ولی نظم برای اینه اه این هستش که شما دیتات رو خودت بتونی منظم کنی، حتی اگر هیچ پلتفرمی نداشته باشین. چون من خودم خیلی از گوگل شیت استفاده میکنم. یک سری اه دیتاها وجود داره که اصلاً روی ابزار خاصی نیست. من لازم دارم دیتام یه جایی باشه و یه محاسبههایی روش انجام بدم. استرس و آروم بودنم هم به خاطر اینکه همون مثالی که خدمتتون عرض کردم، فرض کنین مجموعه به شما میگه شما ۲۰ میلیون تومن پول داری، این تعداد من ازت نصب میخوام. خب واقعاً وظیفه پرفورمنس مارکتره که حواسش باشه که این اتفاق بیفته و خب چی میشه؟ یهو مثلاً ساعت ۱۰ شب که آدم به هیچکسم دسترسی نداره، ممکنه اینترنت قطع شه، ممکنه لینک خراب شه، حتی ممکنه که در هیچکدوم از این اتفاقا نیفته، یه بار برام پیش اومد پنل متریکس خراب شد. یعنی کمپین خیلی قشنگ داشت پیش میرفت اتفاقاً خیلی هم خوب بود، پنل متریکس خراب شد و ما اون تایم رو دیتا نداشتیم که چند تا نصب گرفتیم. برای همین خب واقعاً تعداد زیادی از موهای آدم سفید میشه تو این پروژه. متوجه شدم. خیلی عالی. متشکرم از شما. متشکرم که وقت و زمانتون رو در اختیار ما گذاشتین. امیدوارم که همچنان بدرخشید و در مسئولیت خودتون موفق باشین و پیروز. اگر سخن آخری دارین، لطفاً بفرمایید تا این بخش شما به اتمام برسه. نه، مرسی از زمانی که گذاشتین. ممنونم. سلامت باشین. مرسی از شما شنوندگان عزیز گرامی که تا این قسمت از برنامه با ما همراه بودین. امیدوارم که پر رشد و پر روزی باشین.
آقا نگهدار! اونتو.