رادیو رشدینو فصل 2 - قسمت 17

۱۰ بهمن ۱۳۹۷ مدت: 01:15:27 قسمت 30 با رادیو رشدینو منبع اصلی ←

رادیو رشدینو فصل 2 - قسمت 17

00:00 / 01:15:27
📝 ترنسکریپت کامل

متن کامل گفتگو

سلام علیکم من امیرحسین سقط‌الاسلامی هستم اینجا رادیو رشدینو توی استودیو شنو‌تو قسمت بیست و هفتم سلام سهراب مستقیم فصل دوم قسمت هفدهم. خوشحالم در خدمت شما هستیم. امروز یک بهمن ۱۳۹۷، رشدینو رو اگر واسه اولین باره که می‌شنوین در مورد رشد کسب‌وکارها، در مورد رشد شخصی و کلاً در مورد رشد صحبت می‌کنه در مورد بازاریابی صحبت می‌کنه و امیدواریم که به دردتون بخوره. بریم بیایم. خب خیلی خوش‌دسته‌ایم که عرض کنیم خدمتتون که یکتا‌نت اسپانسر این قسمت از برنامه ما هست. یکتا‌نت بزرگترین شرکت تبلیغات آنلاین تو ایرانه که شرکت‌هایی مثل دیجی‌کالا، بامیلو، تخفیفان، کاله، اسنپ، مجموعه گروه‌های اسنپ ازش استفاده می‌کنند. بودجه تبلیغاتی توش دارند و تبلیغاتی مثل تبلیغات همسان اصطلاحاً یا نیتیو دارند، که اگر خاطرتون باشه قبلاً توضیح دادم در موردش، تبلیغاتی که شبیه محتوای سایت هست و میزان کلیک خوردنش بیشتره. تبلیغات بنری دارند، تبلیغات ریتارگتینگ دارند و مهم‌ترین چیزی که به نظرم خیلی جذابه و کمک می‌کنه بهتون و خیلی هک‌رشد‌یه اینه که یکتا‌نت ای بی تست داره. یعنی شما می‌تونید دو تا پوستر مختلف رو دو تا متن مختلف رو بذارین ببینید کدومش کلیک بیشتری می‌خوره، کدومش بیشتر تأثیر‌گذاری داره و اونی که بهتر هست رو به عنوان وینر انتخاب کنید یا خود سیستم انتخاب کنه تا بتونید فیدبک بهتری از سیستم بگیرید. مرسی از یکتانت باحال. بریم بیایم اخبار اینا رو بشنویم. خب، تو اخبار اینای این دفعه، یه گالم خبر ایرانی باحال داریم. سهراب، تو چی داری؟ اول تو بگو. خب یه خبر داریم در مورد مرکز رشد هنرهای قرآنی که قراره با موضوع قصص قرآنی و داستان‌های کهن بازی رومیزی طراحی بشه. این قراره یه رویداد یک هفته تا ۱۰ روزه باشه که آدم‌ها بیان به صورت کارگاهی و ماراتونی روزی ۷، ۸ ساعت روی ایده‌هاشون کار کنند. یه سری منتور و یه سری هستند اونجا کارگاه‌های آموزشی هم هست که امیدواریم از توش بازی‌های خوبی دربیاد. پس اگه دوست دارین بازی رومیزی طراحی کنید، می‌تونید از این رویداد استفاده کنید، چون جالبه. من تا حالا ندیدم هکاتون حوزه بازی رومیزی. این فکر کنم به دلیل اینکه اولین هکاتون بازی رومیزی جذابه خبرش درسته؟ آره، احتمالاً. و اینکه فکر کنم از توش نتایج خوبی بیاد. ان‌شا‌الله. بیرون. خبر دومت؟ نوآوا واسه بچه‌های آکادمی‌هاش که در واقع یه آدم‌هایی هم می‌آن اونجا ۶ ماه کارآموزی می‌شن و یه چیزهایی یاد می‌گیرند بعدش می‌رن یه جایی استخدام می‌شن، یه گرد‌همایی گذاشته که ۲ ساعت بازیه در ۱۱ بهمن که خبرهاش رو می‌تونن از طریق شبکه‌های اجتماعی دنبال بکنند. به نظرم رویداد خیلی جالبیه خواهد بود. خیلی عالی! دانشگاه شریف هم یه گیم‌جم داره برگزار می‌کنه، اونایی که نمی‌دونن چیه، گیم‌جم یه رویداد بازی‌سازیه توی ۴۸ ساعت تا ۷۲ ساعت و اینا و توش بازی می‌آد بیرون، یه سری چالش جذاب داره. گیم‌جم ماراتن بازی‌سازیه یا حالا اصطلاحاً هکاتون بهش می‌گن توی حوزه‌های غیرگیم. اگه براتون جذاب باشه بدونید چیه، هک به اضافه ماراتونه. ماراتون که یه دویدن طولانی‌مدته، هک‌هم یعنی یه چیزی رو اینجا سریع ساختن. تو هک‌رشد اگه خاطرتون باشه یعنی رشدی و سریع‌تر انجام دادن. اونم مثل همینه. خب، خبرهای دیگه، خوشحالیم که این دفعه نمی‌خواهیم خبرهای خارجی رو عنوان کنیم، می‌خواهیم خبرهای ایرانی رو بگیم. ا، چرا یه دونه خبر خارجی هم داریم. خب، مرکز نوآوری آو تشکیل شده که زیرمجموعه دی‌ان‌ای یونیونه. دی‌ان‌ای یونیون در اصل تو حوزه تبلیغات کار می‌کنه و مرکز نوآوری آو که خوشحالیم آقای شاهین شلیله مهمان دو قسمت پیش‌مون در اصل توی این مجموعه هم هست، کاری که قراره انجام بده اینه که کمک کنه به استارتاپ‌های حوزه تبلیغات آنلاین. این رونمایی هفته پیش انجام شد و آقای فریدون کورنگی عزیز و نازنین از اینکیوبیتور مپز هم به عنوان پارتنر استراتژیک این مجموعه انتخاب شد. اگه تو حوزه تبلیغات دیجیتال کار می‌کنید، مارکتینگ کار می‌کنید و این‌ها، یعنی منظورم استارتاپ‌های این حوزه است، می‌تونید به این مجموعه سر بزنید. آقای پاشاپور هم مدیرعامل شرکت دی‌ان‌ای یونیونه که تو این گردهمایی بود. می‌تونید خبرهاش رو هم ببینید. یه اتفاق بامزه‌ای که افتاده که هفته پیش دی‌ام دی واسه بار دوم برگزار شد امسال خیلی جالبه این قضیه یا دیجیتال مارکتینگ دی، می‌تونید خبرهاش رو هم ببینید. بعضی از پنل‌هاشون این‌ها به نظرم جذاب نبود ولی بعضی از ارائه‌هاش مثل ارائه اسنپ‌کیو یا ارائه آقای فرحی، نکات جالبی رو می‌گفت در مورد اتک‌ها و ایشالا اگه فرصت شد یه قسمت دیگه حسین گل‌حسینی عزیز رو دعوت کنیم که تو قسمت دهم دعوتش کردیم در مورد اتکا صحبت کرد تا بیشتر در مورد اتکا بشنویم. خبرهای اونو و فکر کنم ارائه‌هاشون رو بتونید از توی وب‌سایتشون بردارید. یه خبر خارجی این وسط‌مست‌ها بگم آمازون یه سرویس جذاب و جدید به وجود آورده، خب؟ به نام آی‌ام‌دی‌بی فری‌دایو، یعنی شیرجه بزن مجانی توی آی‌ام‌دی‌بی. چیکار می‌کنه سهراب؟ می‌تونی مجانی بری فیلم ببینی. چه خوب، خب؟ پولش رو کی میده؟ آها. مدل درآمدیش تبلیغاته. یعنی بهت تبلیغات نشون میده از از اون تبلیغاته در اصل سعی داره که بتونه هزینه‌ها رو دربیاره. منتها من چون خودم اینو اولین‌بار رفتم تست کردم، دیدم فقط واسه کاربرهای ایالات متحده آمریکا یعنی وی‌پی‌ان آمریکا باید بگیری. وی‌پی‌ان آمریکا هم زدم متأسفانه تا می‌خواد پلی بشه می‌گه که وی‌پی‌ان‌تو خاموش کن پسرم! به این نکته، ولی خب جالبه که یه غول مثل آمازون می‌آد روی آی‌ام‌دی‌بی‌ش یه سرویس جدید ایجاد می‌کنه، اونم رایگان و هدفش اینه که به بزرگترین قطب پخش در اصل ویدیوی آنلاین پخش در اصل تبدیل بشه و گوی رقابت رو از نتفلیکس بگیره که الان لیدر بازاره. خب، خبر بعدی، خبر ایرانیه. به به! استارتاپ لذیذ و خوشمزه فیدیلیو که خیلی‌هامون می‌شناسیمش، مخصوصاً خیلی از شکم‌بازها اصطلاحاً مثل مدل‌های قدیمی قدیمی آره. اولدفشن، مثل من و سهراب فیدیلیو خیلی جذابه. در اصل رستوران‌ها رو ریتینگ میده و معرفی می‌کنه و نظر آدم‌ها و عکس‌ها و فلان و این‌ها، می‌گفت این فور‌اسکوئری بود واسه خودش وقتی فور‌اسکوئر نبود دقیقاً. یه جذب سرمایه خوبی کرده. البته تا اونجایی که خبر داریم زیر یک میلیارد بوده، ولی خب به هر صورت جذب سرمایه جذابی بوده و مجموعه شناسا روشون سرمایه‌گذاری کرده. به این دو مجموعه ما تبریک می‌گیم. یه خبر بامزه دیگه که در اصل اخبارش منتشر شد هفته گذشته، این بود که شرکت در اصل شرکت دارنده اپلیکیشن آپ، عرضم به خدمتتون اومد یه شرکت مشترک با گروه اینترنتی رز تشکیل داد. گروه اینترنتی رز رو می‌شناسید سهراب؟ همونی که اسنپ و اسنپ‌مارکت و اسنپ نمی‌دونم تریپ و اسنپ هر چیزی رو داره. بهش می‌گن گروه اینترنتی رز. اومدن اصطلاحاً یه جوینت‌ونچر جدید ایجاد کردند که تو این جوینت‌ونچر جدید یه شرکت جدید ایجاد میشه که ۷۰ درصد برای شرکت آسان پرداخت پرشین یا همون آپ و ۳۰ درصد برای گروه اینترنتی رزه. قرار بر این شده که این شرکت جدید درآمدهایی که اتفاق می‌افته ازش، به‌جز درآمدهای کارمزد‌های شاپرکی که در اصل همون انتقال پول و فلان و این‌ها هست، بقیه‌اش با همین نسبت، با نسبت سهم شرکت تقسیم بشه بین شرکت. خیلی جذابه به نظر میاد، انقدر بزرگ هست خبرش که اتفاق خوبی می‌افته. این جوینت‌ونچرا خیلی امیدوارکننده‌ست برای اینکه می‌فهمند آقا شما اونجا یه پتانسیلی دارید، من اینجا یه پتانسیلی دارم، برای اینکه بتونیم بازار بیشتری بگیریم، برای اینکه بتونیم قدرتمندتر بشیم با هم یه شرکت جدید ثبت می‌کنیم و خیلی خبر خوشحال‌کننده‌ای بود حداقل برای من. خب من خبرهام تموم شد. دیگه شما خبر جدیدی ریت نشد تو این، نه نه سلامت باشید، سلامت باشید. بریم بیایم نکات اینا رو بشنویم. خب توی این قسمت از نکات اینا، یه گزارش تحلیلی که در اصل برای کسب‌وکارها شرکت چارخونه و در اصل مارکت چارخونه اومده عنوان کرده رو می‌خواهیم.

در موردش صحبت بکنیم. این رو هم لینکش رو میذارم پایین در اصل پادکست اگه خواستید بیشتر بخونیدش میتونید ببینید. اتفاقی که افتاد این بود که تو هفته گذشته شرکت ایده‌پرداز ژوبین که با ایرانسل در اصل این شرکت رو زدن که محصولشون در اصل همین چهار خونه است، خبری رو منتشر کردن در اصل تحلیلی رو منتشر کردن که آقا این در اصل چهار خونه مهر ۹۵ راه افتاد، توش برنامه، بازی، موسیقی، فیلم، کیوسک و کتاب خونه است و تارگت‌هاش ۴۰ میلیون کاربر اندرویدی که تو ایران هستند خب این آمارش آمار جالبی بود. ۴۰ میلیون کاربر ایرانسل هست و ۸ میلیون کاربر آی‌اواس. در اصل تو این اومده بود عنوان کرده بود که ما سیستم در اصل اپ استور آی‌اواس خودمون هم راه انداختیم، آمارش آمار جالبیه که آقا ۴۰ میلیون کاربر اندرویدی دارن بر اساس آمار دولت و ۴۰ میلیون کاربر ایرانسلی داریم و ۸ میلیون کاربر آی‌اواس و اومده بود در مورد ضریب نفوذ کاربران موبایل صحبت کرده بود و خیلی جالبه که ضریب نفوذ کاربران موبایل تو ایران ۱۰۴/۱۳ درصده. میدونید چه جوری یعنی یعنی تعداد موبایل از تعداد آدم‌ها بیشتر بیشتره. تو جهان ۶۶ درصده و تو خاورمیانه ۳۸ درصده. یعنی پرچم ما قشنگ بالاست. پرچم ما قشنگ تو تعداد موبایل بالاست. ضریب نفوذ کاربران اینترنت موبایل یعنی تمام اون‌هایی که موبایل دارند و اون‌هایی که نسبت به اون اینترنت موبایل دارند ۵۹/۲۲ درصده و این عدد خیلی بالاست به نظرم. که تو جهان ۴۳ درصده و تو خاورمیانه ۳۸ درصده. یعنی شما در نظر بگیرید ما جز محدودجاهایی که ضریب نفوذ اینترنت موبایلمون از جهان جلوتره. حتی از منطقه هم جلوتره و باز بگید ایران بدجاییه، بابا به این خوبی، خدا وکیلی نه واقعاً خوب. من که نگاه می‌کنم از اپراتوری که دارم استفاده می‌کنم اینترنت ۴ جی‌اش از اینترنت هر ای‌دی‌اس‌لی که من استفاده می‌کنم بیشتره حالا ال‌تی‌آر، تی‌دی‌ال‌تی‌آر رو تست نکردم. خب اومده یه توضیح هم داره در مورد ضریب نفوذ اپراتورها گفته همراه اول ۶۳ درصد، ایرانسل ۴۰ درصد و رایتل ۳ درصد سهم بازار اپراتورها رو داره. یه نکته جالب این که منتشر شده بود این بود که این در اصل مارکت اندرویدی ۴ میلیون کاربر داره ۲۰ درصد سهم درآمد از بازار محتوای دیجیتال ایران داره خیلی جذابه، ندونستیم چقدر درآمد داره تعداد کل محتواهایی که روش هست ۱۸۵ هزار تاست ۶۰۰۰ تا توسعه‌دهنده و ناشر باهش کار می‌کنند. محتواهایی که روش هست ۷۴ درصد رایگانه ۲۴ درصد فروشیه ۲ درصد درون پرداخته و محتواها به تفکیک ۳۴ درصد ایرانی و ۶۶ درصد خارجیه، خیلی جالبه این برام. ۴۵ درصدش برنامه است، ۲۵ درصدش بازی، ۲۸ درصدش موسیقی و ۲ درصد سایر. خب یه سری اومده در مورد خدماتش توضیح داده که اون‌ها رو من کاری ندارم و جالبه که میگه ۳۵۰ هزار تا کاربر خریدار در روز داره فروش مجموعه‌ در روز ۵۰۰ عنوانه، دیتای مصرفی در روز ۲۵۰۰ گیگابایته که خیلی جالب بود. اگر خاطرتون باشه این شرکت ایده‌پرداز ژوبین یه مارکت اندرویدی دیگه هم داشت به نام پارس هاب. یه چیزی که برای من جالبه اینه که شاید خیلی از ماها فکر کنیم که آقا مثلاً کافه بازار فقط تنها مارکت اندرویدیه در صورتی که ما تو بررسی‌هایی که انجام دادیم چند وقت پیش هشت تا مارکت اندرویدی تو ایران پیدا کردیم حالا به جز چهارخونه که با این میشه نه تا و اون‌ها هم برای خودشون تعداد کاربران خوبی دارند. مثل مایکت مایکت مثل ایران اپس مثل کندو این این‌ها و حوزه آی‌اواس که الان خوشحالیم که این دومین مارکت آی‌اواس‌یه تو ایران که اولیش که همون سیب اپ هست که قبلاً اسمش سیبچه بود. سیبچه خیلی بامزه‌تره نه و دومیش هم الان شده چهارخونه. پس به این نکته دقت بکنید که اگر دارین رو حوزه آی‌اواس کار می‌کنید یه بازار جدیدیه باز شده امیدوارم که به درد کسب‌وکارتون بخوره. شما چه نکته‌ای داری سهراب عزیز؟ خب من میخوام راجع به سگمنتیشن امروز صحبت بکنم یا تقسیم‌بندی. این نکته‌ای که میخوام بگم به درد اون آدم‌هایی که تو کار ای‌کامرس‌اند می‌خوره، به درد اون‌هایی که توی شبکه اجتماعی هستند می‌خوره، اون‌هایی که حوزه گیمینگ کار می‌کنند می‌خوره. یعنی شما در حتی توی حوزه لید منجمنت هم می‌تونید از این استفاده بکنید. می‌خواید یه جمع بزرگی، نسبتاً بزرگی رو اگر رهبری بکنید در واقع حوزه منابع انسانی شاید. خب همیشه راجع به این‌که کی‌پی‌آی یا کی پرفورمنس ایندیکیتورها مهم‌اند تقریباً توی یکی‌درمیون رشدین‌ها حرف زدیم. اتفاقاً من تو این امیدزون میخوام در مورد همین در مورد کی‌پی‌آی صحبت بکنم حالا چقدر خوب پس حالا این این کی‌پی‌آی‌ها رو باید چه جوری دربیاریم و این از این‌ها چه جوری استفاده بکنیم؟ یه بخشیش که مربوط به خود مشتریه که تو بحث هک رشد هم احتمالاً به حوزه کاری شما خیلی نزدیکه که ما می‌خوایم ببینیم دقیقاً مشتری‌هامون چه دسته‌هایی‌ان، چه جوری فکر می‌کنند، چه جوری تصمیم می‌گیرند. تو هک رشد بحث اینه که کی بیشتر آخر چه جوری آخرش پول درمیاریم دیگه، رشد می‌کنیم. و چه جوری در اصل مشتریان بیشتری جمع می‌کنیم. بله یکی از روش‌های این سگمنتیشن هست آر‌اف‌ام، که آر‌اف‌اش همیشه ثابته، امش قابل‌تغیره که مخفف ریسنسی، فریکوئنس، مانیتاری. یعنی این‌که چه آدم‌هایی اون مشتری‌هاتون رو در نظر بگیرید، حالا می‌تونند مشتری‌های بازیتون باشند، مشتری‌های سرویستون باشند، یا مخاطب‌های شبکه‌های اجتماعی‌تون. ریسنسی یعنی چقدر در چند روز گذشته، اخیراً چقدر مؤخر اون اتفاقی که افتاده. فریکوئنس تعداد باری که در یک بازه زمانی مثلاً شش‌ماهه تکرار شده. بله و حالا اگه مانیتاری باشه یعنی چقدر پول داده. مثلاً شما یه اپلیکیشن دارید، می‌خواید خرید در اون برنامه این اپرچس بازیتون بره بالا یا به هر نحوی تعامل مالی بره بالا یا نه می‌خواید از مخاطباتون لایک و کامنت بگیرید به هر شیوه‌ای که شما می‌خواید بررسی بکنید، می‌اید میگید اون مخاطب‌های من، اون مشتریان من کدوم دسته‌شون، یه یه حالا بازه‌های زمانی می‌ذاریم که بر اساس آماری که شما دارید یعنی اون عددهاش قابل گفتن از اینجا نیست. شما باید تو لحظه تصمیم بگیرید. ولی مثلاً می‌اید میگید اون دسته از آدم‌هایی که ریسنسی‌شون زیر ۳۰ روزه، یعنی در یک ماه گذشته. فریکوئنس‌شون در ۶ ماه گذشته مثلاً ۴، یعنی حداقل ۴ بار به من سر زدند و مانیتاری‌تون اگر باشه مثلاً ۵۰۰۰ تومنه یا اگر ریسنسی آر‌اف مثلاً ال میشه چی؟ ریسنسی، فریکوئنس، لایک، حتی. این لایک پست‌های شبکه اجتماعی‌شون مثلاً حداقل واسه شما تو این یه ماه ۴ بار لایک زدند، که البته این با فریکوئنس یکی میشه. ولی مثال لایک، مثال خوبی نبود. کامنت بهتره. این اصل بحثی که می‌خواستم مطرح بکنم که پس ما یه سری داده داریم که به دست آوردنش سخت نیست اگر تو شرکت‌های بزرگ کار می‌کنیم که خیلی هم راحت‌تره اگر هم شرکت کوچیک داریم خودمون می‌تونیم چون تعداد مخاطب‌هامون کمترند این‌ها رو دسته‌بندی بکنیم. بیایم اگر ما همیشه قراره تست بکنیم دیگه، بحث ای‌بی‌تست همیشه بوده، چه تو تبلیغات چه توی استراتژی‌های مارکتینگ شما یا تبلیغات آفلاین شما. شما می‌اید می‌گید آقا من یه سری مشتری دارم، می‌ام این‌ها رو بر این اساس دسته‌بندی می‌کنم بر اساس همین آر‌اف‌ام یا آر‌اف هرچی، که این‌ها در چند وقت گذشته چند بار با من تعامل کردند. واسه هر دسته می‌اید یه سری پکیج، یه سری سناریو اول در نظر می‌گیرید که پس احتمالاً این دسته که این‌جوری‌اند، من فکر می‌کنم که مثلاً دانشجو، من فکر می‌کنم که فلان. ولی یادمون باشه که اصلاً این مدل اومده که شما سراغ اطلاعات دموگرافیک نرید، چون اطلاعات دموگرافیک واقعاً درست کار نمی‌کنند. خیلی وقت‌ها خرید خیلی سلیقه‌ایه. یعنی اگر، مخصوصاً یه چیز لوکس نمی‌خواید به کسی بفروشید، یه چیزهای روزمره با پول‌های متوسط اگر بخواید عرضه بکنید، خیلی سریع اتفاق می‌افته و هیچ ربطی به واقعاً جنسیت و حتی سن و تحصیلات خیلی وقت‌ها نداره. پس شما می‌اید می‌بینید کلاً کدوم مشتری‌های منن که این رفتارهای مشابه رو دارند بر اساس آر‌اف‌ام، بعد به اونا پیشنهادهای خاص میدید. پس اگر تا حالا همیشه داشتید دموگرافیک تقسیم‌بندی می‌کردید، بر اساس سن بیاید به ۲۰ تا ۳۰ ساله‌ها آفر بدید بر اساس کی‌پی‌آی هم میشه. کی‌پی‌آی یه عددی بالاتر یا پایین بودن هم میشه سگمنت کرد. سگمنت کرد و گزارش شده که این سگمنتیشنِ بهتریه. امیدوارم استفاده کنید، نتیجه‌اش هم با ما درمیون بگذارید. خب بریم بیایم با مهمون اولمون گپ بزنیم تا ببینیم که مهمون در مورد چی می‌خواد صحبت کنه. فعلاً. خب تو این قسمت برنامه ما یه مهمون خیلی خفن و باحال داریم. آقای حسین کلهر عزیز خودتون رو معرفی کنید. الان گفتی دیگه سلام، آقای حسین کلهر عزیز هستند. ایشون ملقب هست به گوریل تبلیغات.

این خودش واسه خودش یه اسم گذاشته به نظر من خیلی بامزه است چون از جمع دو کلمه گوریلا مارکتینگ میاد و یه آدمی که داره در حوزه تبلیغات کار می کنه اسم خیلی کچی و بامزه است. یعنی من پدر علم ببین آخه دیدم هر کسی مثلاً بچه ۱۷ ساله داره میگه من پدر مثلاً فلان اتفاقم اونو نمیدونم نوه ی هکر رشتمو اینا و اینا واسه منم یه لقبی واسه خودم پیدا کنم دیگه. منتها آره. بعد به من میاد دیگه چون اونایی که میدونن که میفهمن گوریلا مارکتینگ بعد خوب خلاقیت خیلی چیز ارزشمندیه من دوست دارم. یعنی به نظرم خلاقیت خیلی خیلی حال آدمو خوب میکنه. دقیقاً. واسه همون گوریلا مارکتینگ خیلی خلاقیت توش داره الانم یه سری ممکنه گیر بدن بگن مثلاً خوب یه جایی دهن آدم نمی چرخه تو الان ساعت ۲ شب داری گوش میدی ما هفت صبح مارو آوردن تو استودیو عرضم خدمت شما که ۷ صبح اونایی هم که نمیدونن چون میرم جلسه خیلی رسمی نیستم سلام و عرض میکنم خدمت شما خیلی خوشحالم که در اینجوری نیستم اونا فکر میکنن بخاطر این داریم میگیم. منتها آره با مزه است و من کوچولو بگم تو رو از کجا شناختم که با مزه تر هم بشه کوچولو همسری جوان اول ما شما رو دیدیم از نزدیک بعد بعداً چند جا دیگه هم دیدیم بعد اومدم صفحه دیدم عه داری کار استند آپ کمدین هم شدی کاره نه کار استند آپ کمدین هم شدم حاجی من خودم سوژه شدم و اینکه برنامه تلویزیونی داشتی اسمش چی بود؟ با عمار تفتی؟ درست گفتم؟ عمار تفتی؟ کی هست اصلاً؟ اینی که من دارم میگم عمار تفتی ترکیبی از عمار باستان فرد و کامران تفتی همان کامران تفتی آره اسم برنامه ببین حالا یه چیزیه، عمار تفتی هم بازیگر، یکی از آدم‌های خوش پر مطالعه است اتفاقاً. یعنی از اوناییه که واقعاً قدره، قویه، ولی آره با کامران تفتی که داشتیم حالا کاش یه دونه مثال نمیزد. خیلی کار کردیم دیگه حالا واقعاً اسم برنامه‌تو بگو. ملت نشستن که من بگم چه برنامه‌هایی ساختم کار مهم‌تر ندارن؟ حالا یه کوچولو بگو که اونایی که نمیدونن خفن‌ترینش که مشاوره سید علی احمدی خندوانه ایول نگم مهم‌ترین ولی چیزی که بیشترین چیزی که مردم شنیدن دیدن، ماحصل رو نوشتم، سال‌های از ۹۰ تا پارسال دیگه نرسیدم، ولی همچنان رفیقیم با گروهش، یعنی در دو جبهه‌ی خنده و گریه دقیق کار کردم و الحمدلله برنامه رو هم مردم دوست داشتن. ایول. دیگه و بدترین تجربه‌ام که یه بار آقای فردوسی‌پور گفتش که حسین پاشو یه ۹۰ درجه کمک من بنویس، گفتم چشم، فقط بذار یه بار برنامه رو ببینم، فوتبال غاغم، هیچی. ولی به‌جز حوزه‌ی ورزش، توی اکثر حوزه‌ها کار کردیم، تجربه کردیم البته تجربه کردیم که بگیم کار کردیم، الان الحمدلله به یه جایی رسیده که پیشنهادهایی که میدیم دوستان قبول می کنند لطف دارند دعوت می کنند رادیو و اینا. خیلی خیلی رادیو اینا منظورم شمایید آ؟ آها ما ایناییم و رادیو؟ رادیو و اینا، اینا که اینجاست. شما برنامه چیز هم داری دیگه با آقای منصور ضابطیان. آره اونم که رادیو هفت که اصلاً میشه گفت یه جوری شروع آشنایی ما با مخاطب گسترده‌تر، یعنی مس میدیا با رادیو هفت شروع شد، البته اونجا هم باز خیلی طیفی، یعنی یه عده آدم باز مثلاً کتاب‌خوانِ باهوشِ، مثلاً اهل مطالعه‌ی فکری دانشگاهی، حالا تا صبح واسه تو از این عقبِ و آره الانم که رادیو شبه که توی شبکه‌ی شماست و اون اکیپ که واقعاً جیگرن دیگه، یعنی یه چیزی که استارتاپ‌ها خیلی هی بهش تاکید میکنن ورکینگ گروپ و تیم ورکینگ و فلان و اینا توی اکیپ آقای ضابطیان به شدت هست، من و مسوفی و منصور قشنگ کار دو کاپیتانه است و تیمه دیگه. واسه همین قشنگ هر که هم که یه جایی داره افت میکنه بقیه تیم میکشنش بالا، خیلی خوبه، دوستشون دارم. ایول خب در تا اینجا هیچ‌چی به درد مخاطبت نخورد. حالا یکم آشنا شد دیگه با خودت، خب؟ آشنا شدیم، میخوام بیشتر آشنا شن ۰۹۰۰ ۱۰۱۵ یعنی فوق‌العاده‌اید. آقا در مورد تبلیغات میخوای با هم صحبت کنیم؟ در مورد روابط عمومی صحبت کنیم یا در مورد گوریلا مارکتینگ؟ پی آر. بگو آقا. بسم‌الله الرحمن الرحیم. پی آر هستم. علاقه‌مندی هستم در حوزه‌ی پی آر، پابلیک ریلیشنز و، ما حالا با بچه‌ها یه کلی داریم، میگم من تو دانشگاه درس این چیزها رو نخوندم همه‌اش تجربی بوده اگرچه بعداً رفتم مطالعه و این داستان‌ها، منتها کلی که الان داریم داریم فکر میکنیم آیا به‌جز پی آر و به‌جز سی آر ام، سی ام، چیزی وجود داره یا نه؟ آها و نداره. آها داری فیلم میگیری؟ خوبی؟ فضول کار همه‌ام. قابتو جدید خریدی؟ نه اسمش چیه؟ الیاس الیاس خب آقا یه اسم نادرا ببین الیاس اکثراً چیز میشن‌ها اختلاس و اینا میکنن. آره آره. یه دکتر پژوهان برات گیر میارن برو گولش بزن. خب آقا با استعداد زورکی بود. این الان الان روی چیزی؟ رو ضبطی؟ آره خب بریم ادامه بدیم همین رو خب، داشتی میگفتی در مورد پی آر، اصلاً چیزی به‌جز سی آر ام و سی ام نداریم. سی ام چیه؟ سی آر ام چیه؟ نمیدونی مگه؟ بگو دیگه آها کاستومر اکسپرینس و کاستومر ریلیشن‌شیپِ دیگه، یا ریلیشن، حالا شیپشو من تهش میندازم. یعنی ببین به‌جز مشتری چیزی وجود نداره، یعنی تو یه تایمی سرمایه‌ات مشتری بود، الان دیگه به‌جز مشتری هیچی نداری دیگه، حتی مخصوصاً با این فازی که الان اخیراً هم داره راه میفته خودمون هم سه چهار تا کرم‌شو ریختیم، تو محصول هم حتی نداری. میگی آقا یه چنین چیزی باشه میخرید؟ میگن آره میگیم خب بخرید تا به وجود بیاد، یعنی کن‌فیکون برعکس شده، شما بخرید این به وجود بیاد. یعنی و حالا که به‌جز مشتری هیچی نداری، به نظر من نه اینکه حالا تبلیغات بده چون من پول از تبلیغاتم در میارم و دوست، دوستم دارم این کارو، ولی به نظرم هر اون چیزی که مخاطب‌محورش باشه شاید هم این دید من به‌خاطر اینه که از توی رسانه اومدم. یعنی واقعاً دیگه تو رسانه که هیچ سرمایه‌ای به‌جز مخاطب نداری، تو با یه دونه موبایل کوچولو مثلاً، با یه موبایلی که مثلاً چه میدونم یه تومن میخری و میتونی یه برنامه‌ای بسازی که مخاطب دست‌صدا‌سیما با اون همه عظمت بیشتر بشه، یه حداقل اگر مخاطب‌ت هم بیشتر نشه ضریب تاثیرت بیشتر بشه، واسه همین، اگر بتونی که ارزش‌هات رو به سمت مخاطب ببری، خیلی اتفاق راحتیه، یعنی بعد، مخاطب رو که خوب بشناسی تو آرندی میاد که آقا مخاطب اینو میخواد، خب اینو بهش بده، یعنی آرندی‌ت میشه کاملاً مخاطب‌محور که باید باشه، بعد از اون‌ور تبلیغاتت میشه مخاطب‌محور، دیگه نمیبینی یه نفر بیاد بگه سلام عرض میکنم من شفیعی هستم رییس کمپانی سنگِ فلان، چیکار کنم من یهو یاد شفیعی افتادم که شفیعی‌ها خیلی جیگرن. یه مربی‌ هم دارم آقا شفیعی همین‌جا تشکر کنم ازش، چرا تشکر کنم اینجا، هرکی خواست بره ورزش بره پیشِ میثم شفیعی. آره. از هرجای ایران و جهان من یه آدم نبود، گفتم اون شب شفیعی‌ها چربن، بعد فردا صبحش‌م زد، بعد گفت چرب منم یا تو، بعد گفتم واقعاً فقط عضله‌ست. می‌تونید این استندآپ ایشون رو داخل صفحه اینستاگرامش ببینید، شما جزو اینفلوئنسرهای اینستاگرام هستی آره؟ نه با ۲۰ کا آقا ۲۰ کا که اینفلوئنسره تاثیر گذاشتن ربطی به کانداره، آره آره اونجوری اخیراً هم یاد گرفتم حساب کنم، ملیسا چیه فامیلی‌ش؟ که اینجا که جدید کار میکنیم اونجا مسئول سوشال‌ مدیا و ایناشون هست، از اون خیلی دارم یاد میگیرم، بعد با ابزارهایی که بهم یاد داد گذاشتم دیدم عه گویا موثره، ولی ببین روی یه قشر خاصی دوستشون دارن دیگه، همونجوری که ما اونا رو دوست داریم ولی بیشتر حالت خانواده‌ست، یعنی، همین‌جوری که مثلاً چه میدونم من به داداشم میگم اینو نخر و اون گوش میده اونم بگه اینو نخر من گوش میدم، یعنی یه اکیپ کوچولویی‌ایم که هی داریم به همدیگه پاس میدیم، تا این اینفلوئنسری که مثلاً بگن وای من معده‌ام قار و قور می‌کرد و زیاد باد داشتم، بعد رفتم لاکتیویا کاله خوردم، خوب شدم و اینا، هنوز نشده. اگر زورت می‌رسه تورو قرآن بیاید منو فالو کنید ات ساین حسین کلهورم یعنی اچ او اس ای آی ان کی ای ال اچ او آر ای ام. حداقل‌ش اینه که برید کلیپ‌هاشو ببینین مثلاً و فالو کنید آقا، فالو کنید من به همه قول دادم که اگه بشم ۱۰۰ کی یا بشم سفیر ویتانا که بزرگ شدم بازم بزرگ‌تر، یا لبنیات گازبر لاکتیویا رو تبلیغ کنم، لبنیات گازبر، خیلی خوبه. خب یه سوال بپرسم ازت و تمام، آره دیگه، یه سوال آره اینکه آقا تو فکر کن یه کسب و کاری راه افتاده، اومدم پیش شما، گفتن آقا ما پول نداریم، خب؟ خب؟ چجوری جنس‌مون رو به مشتری بشناسونیم؟ جنس‌ت چیه؟ محصول‌مون، محصول نرم‌افزاری، یه اپلیکیشنِ، یه سایته، مثلاً داره کتاب میفروشه، داره، چه میدونم نرم‌افزار میفروشه، هر چیزی شبیه این، خب؟ ببین نمیشه اینجوری گفت. نه منظورم اینه که به نظرت کدوم یک از چل‌های مارکتینگ از بقیه افیشینت، چی میگن، کارآمدتره. نمیتونم بگم. اصلاً نمیتونم کی‌س‌بای‌کی‌س فقط میشه گفت، ببین آخه واسه یه چیز، یه مورد رو میتونی تعریف کنی اینجوری، که تاثیر خوبی داشته، مثلاً چه میدونم یه تیزر تبلیغاتی ساختی، تیزر خیلی خب این خیلی طولانیه، بذار من میگم، میدونم وقتم کمه، آره همون تو ۵ دقیقه جمع‌اش میکنم. ولی به نظرم همه‌ی این‌هایی که تا حالا گفتی و اگر با ۲ ایکس یا ۴ ایکس گوش دادن رد شدن، یا حتی تو تدوین ریختی دور، دستت درد نکنه چون چیز به‌درد بخورش اینجاست. به‌جز اینکه اینستاگرام پروموت کردن این فقط.

چه جالبه. ببین اولاً که یه کتابی نشر سیته داد از الریس و رفیقش خیلی معروفه این دو تا کتاب، حتماً هرکی هر کاری می‌کنه بخونه. حتی اگر چه می‌دونم توی یه استارتاپی الان داری جارو هم می‌زنی کار بهت نمی‌دن، این دو تا رو باید بخونی. یکی سقوط تبلیغات و ظهور روابط‌عمومی مال الریس نشر سیته گذاشتتش و دیگری جایگاه‌سازی بازم مال الریس. تیم ایده‌آل منم معرفی کرده بودی. تیم ایده‌آل منو چون اینجا که جدید کار گرفتیم، گفتم باید معرفی می‌کردی. چون یه مقداری من گاوَم. چرا؟ توکین‌گروپس و اینا اذیت می‌شن. ببین این دو تا کتابو هر کسی که داری چیزی راه می‌ندازه می‌خونه. اولش که جایگاه‌سازی یه جوری مدل آرندی‌ئه. خلاصه‌شو بگم، همون یه چیزی بازاری‌تر از یعنی عملی‌تر از اقیانوس آبی‌ئه. می‌گه که آقا تو اگه چیزی می‌خوای راه بندازی، ببین واقعاً ملت چی ندارن یا با چی می‌تونی یک نیازی رو در اونا بیدار کنی. واسه همین کتاب، آقا اوکی کتاب می‌خوام می‌رم فیدیبو دیگه. حالا نه طاقچه. دیگه سومی تمومه یعنی تو هر بیزینسم تو یا یک یا دویی یا نهایتاً سه ای با ۳دهم درصد بازار رو باید دیگه چهار به بعد اوت‌ئه دیگه. زارت و زورت مثلاً یکی حالا غذا می‌فروشه یکی دیگه هم می‌فروشه، یکی دیگه هم می‌فروشه. هی کپی از این و اون و اینا. چه ولیویی می‌دی؟ مثلاً تو همین تاکسی اینترنتی‌ها، این هیت‌روی هیت‌روی چیه جدید اومده بچه‌های بالا رو می‌زنه. مثلاً هیبریدی آورده می‌گه من فقط منطقه یک و دو و سه می‌زنم و مثلاً فوفول‌موفولم و اینا. جایگاه‌سازی کردی یه تاکسی لوکس. آها. کاره بامزه‌ست. اون مشتریش کوچولوئه و اونا رو هم داره. واسه همین جایگاه‌سازی خیلی مهمه. تو ببین محصولت اگه هم محصول تکراریه، واسه کی می‌تونی پوزیشن کنی. مثلاً من این طرح رو دارم اگه کسی می‌شنوه، محصول همه‌چیزش حاضره، اسپانسرش هست، تولیدش هست همه‌چیزش هست، منتها ریسکیم که بکنیم یا نه. نوشیدنی انرژی‌زای مخصوص بانوان در دوره‌ای که تغییرات هورمونی دارن. به نظرم جایگاه‌سازی‌ئه. یعنی کسی که اون مثلاً تو دوره ماهانه‌ش اتفاق می‌افته، می‌گه من برم اینو بخورم. چه جالب. آره. این جایگاه‌سازی. حالا ما بعد حتماً هم روی این گارد می‌آد که اِ یعنی چی فلان بهمان. یه عده‌ای هم حال می‌کنن. یعنی می‌شه پرچم اینکه آقا یک اتفاق طبیعی و ما باید درباره‌اش صحبت کنیم. آره. جایگاه‌سازی خیلی مهمه اینکه آقا اصلاً عطر زنونه مردونه‌ش چی‌ست؟ آخه گفتن خب مردونه حالا زنونه. ساعت زنونه مردونه. یه ظرافتی بهش می‌دن، منتها همه اینا از جایگاه‌سازی می‌کنه که خب آها. یعنی جایگاه هم اگه وجود نداره بسازیم. بساز دیگه. مثلاً چه می‌دونم رستوران کودک دیدی اخیراً مُد شده؟ آره. آره. یعنی ما «متر آف سکس» داریم که زنونه و مردونه. «متر آف سایز» داریم که مثلاً کوچولو و بزرگ. تو یه دونه ماشین بزرگ کاربردش یه چیز دیگه. کوچولو می‌شه کاربرد ازتوی داره. یعنی جایگاه‌سازی حالا ۵،۶ تا ماتریس بریز و دون‌تو، مثلاً کتاب‌ئه گنده، مثلاً کتابی که اندازه خودِ یه بچه باشه جذابه، کتاب‌های غول یا کتاب‌ئه کِ کوچولو هم که تو بتونی بذاری مثلاً زیر ساعتِ‌ت اونم جذابه. یعنی جایگاه‌سازی کن. دیگه محصول نرمال پُر شد. زدن ملت. تموم شد. این از جایگاه‌سازی. در حوزه پی‌آر هم من یه نفس، یه کم یه چیزی بگو، موسیقی چیزی بذار بیایم. یه موسیقی بشنویم، بیایم ادامه حسین کلاها رو بشنویم. ببین، کتاب بعدی هم که گفتم به نام سقوط تبلیغات، ببین مردم به شدت باهوشن. با اینکه این‌جوری به‌نظر نمی‌رسه. واسه همین ناخودآگاه می‌فهمی که تو توی این داری تبلیغ می‌کنی. یه مدت تیترِ زردِ اینستاگرام بود که این پسر به فلانی هم رحم نکرد، الان دیگه اینا رو رد می‌کنن. ناخودآگاه انگار ذهنِ آدم یه فیلتری داره که تبلیغاتو از یه جایی به‌بعد می‌فهمه. گرچه تبلیغات مفیده به این علت که یه چیزی که چند بار تکرار بشه، مغز آدم یادش می‌ره مرجع‌اش چیه. یعنی صد بار به تو بگن مدرسانِ شریف، یادت می‌ره کی گفته، فکر می‌کنی خوبه. ولی اون چیزی که اعتماد درست کنه و باند رو قوی‌تر بکنه حتماً پی‌آر‌ئه. یعنی اگر کسی کسب‌وکار جدید داره و پول نداره، تبلیغاتو اصلاً بی‌خیال شه. یعنی تو ضریبِ تأثیرِ پی‌آر با یک پولِ مشخص حتماً سه چهار برابرِ تبلیغات‌ئه. بلندمدت‌تره ولی توِ. یعنی کسب‌وکاری که الان گردشِ مالیِ سالانه‌ش زیرِ ۱۰ میلیارده، تبلیغ معنی نداره. معنی نداره. مخصوصاً تبلیغِ تلویزیونی. آها، نه. تلویزیون که اصلاً مالِ من تو لینکدین هم نوشتم، تلویزیون کِی برید؟ کِی می‌ارزه؟ این‌ها. یعنی اگه محصولت مخاطبِ خاص داره نرو تلویزیون. مخاطبِ عام واسه این وساب و نمی‌دونم پودرِ ماشینِ لباس‌شویی و آب‌نبات و شکلات و، یعنی کالاهایی که استفاده ازش هوشمندی یا فرهیختگیِ خاصی نمی‌خواد، تو تلویزیون باید تبلیغ شه. شارژ بخر، نمی‌دونم فلان کن، اُق‌زده‌ام، پشمکِ حاج‌عبدالله، اینا. یه مقداری کالا واسه مخاطبِ خاص‌تره، حتماً برو تو پی‌آر و اینم که می‌گم تبلیغ جواب نمی‌ده، به خاطرِ اینکه من اینکه تو فلانی اینفلوئنسر بیاد بگه برید از من مت خرید کنید، من اینم جزءِ پی‌آر می‌بینم. گرچه دایرکت‌سِیلِ‌ها، ولی باز جزءِ پی‌آر‌ئه. چون تو سوشال‌مدیا‌ست. اینم از این. بس‌ئه. سخنِ آخر درموردِ رشد بگو. درموردِ چه رشدِ شخصی، چه رشدِ کسب‌وکار. یا کلاً اگه توصیه‌ای دارین؟ آره. آره، یه حرف بزن خب. علامه‌ی طباطبایی فرمود که باطنِ دنیا صلوات بر محمّد و آلِ محمّد‌ئه. خب یه صلوات بفرست. اللهم صلِّ علی محمّد و آلِ محمّد. دستِ شما دردنکنه. ملت می‌گن سرشار از تناقض بود این پادکست. عیب نداره. خوب از، ولی دقیقاً قسمته خودت بود. دیگه هرجای دلت می‌خواست صحبت می‌کردی. اینا هم داشته باشیم. متشکرم از اینکه اومدی حسین‌کلای عزیز. خیلی سخت بود هماهنگ کردن با تو، ولی خیلی خوشحالم که الان اومدی. واقعاً دیگه. آره، نه الان همه تو ضبط‌ئه. خب؟ متشکرم از شما دوستان. آره خب شد. متشکرم از شما دوستان عزیز شنیدین. بذارید من جمله‌مو تموم کنم. متشکرم از شما دوستانِ عزیز که شنیدین. متشکرم از شما آقای حسین‌کلا، جمله‌ی آخرتو بگو تا من بدم قسمتِ بعدی معرفی کنم. آقا تو رو خدا منو منتشر کنین. منتشر واسه رفیقاتون. آها، آها. چشم. برای هرکی ازش بدتون می‌آد بفرستید. وقتشو بگیرید. از هرکی هم که خوشتون می‌آد براش بفرستید که بگید به یادش بودید. اینم یه راهی‌ئه. دستتون درد نکنه. ما چند تا کار می‌تونید واسه ما بکنید شنوندگانِ عزیز و گرامی. یکی اینکه کامنت بذارین برامون، منتشر‌مون کنید، ازمون تعریف کنید، انتقاد کنید. هر چیزی که دوست داشتین. آقا نرو دیگه. آقا کی پخش می‌شه؟ مرسی ازتون، بریم بیایم قسمتِ بعدی آموزینا رو بشنویم. تو این قسمت از آموزینا ما می‌خوایم فصلِ دهم، یعنی فصلِ آخرِ کتابِ «دِ دیفینیتیو گاید تو گروت هکینگ» یا اصولِ پایه‌ایِ هکِ رشد رو خدمتتون توضیح بدیم. در اصل این قسمت، قسمتِ آخرِ فصلِ دوم هست. بله. و همین‌جا من می‌خوام ازتون تقاضا بکنم که بهمون بگین که برای کلوپِ پرایویتِ رشدینا و یا همون باشگاهِ هواداریِ رشدینا، چه جوایزی جذابه. یعنی اگر بهمون کمک کنید مثلِ کامنت بذارید، رادیو رو پیاده بکنید، عرضم به خدمتتون که دیگه چیکار کنید؟ منتشر کنید و هر چیزی که به ما کمک می‌کنه تو رادیو، دوست دارین در قبالش چه اتفاقی بیفته. بهمون این رو توضیح بفرمایید. و می‌تونید هم اگه دوست داشتید مثلِ دوستانی که قسمتِ قبل اومدن اون لینکِ پایین رو پر کردن و عضوی از در اصل باشگاه شدن، لطف کنید شما هم این کارو انجام بدید. ما احتمالاً یک رویداد کوچولویی خواهیم داشت از همین بچه‌هایی که توی باشگاهِ هواداریِ رشدینا هستن برای اینکه بتونیم ازشون یه قددانی‌ای بکنیم و بیایم نظراتشون رو بپرسیم برای فصلِ سوم. توی کانالِ رشدینا به آدرسِ r-o-s-h-d-i-n-a اون در اصل دورهمیِ اطلاع‌رسانی می‌شه احتمالاً به نزدیک‌ترین زمانِ ممکن. ولی ما تلاش‌مون اینه که بینِ فصلِ دوم و فصلِ سوم فاصله‌ی زیادی اتفاق نیفته. خب بریم سراغِ کتابِ، کتابی که درموردش صحبت کردیم. من می‌خوام درموردِ فصلِ آخرِ این کتاب صحبت کنم. یه جمع‌بندی هم بکنم از اینکه کلاً تو کتاب چی گفت. فصلِ آخرش اسمش هست کِی‌پی‌آی. حالا کِی‌پی‌آی هم داخلش هست. فصلِ آخرش هست تولز اند ترمینولوژی. و بحثِ حالا ابزارها و کلماتی که توی کتاب درموردش صحبت کرده. عرضم به خدمتتون که چند تا کلمه رو اومده توضیح داده. یکی بحثِ کِی‌پی‌آی هست. می‌گه آقا شما همیشه برای اینکه بدونید کجای رشدِ کسب‌وکارتون هستین نیاز به کِی‌پی‌آی دارین. این کِی‌پی‌آی هم باید هوشمندانه انتخاب بشه. یعنی به این شکل که اگر شما در مرحله‌ی ترکشِن هستید یعنی تازه دارید یه سری مشتریانِ جدید می‌یارید، تازه‌ی درآمدِ اولیه‌ی شرکت دارید ایجاد می‌کنید، یه سری کِی‌پی‌آی باید بذارید. اگه تو مرحله‌ی ترنزیژن هستین یعنی به پُروداکت مارکتِ فیت رسیدین، باید یه سری کِی‌پی‌آیِ

این رو بذارید، برای اینکه فاصله بین ترکشن و گروس هک رو طی کنید، و اگر در مرحله هکر رشد هستین، باید ببینین که کدوم کی پی آی ها به درد کسب و کار شما می‌خورن. داستان کی پی آی داستان خیلی مفصلیه که جا نمیشه این قسمت در موردش صحبت کنیم ولی خوب تو قسمت‌های قبلی مفصلاً در مورد صحبت کردیم. چند تا کی پی آی رو اومده مثال زده. یکی بحث ویرال کوفیشن که یکی از دوستانم کامنت گذاشته بود آقا کوفیشن نیست، کوفیشنت. بله، ببخشید. به معنای اینکه آقا هر تعداد از کاربران شما چه تعداد کاربر دیگه‌ای رو دعوت می‌کنه خودش به صورت در اصل خودجوش، این تعداد میشه درصد ویرال کوفیشنت شما یا عدد ویرال کوفیشنت شما. مثلاً اگه باشه ۳۰ درصد یعنی ۳۰ درصد کاربرهای شما مشتریان جدید رو دعوت می‌کنن. مثال برای دراپ‌باکس ۲۵ درصده. و ۲۵ درصد کاربران کاربران دیگر رو دعوت می‌کنن. بحث بعدی بحث کوهورتِ، میگه که فقط شما بررسیِ یک کی‌پی‌آی شاید خیلی موقع‌ها جواب‌گو نباشه و شما نیاز باشه حداقل دو تا کی‌پی‌آی رو بیاین بررسی بکنید. مثال بیاین ریتنشن رو بازگشت کاربران رو نسبت به گذشت زمان مشخص کنید. مثلاً کسی که روز اول اومده اپلیکیشن شما رو نصب کرده، روز دوم چند بار سر زده، روز سوم، هفته اول، هفته دوم، این خیلی اهمیت زیادی داره. از اون‌ور اگر بخوایم نگاه بکنیم، کوهورتِ دیگه‌ای که میشه تعریف کرد برای وبسایت، همین بحث ریتنشن هست که بگیم آقا چند اومدن چند بار برگشتن تو سایت. کوهورت‌هایی که دیگه‌ای که میشه مشخص کرد می‌تونه در بازه زمانی باشه. یعنی چند بار خرید کردن و این خریده چند بار تکرار شده. بحث بعدی بحث سگمنتیشنِ که میگه که اومده این کلمه رو توضیح داده که آقا شما حتماً دقت بکنید که سگمنت‌های بهتری داشته باشید. اومده بودن بررسی کرده بودن که شرکت‌هایی که بیشتر از ۲۰ تا سگمنت اومدن مشخص کردن برای کسب و کارشون به میزان ۳۲ درصد فروش بیشتری داشتن، به طور متوسط ها، این خیلی نکته خیلی عجیبیه. از اون ور اومده سگمنتیشن هم که تعریفشو میدونید دیگه به این معنا هستش که شما بیای دسته‌بندی داشته باشی از مشتریانت. هرچقدر ریزتر باشه، بهتر و بر اساس اون دسته‌بندی بیای تبلیغاتت رو هدف‌گذاری کنی. بحث مولتی‌ورینت تستینگ هست که اگر دو تا باشه میشه ای‌بی‌تست و اگه تعداد گزینه‌ها بیشتر باشه میشه عرضم به خدمتتون که مولتی‌ورینت. به معنای اینه که آقا شما به مخاطب‌هاتون رو دو دسته یا چند دسته می‌کنی و به جفت‌شون یه چیز نشون میدی یا یه چیزی رو تغییر میدی، می‌بینین کدومش هدف شما رو محقق می‌کنه. اونی که هدف شما رو محقق می‌کنه مثل افزایش ترافیک، مثل بیشتر خرید کردن، مثل بیشتر موندن، مثل بیشتر برگشتن، مثل بیشتر معرفی کردن به دوستان، هر کدوم‌شون به این شکل بود می‌تونید مشخص کنید خب اون نسخه‌هه بهتره. یادش بخیر چند وقت پیش من توی شرکتی بودم، مدیر فنی شرکت اومد گفت آقا شما از کجا می‌فهمید کدوم یواکس بهتره؟ اصلاً شما مگه یواکس‌دیزاینری؟ گفتم نه من یواکس‌دیزاینر نیستم ولی یواکس رو می‌فهمم. به این معنا که می‌دونم کاربر من اون چیزی که میخواد رو خودش به من میگه. خودش به اون رفتاری که من ازش توقع دارم. هرچی شما ای‌بی‌تست بیشتری انجام بدید بیشتر متوجه میشید که مشتریانتون چه چیزایی می‌خوان. کلمه بعدی که توضیح داده بحث کک هست. کاستومر آکوزیشن کاست. جذب اون اگر میخوایم بگیم آقا خرید اتفاق بیفته، یعنی مشتری‌ای که از ما خرید می‌کنه چقدر در اصل هزینه شده واسه جذبش. یا اگر بخوایم ویزیتور رو در نظر بگیریم، کاستومر بیشتر اون مشتری‌ای که خرید می‌کنه است. یعنی چقدر هزینه شده برای اینکه هر یه مشتری‌ای که خرید می‌کنه جذب کسب و کار ما بشه. بحث بعدی که توضیح داده ال‌تی‌ویِ یا ارزش مادام‌العمر هر مشتری. آقا هر مشتری‌ای که تو کسب و کار ما وارد میشه، در گذر زمان چقدر می‌ارزه، ارزشش چقدره؟ اونم یه فرمول مشخصی داره که ساده‌تر از بقیه است، چهار تا فرمول داره، که معکوسِ چرن‌ریت یا نرخ ریزش ضربدر درآمدی که به ازای هر مشتری داریم، یعنی کل درآمد تقسیم بر تعداد مشتریان، ضربدر معکوسِ چرن‌ریت. چرن‌ریت چه جوری حساب میشه یا نرخ ریزش؟ به این صورت که اول ماه هزار تا مشتری دارین که هر روز ازتون خرید می‌کنن، آخر ماه ۸۰۰ تا دارین. حالا ۲۰۰ تا میشه، یعنی ۲۰ درصد میشه چرن‌ریت. یک میشه بالا، ۲۰ درصد میشه پایین. ۱۰ میره بالا میشه ۵. اگه هزار تومن از هر مشتری‌تون درآورده باشین، هزار تومن ضربدر ۵ میشه و میشه ۵۰۰۰ تومن، ارزش مادام‌العمر هر مشتری. این برای چی ارزشمنده؟ برای اینکه شما با ال‌تی‌وی‌تون رو باید با کک همیشه مقایسه بکنید. اگه ال‌تی‌وی‌تون همیشه کوچیک‌تر از کک باشه عددی که دارین مشتری جدید جذب می‌کنید، در گذر زمان شما ورشکسته خواهید شد، ضرر خواهید داد، یعنی شما آقا ۱۰ هزار تومن دارین هزینه می‌کنید هر مشتری پولیتون بیاد تو سیستم، ولی هر مشتری‌تون فقط ۹ هزار تومن می‌ارزه، شما به ازای هر مشتری جدیدی که تو سیستم میاد، هزار تومن ضرر می‌کنید. خب بعد اومده در مورد آنالتیک‌ها و تولزها صحبت کرده، اومده تولزها رو چهار دسته کرده. تولزهای جنرال که همه کاری می‌کنن مثل گوگل‌آنالتیک که محصول شرکت گوگل هست و خب همون‌طور که می‌دونید خیلی در اصل بایاس‌هایی داره که نیاز هست حتماً کانفیگ بشه تا عددهای درستی بده، قابل اتکا نیست واقعاً دیتایی که گوگل‌آنالتیک به شما میده. چرا؟ به دلیل اینکه اگه واسه ای‌کامرس باشه باید حتماً برید و تنظیماتش رو انجام بدین، اگه واسه سایت معمولیه همین‌جوری. یعنی حتماً باید کانفیگش بکنید تا عدد قابل اتکا بشه، اینو من تاکید می‌کنم. بحث بعدی اومده دسته‌بندی ایونتس، حالا پیپل، بیسد آنالتیک‌ها رو گفته. به معنای اینکه آنالتیک‌هایی که مبتنی بر ایونت روخدادها و آدم‌ها در اصل میاد در اصل آنالیز انجام میده. سه تا معروف تو دنیا هست، یکی کیس‌متریکِ که مال آقای نیل پاتله، یکی میکس‌پنلِ. آقای نیل پاتل رو برای این گفتم که هکر رشد معروفه و یکی هیپ‌آنالتیکِ که برای آقای متین مساواته. سه تاشون تو آمریکا هستن، ما از هیپ استفاده می‌کنیم خیلی راضی‌ایم. میکس‌پنل هم می‌تونید استفاده کنید. میکس‌پنل لیدر بازاره، ولی کیس‌متریک رو ایران بسته است. هیپ‌آنالتیک چون همه‌چی رو خودش ذخیره می‌کنه و می‌تونید بعداً روش گزارش تهیه کنید به نظر من خیلی جذابه، ولی خب تا ۲۵ هزار تا سشن در ماه رایگانه و بیشترش باید پول پرداخت بشه. دسته‌ی دیگه آنالتیک‌ها، نیچ آنالتیک‌هاست که یه کار خاص انجام میده، مثلاً برای یواکسِ، مثل یواکس‌کم که میاد در اصل رفتار کاربران رو توی اپلیکیشن شما فیلم‌برداری می‌کنه. یا مثل مثلاً فایربیس میاد روی موبایل دیتاهایی رو به شما میده، یعنی جنرال نیست که همه‌کاری رو انجام بده. یه دسته‌ی دیگه هم کاستوم آنالتیک‌هاست که این کاستوم به این معنایی که شما اصطلاحاً این‌هوم آنالتیک درست می‌کنید، یعنی خودتون بر اساس نیازی که دارین میایین یه دونه آنالتیک درست کنید. خیلی جالبه، قدیم اینجوری بود که اصلاً شرکت‌ها تو ایران هنوز هم هستن، که میان آنالتیکِ خودشون رو اول می‌سازن، در صورتی که من هنوز در اصل نیازی رو ندیدم که این آنالتیک‌هایی که خدمتتون گفتم برطرف نکنه و شما لازم باشه که بیاین آنالتیکِ خودتون رو بسازین. چه اینکه یه سری از داشبوردها هم هستند که می‌تونید این‌ها رو با هم متصل کنید، یه دونه داشبورد درست کنید از دیتاتون. توی این کتاب کلاً اومدیم در مورد این صحبت کردیم که آقا هکر رشد چیه، هکر رشد کیِ، پروسه‌های هکر رشد چیه، قیف هکر رشد چیه، در اصل روش‌های کشیدنی برای جذب کاربران، روش‌های فشاری برای جذب کاربران، روش‌هایی که از از طریق فیچرهای اپلیکیش، فیچرهای محصول مشتریان رو جذب می‌کنیم، چه جوری می‌تونیم کاربران رو اکتیویت نگه داریم، چه جوری می‌تونیم یه کاری کنیم برگردن. و فصل آخر بود که الان خدمتتون توضیح دادم. امیدوارم که این کتاب براتون جذاب بوده باشه، امیدوارم که رادیو براتون جذاب بوده باشه. سهراب جان چه آموزینویی داری؟ خب می‌خواهیم این دفعه مثل چند قسمت گذشته راجع به هک رشد شخصی صحبت بکنیم که قطعاً هک رشد شخصی وقتی صحبت می‌کنیم هک رشد سازمانی و حتی هک رشد فروش هم شامل میشه، چرا؟ چون اجزای تشکیل‌دهنده همه‌شون یکیِ آدم. پس ما می‌خواهیم راجع به آدما صحبت بکنیم. یه خانمی هست به اسم تاشا یوری که یه خانم روانشناس اجتماعیِ که توی حوزه سازمان‌ها و رفتار سازمانی کار می‌کنه و تخصصش روی سلف‌اِوِرنِسه. کتاب‌های زیادی هم داره، بست‌لر نیویورک‌تایمز هم شده. یه کانسپت مهم رو میگه سلف‌اِوِرنس یا آگاهی درون، شما چقدر از درون خودتون آگاهی دارید. یادتون باشه این بزرگترین دروغیه که همه ما به هم می‌گیم، یعنی الان یه دقیقه به خودتون فکر کنید شما به نظر خودتون چقدر از درونتون آگاهین؟ که شامل این‌ساید و اوتساید میشه. درونیش یعنی اینکه شما از کجا آمدنِ، آمدنم بهر چه بود که حالا خیلی فلسفی‌شه ولی در واقع اینکه شما هدفتون تو زندگی چیه، دوست دارید به کجا برسید، دوست دارید چجوری پوزیشن بشید توی اجتماع رفتار آدما حالا وقتی میریم رفتار آدما در مورد شما چیه، میشه سلف‌اِوِرنس بیرونی، تعامل شما با دیگران چیه، میری پیش بقیه اونا در مورد شما چی فکر می‌کنن؟ حالا با همه این توضیحات چقدر خودتون رو میش

هستید. آمار می‌گه ۹۵ درصد آدما احساس می‌کنن که سلف اورنس دارن و طبق تحقیقی که همین خانم یوریک کردن ۱۰ تا ۱۵ درصد آدما اینو دارن. چه جوری اینو فهمیدن؟ رفتن با دوستای این آدما هم حرف زدن. یعنی سلف اورنسو اول از من می‌پرسن. اول که گفتن هرکی سلف اورنس داره اصلاً بیاد. آدم‌هایی که اومدن که این حس رو تقریباً داشت داشتن. بعد حالا ازشون یه تست‌ها و یه مصاحبه یک ساعته کردن، آخرش با همه‌ی توضیحاتی که دادن گفتن: خب، حالا تو چقدر خودتو می‌شناسی؟ اون گفتن: ما می‌شناسیم. ۹۵ درصد گفتن ما می‌شناسیم، اوکی‌ئه. ولی طبق بررسی که از دوستاشون و تاریخچه زندگیشون کردن، عدد به ۱۰ تا ۱۵ رسیده. پس بدونید که احتمال داره ما به خودمون دروغ بگیم. حالا در چه مورد به خودمون دروغ بگیم؟ در مورد این، یعنی وقتی شما سلف اورنستون پائینه، یعنی یه بخشی از مغز شما خودشو هنوز نتونسته بشناسه، اون بخش تحلیلی. و به شما به دروغ می‌گه که این کارو کردم. اممم، ببینید، یعنی شما اگه خودتون رو صاحب اون مغز و بدن می‌دونید، ببینید چه اتفاقی داره می‌افته. یه بخشی از مغز، یه کارمندایی انگار تو مغز، یه کارایی‌شون رو هنوز نکردن. چرا نکردن؟ می‌ترسن برن سمتش. دغدغه‌شو نداشتن یا هر چیزی. ولی به شما وقتی بهش فکر می‌کنین، به شما گزارش می‌دن: بله قربان همه‌چی انجام شده. شما به خودتون آگاه هستید. پس بدونید تو همچین دغدغه‌ای شما گیر افتادید. حالا وقتی می‌خواید الآن اگر به خودتون شک کنید و بخواید فکر کنید: خب من چقدر به خودم آگاهم؟ شروع می‌کنید احتمالاً کاراتونو تحلیل کردن، تجربیاتتونو مرور کردن. دو تا نوع می‌شه سؤال پرسید: "وایی" و "وات". "چرا" و "چی". معمولاً ما "چرا" رو می‌پرسیم. من چرا این‌جوری این کارو کردم؟ چرا اون روز اون با من اون کارو کرد؟ چرا فلان مشتریم دیگه برنمی‌گرده؟ چرا؟ وقتی چرا می‌پرسیم شروع می‌کنیم یه سری توجیه می‌آریم. ما قبلاً باز راجع به این صحبت کردیم. توجیه‌هایی که ما می‌آریم دقتشون زیر ۲۰ درصده، یعنی ۸۰ درصد توجیه‌هایی که می‌آریم، چون فقط طبق شناخت خودمون، پرسپشن خودمون از دنیاست، غلطه با اینکه باز بهش مطمئنیم. ما همه‌اش داریم به خودمون دروغ می‌گیم، اینو یادتون باشه. پس، من واسه اینکه بتونم بفهمم که چرا هیچ‌وقت ته نداره و عموماً سعی می‌کنم خودمو توجیه کنم، چون آدم دوست نداره از قسمت راحتِ زندگیش، از کامفورت زونش خارج بشه. سؤالِ بهتر اینه: "چی"؟ چی کار باید بکنم که این اتفاق نیفته؟ یعنی اگر من چرا پیشرفت نکردم؟ حالا می‌تونم هی به خودم بگم: آره، تو گذشته‌ت این بوده، آینه‌ت این بوده. خلاصه تو این راهو انتخاب کردی، یا می‌تونم بگم: نه. چی‌کار می‌تونم بکنم که اونی که می‌خوام بشم، بشم؟ یا چرا مشتری‌ها خرید نکردن؟ یه سری توجیه. یا چی‌کار باید بکنم که مشتری‌هام خرید بکنن؟ پس یک، به این همی- یعنی اصلاً قرار نیست که به این دیگه فکر نکنین چرا این کارو کردین یا نکردین‌ها. ولی یاد- لازمه بهش آگاه باشید که با چرا ممکنه یه سری جواب‌های فلسفی واسه خودتون درست بکنید که خیلی هم خوبه آدم پاسخ و پرسش‌های فلسفی داشته باشه. ولی واسه اینکه عملیاتی نگاه کنید و واقعاً آدمِ بهتری بشید، واقعاً فروشنده‌ی بهتری بشید، واقعاً انسانِ موفق‌تری بشید، واسه هر چیزی که فکر می‌کنید بگید: "چی‌کار باید بکنم که این‌جوری بشه؟" آدم‌هایی که به خودشون آگاهن، اینم به عنوانِ نکته‌ی آخر می‌گم، آدم‌هایی که به خودشون آگاهن، طبق آمار، آدم‌هایِ ناراحت‌تر، نروست‌تر و استرس‌زاتری‌ان. پس ما نمی‌خوایم ز- شما رو به زندگیِ آروم دعوت بکنیم لزوماً. ولی آدم‌هایِ خوشحال‌تری‌ان. چرا؟ چون وقتی تو آگاهی، خطراتِ اطراف و اینکه خودت چقدر تواناییِ کمی یه جاهایی داری رو کامل درک می‌کنی. این ممکنه باعثِ استرسِ شما بشه، ولی همینه که شما رو جلو می‌بره. آرامش هیچ‌وقت شما رو جلو نمی‌بره. ممنون که گوش دادید. با ادامه‌ی برنامه همراه باشید. خب! متشکرِم از سهراب عزیز. خیلی جذاب بود. بیایم در موردِ آگاهی‌هایِ خودمون، از خودمون بیشتر فکر کنیم. و متشکرم از یک‌تانت که اسپانسر این قسمت از رادیو روشتیناشد. یک‌تانت یه پلتفرمِ تبلیغاتِ آنلاینه که شما می‌تونید داخلش بنر استفاده کنید، یعنی به‌صورتِ بنری تبلیغات کنید، ری‌تارگتینگ، یعنی شخصی رفت توی سایتی دوباره جایِ دیگه تبلیغاتشو نشون بدین و در موردش صحبت کردیم قبلاً و همچنین تبلیغاتی که شما می‌تونید ABتستشون بکنید، بتونید بهبود بدین و پیشنهادِ ما اینه که از تبلیغاتی استفاده بکنید که بتونید خودتون بهبودش بدین. یعنی فقط به این نگاه نکنید که چقدر کلیک خورد. یه خوبیِ دیگه‌ای که یک‌تانت داره اینه که شما می‌تونید UTM ست بکنید و می‌تونید ببینید توی گوگل آنالیتیکِتون یا هر ابزاری که امروز توضیح دادیم، این کلیک‌ها از کجا اومده و بررسی کنید چقدرشون منجر به فروش شده. خب، بریم بیایم با مهمونِ دوممون گپ بزنیم. اینجا ما از سهراب مستقیم عزیز خداحافظی می‌کنیم. ممنون از شما، ممنون از شما هم که گوش دادید. تا فصلِ سوم که برگردیم خدمتتون. خداحافظ. خب، توی این قسمت از برنامه، ما یک مهمونِ جذاب و باحالِ دیگه داریم که پیشنهاد می‌کنم خودشون رو معرفی کنن. قرار بود آخه یه سری چیزها رو بگی؟ آره، خودم بگم. اممم، من اسما کروبی‌ام. دیگه چی باید بگم؟ چی‌کار می‌کنی؟ اممم، مدیرعاملِ شرکتِ تی‌آرام که شرکتِ در واقع طراحی تجربه‌ی کاربری و تولیدِ محصول هستش. از سه‌سالِ پیش راه‌افتاده و در حالِ حاضر پروژه‌ی لنزِ ایرانسل رو داره انجام می‌ده و همین. ای‌ول! خیلی عالی. من اولین‌بار، اینو می‌خواستم اول بگم فکر کنم، من اولین‌بار ایشون رو تویِ کنفرانس دیدم. علاقه‌مند بودم به گیمیفیکیشن و اینا. اممم، نمی‌دونم سرِ چی شروع کردیم صحبت کردن و اینا، ولی قرار بود که یه سری اممم مقاله در زمینه‌ی گیمیفیکیشن ترجمه بکنیم و اممم تو سایتِ ایشون که یادم نیست اسمشم چی بود؟ یک‌تارگت. آها! دقیقاً. یو‌اکس‌تارگت اممم منتشر کنیم. که نشد، نمی‌دونم به چه هر دلیلی نشد، ولی خب ما در ادامه تو این علاقه‌مون اممم، ما که می‌گم یعنی من و بچه‌هایِ انجمنِ گیمیفیکیشن، علاقه‌مند ادامه دادیم و خلاصه انجامِ گیمیفیکیشن راه افتاد و رویدادهایِ باشگاه گیمیفیکیشن و اینا. یه قسمتم باید بیای اونجا واسه‌مون صحبت کنی؟ ان‌شالله. خب! اممم، یکم بیشتر بگین در موردِ اسما کروبی، کلاً از کجا شروع کرد و اینا؟ عرضم به حضورتون که، اسما کروبی یعنی من. لیسانسم نرم‌افزاره، اممم، فوق‌لیسانسم MBA‌ئه. اممم، بعد اممم بعد از اینکه لیسانسمو گرفتم، یعنی در واقع من اولین جایی که به‌عنوانِ به عنوانِ کسی که داره تو حوزه‌ی آی‌تی کار می‌کنه، به‌طورِ مشخص تو حوزه‌ی وب داره کار می‌کنه، جایی که شروع به کار کردم شرکتِ فرانووین بودش، که اونجا به‌عنوانِ آر‌ان‌دیِ تکنیکال شروع کردم به کار کردن. اون زمان خیلی اسمِ پروداکت دیزاینر و چیزهایِ از این دست تو شرکت‌ها باب نبود. پروژه‌ی فرانووین همون شرکتِ اممم چیز بود. همون شرکتی که مهمونِ قبلیِ برنامه‌ی روشتینامون بود. یادم نیست اسمشو. نویسنده‌ش مالِ کیه؟ نه، اممم، یادم نه. نه، ولی میلاد؟ نه نه نه نه، اسمِ شرکتِ میلاد، یه چیزِ دیگه بود. اونم نوین داشت. شبیه هم اینا بود فکر کنم. حالا ولش کن. من دارم اشتباه می‌گم شاید. نه نه نه، و عرضم به حضورتون که، نه اون یه شرکتِ تبریزی بودش که دفترِ آر‌ان‌دیش تهران بود. اممم، شاید هم دارم اسمشو اشتباه می‌گم و اسمِ شرکتِ میلاد رو می‌گم. یادم نمی‌آد واقعاً. ولی تی‌آرا رو با میلادِ اسلامی‌زاد شروع کردین؟ درسته؟ تی‌آرا رو ما تویِ گروهِ آوان شروع کردیم و میلاد هم یکی از کوفاندرها بود. ولی بعد از یه بازه‌ای میلاد تصمیم گرفت که بره. اممم، برگردم از قبلش بگم از اینکه داشتم چیکار می‌کردم؟ آره آره. کجا شد؟ اصلاً فهمیدین یو‌اکس خوبه؟ اممم، اون بازه‌ای که داشتم اونجا کار می‌کردم به‌عنوانِ آر‌ان‌دیِ تکنیکال، خب کاری که داشتم می‌کردم اصلاً این بود، داشتم مارکت‌ریسرچ می‌کردم که ببینیم که چه پروداکتِ دیگری می‌تونیم تولید کنیم. چه پروداکتی می‌تونیم تولید کنیم که بتونیم به یه گروهِ مشخصی از آدم‌ها، یک پروداکت رو بفروشیم. چیزهایی که شاید امروز هم هنوز موضوعیت داره. اممم و من اون موقع MBA آزاد می‌خوندم، MBA ماهان می‌خوندم و خیلی هم برام جالب بودش که مارکتینگ توی فضایِ آی‌تی‌استارت‌آپی ایران چرا نیستش و چیزهایِ کانسپت‌هایِ مارکتینگ رو می‌خوندم. اممم اونجا همون‌طور که داشتم ریسرچ می‌کردم رسیدم به کانسپتِ یو‌اکس که اصلاً درباره‌ی این هستش که چطور یک پروداکت رو طراحی کنیم، چطور بفهمیم پروداکته کار می‌کنه یا نمی‌کنه. و خیلی برام جالب شد. اولین‌بار بود که اصلاً من با یو‌اکس آشنا شدم و بعد شروع کردم به مطالعه کردنش. اممم یه بازه‌ی خیلی، فکر می‌کنم مثلاً بعد از اون من شیش ماه اونجا کار کردم و بعد اومدم بیرون و بعد یه بازه‌ی مثلاً چهار‌ماهه‌ای توی ماهان کار کردم و بعد دوباره اومدم بیرون و خوندم برایِ ارشد و کنکور قبول شدم تا زمانی که رفتم "برهان". تویِ شرکتِ برهان اصلاً با سِمَتِ طراحِ محصول رفتم. و حالا اینجا زمانی بودش که یه بازه‌ای بود که داشتم درباره‌ی یو‌اکس می‌خوندم. سابجکت‌هایی که تویِ حالا اممم مؤسسه‌ی آموزشیِ ماهان هم یاد گرفته بودم درباره‌ی مارکتینگ و اون بازه‌ای که داشتم MBA آزاد می‌خوندم داشت کمک می‌کردش که رویکردِ بهتری نسبت به موضوع داشته باشم. ارشدم هم قبول شدم و اینا همه دست‌به‌دستِ همدیگه دادش که ناخودآگاه مسیرم شد مسیرِ اینکه برم یو‌اکس یاد بگیرم. اممم، تویِ شرکتِ برهان‌موبین، کاری که اصلاً من باید می‌کردم این بودش که یک پروداکتی رو طراحی می‌کردم که اممم.

یک جور سوشیال نتورک باشه و بتونه آدم‌ها رو متصل بکنه. ایده اولیه که توی شرکت مطرح بود خیلی ایده خامی بود یعنی یک چیزی بود که مثلاً فالم داشته باشه فلانم داشته باشه خیلی چیز عجیب غریبی بود و خب فکر می‌کنم حدود یک سال من اونجا کار کردم و پروداکتِ ویکی شاپیا رو تولید کردیم. که ویکی شاپیا یه سوشیال نتورکی بود بر پایه به اشتراک گذاری تجربیات خرید لازم به ذکر است که ویکی شاپیا هیچ‌وقت کامرشیال لانچ نشد حالا به دلایل مسائل خاصی که درباره بحران وجود داشت. بحران موبی چیکار می‌کنه الان چه محصولیش هست بیرون؟ بحران موبی اسم خیلی آشنائه تو ذهن. آره بحران موبی اگه خاطرتون باشه با اون داستانی که درباره یه کارت ورود به استادیوم آزادی شنیده باشید. و فکر می‌کنم که دیگه توضیح خاصی دیگه نداره که چرا پروژه لانچ نشد. خب؟ تقریباً یه ۶، ۷ ماه بعد از اون داستان من هنوز اونجا کار کردم خب بحث مثلاً پروژه سیدنی که کشوری بودش و بحث آی‌پی تی‌وی کشوری بود. یه بازه دیگه اونجا کار کردم و همزمان با اون زمانی که ما داشتیم اولین کنفرانس یواکس ایران با میلاد برگزار می‌کردیم بچه‌های دیجی‌کالا به من پیشنهاد همکاری دادن و خب من واقعاً دیگه دوست نداشتم توی بحران کار کنم حالا به خاطر همه اون چیزهایی که وجود داشت و دیجی‌کالا برام جذاب بود. اومدم بیرون رفتم دیجی‌کالا و این شد دیگه شروعی که یک استارت آپِ خیلی جدی‌تر شد توی حوزه یواکس و کار من. بعدش رفتین علی‌بابا بعدش تیارا. آره. درست گفتم. خب بریم سراغ سوالات حوزه ارتباط بین یواکس و شما می‌گین یواکس یواکس یواکس و رشد خیلی جالب بود برام این مدل گفتن جذاب‌تر هم هست قطعاً البته خواسته‌ترم هست. خب یواکس اصلاً به درد استارتاپ‌ها می‌خوره یا نه؟ اگر می‌خوره تو چه برهه‌ای تو چه فازی از رشدشون می‌خوره؟ ببینید بحث این هستش که یواکس رو اصلاً شما چی تعریف می‌کنید من می‌خوام از اینجا شروع بکنم که یه خورده تعریفمون رو اول باید از این حوزه درست کنیم. ما وقتی درباره یواکس صحبت می‌کنیم یوزر اکسپرینس دیزاین طراحی تجربه کاربری یا یوزر سنت ریک دیزاین، طراحی مبتنی بر کاربر، داریم درباره چی صحبت می‌کنیم داریم میگیم آقا اگر که دارید یک محصولی رو تولید می‌کنید این محصول رو برای آدم‌هایی تولید کن که قراره ازش استفاده بکنن کانسپتش رو، ایده‌اش رو، فلوهاش رو، ساختارهاش رو و قیافه‌اش رو. خب؟ پس وقتی که یک استارتاپ جدید می‌خواد شکل بگیره اگر که آیدیاش به درد مردمی که می‌خوان ازش استفاده بکنند نخوره خیلی مشخصه که قابل استفاده نیست پس انی‌وی استپ اولِ خود اون استارتاپ هم شروع می‌کنه به یک سری از کارها رو کردن. مثلاً نید فایندینگ می‌کنه، مثلاً میره اینترویو می‌کنه، با مصاحبه می‌کنه با آدم‌های مختلف که ببینه که این ایده‌ای که داره چه شکلی فیتِ بازار می‌شه، چه شکلی جواب نیاز مردم رو میده. تو استپ بعدی میره رقبا رو نگاه می‌کنه تو ایران که خیلی هم مرسوم هستش میره رقبای مختلفی که حالا هستش یا بنچ‌مارک‌هایی که هستش رو بررسی می‌کنه و می‌تونه طرح محصولش رو در بیاره و توی استپ بعدی میره دیزاینش رو می‌زنه. استپ‌های اولیه طراحی تجربه کاربری همینه. یعنی وقتی که ما می‌خوایم که یک فیچرِ جدید واسه یک محصول طراحی بکنیم، اول میایم شروع می‌کنیم با آدم‌ها صحبت می‌کنیم، شروع می‌کنیم نگاه می‌کنیم، یه کاری می‌کنیم به اسم لیتریچِر ریویو یعنی میایم میگیم که مثلاً روی اون کانسپت چه داکیومنت‌های علمی نوشته شده چه می‌دونم درباره‌ی ایکامرس‌ها درباره مثلاً سوشیال نمی‌دونم پروفینگ درباره ایکس ایگرگ داکیومنت‌هاش رو می‌خونیم، داکیومنت‌های مرتبطش رو. استپ سوم براساس دیتایی که گدر کردیم اطلاعاتی که به دست آوردیم می‌ریم بنچ‌مارک می‌کنیم کامپتیتیو آنالیزیس می‌کنیم و از اونجا تجمیع می‌کنیم و می‌رسیم به اینکه آقا ما باید فلان چیز رو اضافه کنیم به محصول. حالا آیدیا رو دوباره می‌ریم ولید می‌کنیم و الی‌آخر. پس عملاً اون کاری که یک استارتاپ لحظه شروعش می‌کنه، همون کاریه که منِ یوایکس دیزاینر توی یک پروداکتِ مچور می‌کنم. من برای یه تیکه انجام میدم، اون برای کلِ آیدیاش انجام میده. پس من فکر می‌کنم کسی که می‌خواد یه استارتاپ بزنه لازمه که بدونه که یوزر اکسپرینس دیزاین چیه، لازمه که بدونه ولید کردن آیدیا چیه، لازمه که نید فایندینگ بدونه چیه، اینترویو درست رو بلد باشه. حالا این می‌شه استپ اولش. استپ دوم پروداکت میاد وارد بازار می‌شه. از لحظه‌ای که وارد بازار شده کاربر داره داخلش میشه، فیدبک داره تجمیع می‌شه، فقط درباره این نیستش که چقدر پروداکت شما خوشگله. ما خیلی وقتا فکر می‌کنیم یواکس درباره اینه که چقدر پروداکتِ ما خوشگله. مسئله درباره این هستش که فیدبک که داره بهتون برمی‌گرده رو چقدر دارید اعمال می‌کنید توی محصولتون. یه حجم زیادی از محصولات وجود دارن که کاربر اصلاً براش مهم نیستش که قیافه‌اش چه شکلیه یه حجم دیگه‌ای از محصولات وجود دارن که اصلاً قرار نیستش خوشگل باشه یعنی قراره که اتفاقاً تارگت مارکتی که داره ازش استفاده می‌کنه چه می‌دونم دولوپر، آدمیه که داره با ترمینال کار می‌کنه خیلی چیز نیست براش که مثلاً شما گل و بوته‌اش بکنید. پس شما نمی‌تونید بگید که با فرض اینکه یوآی و یواکس برای خوشگلی محصول هستش بیایم توی همه محصولات دقیقاً از استپ ایکس‌شون، از استپ مثلاً گروثِ فلان‌شون، از استپ رسیدن به این‌قدر تعداد یوزرشون، یه ریدی‌زاینی انجام بدیم و خوشگلش بکنیم. پس اگر که بخوام حرفامو جمع بکنم، می‌گم که استارتاپ‌ها قطعاً به یواکس دیزاین نیاز دارند. استارتاپ‌ها در لحظه شکل‌گیری‌شون، در طول هر، هر روزی که دارند کار می‌کنند واسه اینکه پروداکت‌شون رو تکمیل بکنند، واسه اینکه فیچرِ جدیدی اضافه، امکان جدیدی اضافه کنند، لانچ بکنند، مارکتینگ بکنند، کمپین ببندند، توی هر کدوم از این استپ‌ها باز احتیاج دارند به یواکس و به اینکه با یک رویکرد یواکسی، با یک رویکرد اینکه کاربر از ما چی می‌خواد تصمیم‌گیری بکنند. خیلی عالی، مرسی از تو. اگر کسی علاقه‌مند باشه به یواکس زبان انگلیسی‌ش خوب باشه چه مرجع‌ای معرفی می‌کنید؟ گوگل بخاطر اینکه تعدادِ، یه سایتی که بره ازش مثلاً بخونه نمی‌تونم بگم که واقعاً یک مرجع خیلی مشخص و اون چیز می‌کنم مثلاً روی کورسرا تعدادِ درس‌هایی که هستش خیلی زیاده درس‌های ابتدایی یعنی اینکه آدمِ برای اینکه آره یوایکس فاندامنتال، آره دقیقا یواکس فاندامنتال ولی اسمش. ولی آدم که می‌خواد آشنا بشه اون خیلی می‌تونه کمکش کنه روی ادکس همین‌طور هستش سابجکت. اول آدمِ یواکس یاد گرفتن این‌شکلیه شما استپ اول باید برید یه سری ویدیوهای جامع ببینید که تعریفِ درستی از یواکس بهتون بده، استپ دوم شما باید کانسپت به کانسپت یعنی متد بای متد درباره همان متدِ بخونید یاد بگیرید و کار بکنید برای همینه که اصولاً ما نمی‌تونیم بگیم که یواکس دیزاینر با مثلاً اگر شما یک سال بشینید خونه و یواکس بخونی، بعدش یواکس دیزاینر میشی نه. شما باید دو، سه ماه اول بشینید مطالعه کنی بعد برید توی یه شرکتی به عنوانِ کارآموز روی پروژه‌ای که داره متدولوژی استفاده می‌کنه. هستن جاهایی که کارآموز می‌گیرن؟ فکر می‌کنم که ما خودمون می‌گیریم. بله، تیارا می‌گیره. رهنما فکر می‌کنم می‌گیره. قاعدتاً باید جاهای دیگه هم باشن یعنی مطمئن نیستم ولی فکر می‌کنم که جاهای دیگه هم هستند. ولی خیلی مهم هستش که کارآموزِ یواکس قرار نیست بره ویژوال دیزاین بزنه. این خیلی مهمه. کارآموز یواکس قراره بره یک‌دور جلسه یوزبل تستینگ رو راه بندازه و سناریو بنویسه و تحلیل کنه و نتیجه‌ها رو جمع کنه و اون میتینگ رو راه بندازه و بشینه کنارِ فسیلیتور و یاد بگیره. کارآموز یواکس قراره کامپتیتیو آنالیزیس کنه، کارآموز یواکس قراره که بی‌آرتی تست بنویسه، کارآموز یواکس قراره روی اینفورمیشن آرشیتکت کار کنه. پس اگر که دارید جایی رو دارن دوستان جایی رو انتخاب می‌کنند که برن به عنوانِ کارآموزی کار بکنند، حواس‌شون باشه که دارند کارآموزی چه چیزی رو می‌کنند، ویژوال دیزاین رو یا یوزر اکسپرینس رو. خب، این کلمات رو که قطعا شنیدید. اگر نشنیدید یکم برید عقب دوباره بشنوید که ببینید رو چیا باید کارآموزی کنید. خب، اگر کسی زبانِ انگلیسی‌ش خوب نیست، حالا ریسورسِ فارسی معرفی کنید؟ نداریم؟ ببینید، مسئله این هستش که وقتی که اصولاً شما تو سابجکتِ آی‌تی دارید کار می‌کنید، باید انگلیسی بلد باشید. آره و انگلیسی که بلدی انگلیسیِ تکنیکال، انگلیسیِ الزاماً مثلاً به این معنی نیستش که من الان وقتی بخوام انگلیسی صحبت کنم دیگه نیتیو دارم صحبت می‌کنم، انگلیسی تکنیکال به خاطر اینکه یه سری کلمات داره استفاده می‌شه که تو باید این‌ها رو بفهمی‌شون اگر که یعنی معادل فارسیِ خیلی جذابی ندارن. دوستان خیلی زیادی درباره یوزر اکسپرینس دیزاین درباره متدولوژی‌ها معرفیش چیزهای مثلِ این هم دوره و درس گذاشتن توی سایت‌های مختلف نمی‌دونم مثلِ فرانش و ایکس و ایگرگ و هم اینکه درباره‌اش نوشتند و فکر می‌کنم کمک می‌کنه که حداقل آدم‌ها آشنا بشن ولی تعداد کتاب‌های مرجعی که ترجمه شده درباره طراحی تجربه کاربری واقعاً خیلی کم هستش و لازمه که بخونند آدم‌ها یه دونه من دیدم عکسِ یه اردکی روشه، آره نه اون‌ها دیزاین فور اوریتینگ رو نمی‌دونم، ایموشن دیزاین و این‌ها اون کتاب‌هایی نیست که باید بخونن مثلاً باید کتابِ معماری اطلاعات بخونن، باید مثلاً چه می‌دونم کتابِ... لینوکس خوب نیست؟ من اصلاً نمی‌دونم لینوکس چیه. ندیدی؟ نه. از سری کتاب‌های لینِ آقای اریک ریس، آها نه ندیدم، هیچ ایده‌ای هم خاصی هم ندارم من خیلی سنتی‌ام اون کتاب ۸۰۰ صفحه یا یه چیزی. عرضم به حضورتون که ولی باید این کتاب‌ها رو بشینند، کتاب‌های فاندامنتالِ متدولوژی‌ها رو بشینند بخونند و باید بشینند کورس‌هاش رو نگاه کنند و باید برن تجربه به دست بیارن برای همینه که این کار رو نکنن دوستان که با خوندن ۴تا مقاله فارسی فکر کنند که الان اطلاعاتِ خوبی دارند، به خاطر اینکه دارند دست می‌ذارند روی یه کانسپتی که حتی مشورتِ اشتباه دادن داخلش، می‌تونه مسیرِ یک کسب‌وکار رو خراب بکنه، من حداقل این نظر رو دارم. خیلی عالی، مرسی از شما. شما ترندهای یواکس، اصلاً چیزی به نام ترند یواکس داریم ما؟ بله. خب می‌شه یه مقدار درباره ترندهای یواکس تو ایران صحبت کنی؟ همین الان یهو به ذهنم رسید. ترندهای یواکس تو ایران، واقعاً درباره ترندهای یواکس توی ایران نظر خاصی ندارم، ما توی ایران خیلی عقب هستیم یعنی هنوز هم از چه لحاظ عقبیم؟ ببینید، توی دنیا، وقتی که...

خیلی یه نفر یو ایکس دیزاین بکنه، وقتی که یک شرکتی به شما سفارش میده که کار یو ایکس بکنی یا میره به تیم یو ایکس دیزاینش میگه برای من کار یو ایکس بکن یا برای من طرح محصول بکن، میدونه که این تیمه باید بره اینترویو بکنه. میدونه که این تیمه باید بره جلسه تست کاربردپذیری بذاره، میدونه که باید چند تا فوکس گروپ برگزار بکنه. ااا توی ایران وقتی ما به یک یو ایکس دیزاینر میگیم که برای ما یک فیچر طراحی بکن، منظورمون این هستش که اپلیکیشن رو بردار، خودت بررسی کن، یک دو سه تا رقیب پیدا کن ببین فیچر باحالش چیه، اون رو دیزاین کن بذار توی اپلیکیشن و انتظار داریم که یو ایکس دیزاینر خودش دیزاین هم بکنه. یعنی اصلاً ما کلیر، یه درک درستی از اینکه این آدم شغلش چی هست، هنوز اون شکل نگرفته و یه مقدار هم بوردرها رو نمی‌دونیم. مثلاً نمی‌دونیم پروداکت دیزاینر قراره چی کار کنه یا یو ایکس دیزاینر قراره چی کار کنه. آیا این دو تا یکی‌ان یا نیستن. توی دنیا داره چه اتفاقی می‌افته؟ واقعیت این هست که دنیا این زمان رو گذرونده. پس وقتی که می‌خوان یک فیچر طراحی کنن، دیگه برای کسی موضوع نیستش که آره خب خیلی مشخصه که باید برن مصاحبه بکنن. کسی دیگه بهش این‌جوری فکر نمی‌کنه که نه نه، باید این کار رو بکنه. یو ایکس دیزاینرها با پروداکت دیزاین، پروداکت منیجرها نه پروداکت اونرها، با پروداکت منیجرها دارم ادغام میشن. یعنی اصولاً پروداکت منیجر کسی هستش که طراحی محصول بلده. کسی که اه بلده که با کاربر رفتار بکنه. این وقتی میگم که بلده با کاربر رفتار بکنه، یعنی حداقل صد تا تست کاربردپذیری نشسته، فسیلیت کرده، صحبت اینقدر کرده و اینقدر سناریو طراحی کرده که میدونه چجوری باید بپرسه، میدونه چجوری باید ولید بکنه و یک تجربه قوی توی طراحی محصول داره. حالا تبدیل شده به پروداکت منیجر. یو ایکس دیزاینرهایی که دارن وارد بازار کار میشن توی دنیا دارن روی سبجکت‌هایی مثل آی او تی وارد بازار کار میشن، روی سوپر اپلیکیشن‌ها وارد بازار کار میشن. یعنی دیگه عملاً خیلی شاید مفهوم نداشته باشه که واسه یک طراحی یک وب‌سایت خیلی ساده یک یو ایکس دیزاینر خیلی حرفه‌ای بیاد درگیر بشه. ولی منطقاً هنوز برندهای بزرگ دنیا، غول‌های بزرگ دنیا، دیزاینرهای خودشون رو دارن که دارن به این فکر می‌کنن که استپ بعدی چی هستش و فیچر خیلی خلاق که می‌خوان بدن روی چی هستش. اوکی. متشکرم از شما. متشکرم که تشریف آوردین. رادیو، من شخصاً کلی چیز جدید یاد گرفتم و به عنوان سخن آخر نکته‌ای دارین که واسه کسایی که می‌خوان یو ایکس یاد بگیرن، یا واسه یو ایکس دیزاینرهایی که تازه اول راهن، یا واسه هر کسی که اصلاً فکر می‌کنه یو ایکس احتمالاً می‌تونه کسب‌وکارشو بهتر کنه؟ واسه هر کدومشون دلتون خواست می‌تونین اه من فکر می‌کنم که کسایی که دارن استارتاپ راه میندازن، کسایی که مدیرهای استارتاپ‌ها، شرکت‌های آی‌تی بیسی هستند که براشون مهم هستش که توی بازار رقابت آینده بمونن، بهتر هست که خیلی سریع شروع کنن درباره این موضوع بهتر بدونن. اه تفکراتی که خیلی رادیکال هست رو بذارن کنار. نه اینا چی کار می‌کنن، اینا نمی‌دونم کارهای تئوری، تصور، اینا تفکرات رادیکاله. اینا چیزایی هستش که کمک خاصی به موضوع نمی‌کنه. اه من می‌خوام بگم که اگر که دیجی‌کالا امروز به عنوان یک پروداکت خوب شناخته شده، اگر که یک تیم یو ایکس خیلی خوب داره توش کار می‌کنه، به خاطر این هستش که پنج سال پیش، شش سال پیش حمید محمدی وایساد که من بتونم یه تیم یو ایکس درست بکنم و رویکردش رویکرد این بودش که این کاره انجام بشه، رویکردش این بود که تست انجام بشه، رویکردش این بود که مصاحبه انجام بشه. و این موجب میشه که پروداکت تفاوت ایجاد می‌کنه و یو ایکس دیزاینر استخدام کرد. یو ایکس دیزاینر استخدام نکرد که ویژوال دیزاین‌ش هم بکنه، که فرانت‌ان‌د‌ش هم کد بزنه. پس اگر که دوستان می‌خوان که لیدر بازار باشن، می‌خوان یک پروداکت تولید بکنن که متفاوت هستش، که کاربر بهش لویال میشه، لازم هست که به این موضوع فکر کنن. اگر که اه یو ایکس دیزاینرهایی هستن که دارن اه جدید وارد بازار کار میشن، باید بدونن، دو سه تا نکته رو باید بدونن. یکی اینکه باید برن پوزیشن‌شون رو بسازن، باید برن جایگاه‌شون رو بسازن و جایگاه ساختن به یک شکل به دست میاد. با اه سخت‌کوشی به دست میاد، با اینکه بخونن، بدونن و تلاش بکنن و این روشی هستش که می‌تونن جایگاه‌شون رو بسازن. و وقتی جایگاه‌شون رو بسازن، هست که مدیران به عنوان یو ایکس دیزاینر قبولشون می‌کنن. مرسی از شما دوستان عزیز و گرامی که این قسمت رادیو رو شنیدین. مرسی از خانم کروبی که تشریف آوردن. اه تقاضا می‌کنم از تمام کسایی که دارن گوش می‌دن برای ما لایک کنن اگه خوششون اومد، کامنت بذارن. می‌تونین از کست‌باکس، هر جای دیگه‌ای مثل آیتونز، اه گوگل پادکست، هر جایی که فکر می‌کنید تقریباً گذاشته شده این رادیو و پیشنهادمون اینه که حتماً از خود اپلیکیشن‌های پادکستی گوش بدین. برای اینکه ما بدونیم، بفهمیم که شما چه حسی دارین، ما می‌تونیم ببینیم که شما چه حسی دارین نسبت به رادیو. چرا؟ چون اولاً می‌تونید تیک‌هایی که سکوت داره رو حذف کنید، می‌تونید در اصل یه سری امکانات خاصی داره این اپلیکیشن‌ها که خیلی بهتر از اینه که شما دانلود بکنید و گوش بدین. برای همین پیشنهادم اینه که از این اپلیکیشن‌ها استفاده کنید. از خود شنو‌تو می‌تونید استفاده کنید. از هر چیزی که دوست داشتید و اونجا سابسکرایب کنید ما رو. هر جا که هست، همونجا سابسکرایب کنید تا قسمت بعدی که اومد در اولین فرصت شما نوتیف‌شو دریافت بکنید. مرسی که گوش دادین. مرسی که کامنت می‌ذارین، شیر می‌کنید و به دوستانی که حتی به دردشون نمی‌خوره هم به دستشون می‌رسونید. امیدوارم که پر رشد و پر روزی باشید. شنو‌تو، سرویس اشتراک‌گذاری فایل‌های صوتی www.shenoto.com