اما همانطور که در حال رونق است، بخش اقتصاد خالقان محتوا — یا «دآفر»ها — به یکی از اجزای کلیدی اکوسیستم بازاریابی تبدیل شده و طبق پیشبینیها تا سال ۲۰۲۷ به نزدیک نیم تریلیون دلار خواهد رسید. در برخی موارد، محتوای خالقان برای استفاده در رسانههای پولی بازآمادهسازی میشود. با وجود این رابطهِ ظاهراً همزیستانه، بر اساس دادههای شرکت «کرییتورآیکیو» (CreatorIQ)، ۵۳ درصد از خالقانی که دستکم ۵۰۰ هزار دنبالکننده دارند، تنش میان آنچه مخاطبان میخواهند و آنچه برندها مطالبه میکنند را تجربه میکنند.
«بهعنوان یک برند، باید یک قدم به عقب بردارید و بدانید که در استراتژی اینفلوئنسری شما یک نسخه واحد برای همه وجود ندارد»، گفت جنیفر چو، مدیرعامل بخش مشتریان در کرییتورآیکیو.
گزارش «وضعیت خالقان» که با مشارکت «اینفلوئنسرزکلاب» انجام شده، پاسخ ۵۰۹۵ نفر از ۱۰۰ منطقه را شامل میشود. دادهها بین ۲۹ مه و ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶ جمعآوری شده و نظرسنجی حاشیه خطای ۴/۱± درصد دارد.
خداحافظ تعداد دنبالکننده، سلام تناسب با برند
«سازگاری» (Suitability) بهعنوان مهمترین ملاحظه برندها در شراکت با خالقان رتبهبندی میشود، حتی بالاتر از «عملکرد محتوا» که در جایگاه دوم قرار دارد. تعداد دنبالکننده در رتبه هشتم، یعنی پایینترین رتبه فهرست، قرار دارد و «تناسب با کمپین» فقط یک پله بالاتر از آن است. با وجود این رتبه پایین در اهمیت کلی، تعداد دنبالکننده ارتباط نزدیکی با پرداخت دارد.
تعداد دنبالکنندهها و مشترکانی که یک خالق محتوا دارد، قویترین شاخص درآمد در اینستاگرام، یوتیوب و تیکتاک است. «بازدیدها» نیز در همین پلتفرمها در مقایسه با «تعامل» رابطه نزدیکتری با درآمد دارند. این نشان میدهد که در حالی که برندها میگویند تعداد دنبالکننده برایشان چندان مهم نیست، این معیار هنگام تعیین غرامت همچنان ارزش فوقالعادهای دارد.
«فکر میکنم ما در جهانی هستیم که باید به همه چیز نگاه کنید. باید به سهم نفوذ، یعنی جایگاه درون جامعه، ارجاع فرهنگی [و] تأثیر فراتر از معامله اولیه نگاه کنید»، گفت چو.
غرامت مالی محرک اصلی رضایت خالقان از شراکت با برند است (۳۵ درصد) و از سال ۲۰۲۵، ۱۶ واحد درصد جهش کرده است. این امر غرامت را جلوتر از فرصتهای رشد قرار میدهد که مهمترین عامل در سال ۲۰۲۵ بود.
اکثریت اینفلوئنسرها، یعنی ۶۷ درصد، سالانه کمتر از ۱۰ هزار دلار درآمد دارند و ۶۲ درصد میگویند تولید محتوا منبع اصلی درآمد آنها نیست. فقط ۱ درصد از اینفلوئنسرها سالانه بیش از ۲۵۰ هزار دلار درآمد دارند و ۱۰ درصد ۵۰ هزار و یک دلار یا بیشتر به دست میآورند. یکچهارم خالقان میگویند درآمد آنها سال به سال کمی افزایش یافته، در حالی که ۷ درصد میگویند بهطور قابل توجهی کاهش یافته است. تقریباً یکپنجم پاسخدهندگان گفتند ۲۰۲۶ اولین سال کار آنها با برندهاست.
شراکت با برندها همچنین منبع اصلی درآمد برای بیشتر خالقان نیست. اکثریت، یعنی ۵۳ درصد از خالقان، میگویند کمتر از ۲۵ درصد درآمد سالانه آنها از شراکت با برند یا محتوای حمایتشده حاصل میشود.
خواستههای برند، انتظارات مخاطب
هرچه تعداد مشترکان بیشتر باشد، اصطکاک میان محتوایی که مشترکان میخواهند و آنچه برندها میخواهند بیشتر است. هفده درصد از خالقانی که در اینستاگرام دستکم ۵۰۰ هزار مشترک دارند گزارش میدهند که این تنش را احساس نمیکنند، در مقایسه با ۵۳ درصدی که آن را احساس میکنند. وقتی به کل خالقان نگاه میکنیم، ۴۲ درصد تنش را احساس میکنند در حالی که ۱۹ درصد میگویند چنین احساسی ندارند.
خواستههای مخاطب تنها چیزی نیست که خالقان درباره آن دودسته شدهاند. اینستاگرام پلتفرم موردعلاقه برای انتشار محتوای برند برای خالقانی است که سالانه بیش از ۲۵۰ هزار دلار درآمد دارند، به طوری که ۶۰ درصد پاسخدهندگان میگویند اینستاگرام را ترجیح میدهند در حالی که ۳۰ درصد تیکتاک را انتخاب کردند.
تیکتاک همچنان «خورشید» منظومه شمسی اقتصاد خالقان است. وقتی به کل خالقان نگاه میکنیم، ۵۲ درصد میگویند این پلتفرم ویدیوی کوتاه، انتخاب اصلی آنها برای محتوای برند است در حالی که ۴۳ درصد اینستاگرام را انتخاب میکنند. تیکتاک همچنین سودآورترین پلتفرم برای ۴۸ درصد خالقان و بهترین از نظر عملکرد محتوا برای ۵۱ درصد آنهاست.
با وجود محبوبیت تیکتاک، اینستاگرام با نرخ ۳۸ درصد بهعنوان پلتفرمی با بیشترین پتانسیل برای ساختن یک کسبوکار پایدار دیده میشود. تیکتاک با ۳۵ درصد دوم شد، در حالی که یوتیوب با ۲۳ درصد سوم بود.
«خالقان انسانهایی هستند که کسبوکارهای کوچک خودشان را اداره میکنند»، گفت چو. «فکر میکنم درک این بسیار مهم است که در این کانال بازاریابی جدید، شما خیلی بیشتر با انسانها سر و کار دارید تا فقط با یک تبلیغ یا یک معیار.»