رویداد رشدینو / فصل 3 اپیزود 7

۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ مدت: 01:03:31 قسمت 27 با رویداد رشدینو منبع اصلی ←

رویداد رشدینو / فصل 3 اپیزود 7

00:00 / 01:03:31
📝 ترنسکریپت کامل

متن کامل گفتگو

خب بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض می‌کنم خدمت دوستان عزیز و گرامی. به بیست و پنجمین قسمت از رویداد رشدینو خوش‌اومدین. خیلی خوشبخت و خوشحالم که در خدمتتون هستم. بنده امیرحسین سقط‌السادات هستم، مؤسس مجموعه رشدینو و برگزارکننده‌ی این رویداد هستم. ما دو تا مهمون خفن داریم امروز که اولین مهمون رو ما در خدمتتون هستیم، لطفاً براشون تشویق بفرمایید. بفرما. به نام خدا. سیدرضا سجادی هستم و بنیان‌گذار و حالا در واقع کوفاندر، هم‌بنیان‌گذار هما و حالا ان‌شاالله تا چند دقیقه دیگه بنیان‌گذار دیگه‌مون هم از ترافیک رها میشه و خدمتتون می‌رسه. من اگه اجازه بدید اولش یکم از داستان هما تعریف کنم، اینکه اصلاً هما چی بود، چی شد که این اتفاق افتاد و حالا اینکه خب کوچک‌ترین قسمت‌ش اینه که چه‌جوری تونستیم یکم بفروشیم. هما در واقع پاییز سال ۹۵ شروع کرد کارشو، وقتی که هر دویِ ما، یعنی من و دوستم بهنام که حالا تا چند دقیقه دیگه میاد، هر دویِ ما از استارتاپ‌های قبلی که داشتیم تا حدودی ناامید شده بودیم. من خودم استارتاپی بود که حالا در واقع توی فضای آموزشی برای محتوای آموزشی ویدیویی فعالیت می‌کرد و یک استارتاپ دیگه‌ای بود که توی فضای در واقع مدل‌سازی اطلاعات ساختمون بود، چون من اساساً عمران خوندم و بعدش وارد فضای حالا ICT شدم به واسطه علاقه‌ای که داشتم و همین‌طور دوستم که خب بیشتر سخت‌افزاری بود و از همان ابتدا یعنی ابتدا که می‌گم از همون ابتدای دانشجویی‌ش از این گجت‌ها تولید می‌کرد تا رسیدیم ما به هما که الان دیگه واقعاً به ما یه پروداکت و محصول می‌تونیم بفروشیمش. جریان این بود که ما هر دومون دل‌سرد بودیم، خسته بودیم، اون موقع الکامپ هم توی زمستون برگزار می‌شد، اومدیم الکامپ، دیدیم همه دارن کار می‌کنن، به یه جایی رسیدن و ما هیچ جای خاصی نداریم. حالا البته بهنام یه جای خاصی داشت ولی خب خیلی راضی نبود از اون جایگاه و به این نتیجه اون موقع هما اون‌موقع تو فضای اسمارت‌لایتینگ کار می‌کرد و بعد کلاً حالا رویکرد اسمارت‌هوم که اونو با خودش آورد، اون نگاه و اون رویکرد رو با خودش آورد در هما. حالا خودش بیاد کامل‌تر و این دیتل توضیح میده، اما این قسمت‌ش برام مهمه که اون دل‌سردیه باعث شد که ما از کارهای قبلی‌مون کنار بکشیم و سعی کنیم یه کار جدیدی رو شروع کنیم. تا تا قبل از اون هم با هم هیچ کاری نکرده بودیم، ما نزدیک ۱۷، ۱۸ ساله با هم دوستیم، ولی خب هیچ کاری تا قبل از اون به صورت بیزینسی با هم انجام نداده بودیم و خب ایده خیلی خشک و کوچیک شروع شد و ما تونستیم از یه رسپری پای کارمون رو شروع کنیم. اصلاً چیزی که الان هست تو ذهنمون نبود، صرفاً یه پلیر بود. تو می‌دونی رسپری پای چیه؟ خب توضیح بده چیه. آ، خب یا می‌دونن هما چیه. آره من الان می‌خوام برسم به این قسمتی که بعد چی شد آره بگو در مورد هما، بگو در مورد اینکه چی هست و اینا، بعد بریم سراغ اینکه الان چیا دارن می‌شنون. الان دقیقاً می‌خواستم به همین قسمت‌ش برسم که ما دو تا نشسته بودیم روی کاناپه و من خب خیلی اهل فیلم‌م و رسپری پای یه دستگاهیه که حالا یک شرکت انگلیسی تولید کرد، که یه سخت‌افزاریه برای کسایی که از سخت‌افزار اطلاعاتی ندارن و می‌تونن خیلی راحت روش کد بنویسن، خیلی راحت می‌تونن باهاش برنامه بنویسن و در واقع یه کامپیوتر کوچیکه. بعد بهنام به من گفتش که میشه رسپری پای رو بکنی در واقع هاب مدیا سنتر خونت‌ون. و به جای اینکه فلش بیاری، حالا یا با پی‌اس‌فور نمی‌دونم ویدیو رو پلی کنی یا کامپیوتر بیاری اچ‌دی‌ام‌آی بزنی، می‌تونی با همین دستگاه خیلی کوچیک که اندازه هومای ما هم هست کارت رو انجام بدی. و خب این جرقه و شروع داستان بود. حالا من یه توضیح درمورد خود هما بدم. هما یه تی‌وی‌باکس اندرویدیه. یه دستگاهه که از طریق کابل اچ‌دی‌ام‌آی متصل میشه به تلویزیون، اندازه‌اش هم همون‌قدره که اونجا می‌بینین. از آداپتوراش کوچیک‌تره و در واقع تلویزیون شما رو هوشمند می‌کنه. نمونه مشابه خارجی هم داره، اما دستگاهی که ما طراحی کردیم به واسطه اینکه صرفاً یه سخت‌افزار نیست و یه پلتفرم سخت‌افزاری، نرم‌افزاریه، کاملاً بومی شده برای حالا مصرف‌کننده ایرانی و ما در واقع رؤیامون اینه که یه پلتفرم ایرانی شبیه آمازون اکو، شبیه حالا هوم‌پاد، شبیه گوگل‌هوم و امثال‌هوم داشته باشیم. نکته‌ای که وجود داره که شاید یه سؤال پیش بیاد که خب شما پس چرا دارین یه همچین دستگاهی تولید می‌کنین؟ آمازون توی سال فکر کنم ۲۰۱۳، ۲۰۱۴ که وارد خونه‌های آمریکایی‌ها شد گفت من یه اسپیکر بلوتوث باکیفیت ارزون بهتون می‌فروشم که روش الکسا هم داره. حالا می‌تونین باهاش صحبت کنین. اگه نخواستین هم صحبت نکنین فقط با بلوتوث وصل شین و آهنگ گوش بدین. ما هم به شما یه دستگاه می‌دیم که می‌تونین باهاش فیلم‌‌ها رو نگاه کنین، می‌تونین باهاش آهنگ گوش بدین و یه عالمه کار دیگه که شاید الان توضیحش براتون برای ما سخت باشه. کلی ویدیو باید بسازیم، کلی عکس باید بسازیم که بگیم رؤیای ما از ساختن یه پلتفرم خونگی ایرانی چیه. اما چیزی که ما دوست داریم اینه که شما ریموت هما رو بگیرین دست‌تون و بگید برای من یه اسنپ بگیرین، می‌خوام برم ونک و بذارین ریموت‌ رو و بیاین پایین سوار اسنپ‌تون بشین یا ریموت و این قسمتی که می‌تونین بزنید اسنپ بگیرید. دقیقاً که الان ما ویس فارسی رو به‌طور کامل پیاده‌سازی کردیم. حالا از ای‌پی‌آی‌ها هم طبیعتاً استفاده می‌کنیم، ولی هم روی بحث ای‌آی و هم روی بحث ویس ریکاگ‌نیشن ادعا داریم و تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم که به یه نسخه ایرانی در واقع حالا هوش مصنوعی برسیم. من یه توضیح کوتاه بدم، من جمعه‌شب واسه اولین‌بار این محصول رو دستم گرفتم و از دوستان خواستم که یه نسخه برای من بفرستن. بعد دخترم که داشت از دست و پام می‌رفت بالا می‌گفتش منم می‌خوام ببینم، منم می‌خوام ببینم چیه. وصلش کردم و اینا، اولین سؤالی که پرسید خب وایرلس رو چه‌جوری وصل کنیم، بعد، یعنی عجیب بود برام، یه، من چون قبلاً اپل تی‌وی رو دیده بودم، و شیائومی رو دیده بودم، و برام اون فضاهه آشنا بود، ولی اینکه، این یه چیزی بود بین اونا و یک گوشی، یعنی یک گوشی که راحت می‌تونی باهاش کار بکنی. حالا یه مشکلات ریزی وجود داشت که به‌نظرم واسه یه چیزی که تازه یک ساله، ساخته شده و اولین نسخه اش اومده بیرون، طبیعیه. بعضی موقع‌ها من گم می‌کردم که چه‌جوری باید با موسش کار کنم یعنی از همون چیزه، یا اینکه چه‌جوری بین آیتم‌ها بدون موس حرکت بکنم، و کافه بازار رو نصب کردم همون‌جا سریع، و هر چی دلم خواست نصب کردم و بعد دخترم گفت میشه، بازی، میشه بهم بدی بازی کنم. بعد تو همین قبل از اینکه بیام، دخترم داشت کارتون می‌دید، گفت بابا میشه من یه دونه از اینا بخرم دیگه به خودت نبری اینجا تو خونه باشه، این تجربه خیلی جذابی بود که ما ما حداقل خانواده ما درگیرش. خیلی خوشحالم از اینکه این فیدبک رو می‌شنوم و از اینکه فیدبک‌های مشابه فیدبک شما که واقعاً امید بخشه، حالا خیلی وقتا آدم توی تلویزیون یا توی جاهای مختلف می‌شنوه که یه نفر می‌گه که من ارزش نهایی هر چیزی همین نظرات مثبتی ولی واقعاً وقتی که می‌شنوی یه نفر از کاری که شما مثلاً دو سال، سه ساله داری انجام می‌دی، در نهایت فیدبک مثبتی می‌گیری خیلی امیدبخش و خوشحال‌کننده است. یه چیز دیگه هم من تو پرانتز بگم، من اه، من خیلی وقت پیش دنبال می‌کنم، من از تابستون سال پیش دنبال می‌کنم هما رو به دلیل اینکه اندروید داره ولی تلویزیون خونه ما هوشمند نیست و من همیشه دنبال این بودم که تلویزیون هوشمند داشته باشم اه جدا از اینکه اندرویدی باشه و هر چی دلم خواست روش بتونم نصب کنم یه قابلیت جالبی که دیدم این بود که ظاهراً نسبت به اپل‌تی‌وی و شیائومی حالا تی‌وی این اه اس‌پکِ بالاتری داره، یعنی، اه درسته؟ هم رم‌ش بیشتره، هم که از فورکی پشت آره، اپل، اپل تی‌وی یه نسخه‌ای دادش که حالا اپل‌تی‌وی که خب طبیعتاً اپله و اصلاً همین که اسم اپل روشه ولی اه نسخه فورکی‌شو خیلی دیر داد، فکر کنم اواخر حالا سال ۹۶ بود. ولی اه نسبت به شیائومی مقداری بهتر هستیم و خب مقدار قابل‌توجهی هم ارزون‌تر. و اینم جالب بود که الان قیمت فکر کنم شیائومی حدود یک و سیصد، چهارصد، در صورتی که می‌تونین این رو شما با ۸۰۰ تومن بخرین. اه رسوندن به این قیمت کار بسیار سختیه چون من می‌دونونم که مثلاً شرکت صبا باطری می‌خواست پاور بانک تولید کنه، مشابه این پاوربانک‌هایی که شیائومی داره یه دونه بده، مشابه پاوربانک‌هایی که شیائومی داره و جالب بود هزینه اه تولیدش برای شرکت صبا باطری که شرکت دولتی ایرانی‌ه، ۲۰ درصد گرون‌تر از هزینه مصرف‌کننده این پاوربانکِ. این که الان این هزینه اه پایین‌تر شده و می‌دونم که قطعاً سال‌ها سال‌ها که نه، حداقل ماه‌ها رو این تلاش کردین که این قیمت رو بیارین پایین و قیمت معقولی باشه. دوست دارم درمورد این هم صحبت کنم، من یه مقدار از ذوق‌زدگی خودم تعریف کردم، که اه من آره من، با اجازه‌تون اجازه می‌دم قسمت حالا سخت‌افزارش رو، چون می‌دونم در واقع کوفاندرمون روی این قسمت هم تعصب داره، هم بیش از حد علاقه داره، اون‌ها رو اون توضیح بده. چون در واقع با تمام در واقع تمام چکش‌کاری‌هایی که ما با چینی‌ها می‌زنیم برای تأمین قطعات‌مون، برای حالا اه مونتاژ بردمون و امثال‌هم، همه رو بهنام متقبل می‌شه. من فقط یه نکته‌ای بگم در واقع یه

یک تسیه کوچکی بکنم، فحاش شما رو که ما در واقع ۶ ماه که روانه بازار شدیم خوش‌بینانه ۵ ماه در واقع پنج، ۶ ماه و از ابتدای فصل زمستان فروش خودمون رو به صورت فروش حالا روی سایت و دیجیتال و امثال شروع کردیم، دلیل هم داره. دلیل اصلیش اینه که ان‌قدر شروع کردن یک کسب‌وکار تو کشور ما سخته، از بابت مجوز، کد اقتصادی، ارزش افزوده، همین الان مشکلات دیگه‌ای هم داریم که دامن‌گیرمونه و این باعث شد که ما چند ماه دیر، دیرتر بفروشیم. ولی خب قبل از اون، فکر کنم دلیل اصلی که این جلسه هستیم، پیش‌فروشی بود که ما روی سایت نیک‌استارتر انجام دادیم، که حالا الگویی بود از کیک‌استارتر که یک، خب وب‌سایت خیلی معروف برای فروش محصولات، به صورت حالا پیش‌فروش. کیا می‌شناسن کیک‌استارتر رو دست بلند کنن؟ برای اون‌هایی که نمی‌شناسن، یک چیزی در اصل شما یک محصول سخت‌افزاری رو معمولاً درست می‌کنید و برای اینکه اون رو به تولید برسونید، اینکه مردم اینو می‌خوان بخرن یا نه، یعنی عملاً شما تحلیل‌هاتون رو، مارکتینگ‌تون رو، با فروش‌تون رو، یکی می‌کنید. همه این‌ها رو یکی یک‌پارچه می‌کنید و بعد می‌فهمید آها مثلا ۱۰۰۰ نفر اینو می‌خوان، به اندازه اون ۱۰۰۰ تا تولید می‌کنید، می‌بینید دست مردم. قیمت. حالا من برگردم به اون داستانی که داشتم تعریف می‌کردم، ما بعد از یکی، دو تا نسخه اولیه که خب، کار هم نمی‌کرد درست و حسابی، وارد شتاب‌دهنده شزان شدیم، میشه گفت فکر کنم، تیر ۹۶ بود، که وارد شتاب‌دهنده شزان شدیم و نزدیک ۹ ماه توی شتاب‌دهنده شزان، توی پردیس بودیم و فقط اینو به عنوان یکی از اصلی‌ترین خاطره‌هام از شزان میگم که خب من بهنام هر دو تا این‌مون، یه جا زندگی می‌کردیم اون مدت رو و غرب تهران بودیم و ما هر روز ۵:۳۰ صبح بلند می‌شدیم که به ترافیک تهران نخوریم طبیعتا، می‌رفتیم تا پردیس، سرایدار رو بیدار می‌کردیم که بیا در رو باز کن و ساعت‌های ۱۰:۳۰، ۱۱ شب هم می‌اومدیم بیرون که خب طبیعتا دلیلش هم ترافیک تهران بود، که به ترافیک تهران نخوریم. حتی تو تابستون بهتون بگم که تهران ساعت‌های ۱۲ شب هم ترافیک داره و برمی‌گشتیم و این یه برنامه فیکسی بود که ما ۹ ماه این رو اجرا کردیم، که قطعا اگر من حالا بگم، شب‌هاشو به خاطر بهنام و صبح‌هاشو اون بیدار می‌کرد، من خودم شخصا نمی‌تونم ۵:۳۰ صبح بیدار شم. این یه اتفاقی بود که ما وارد شتاب‌دهنده شدیم و و فهمیدیم که خیلی چیزها رو نمی‌دونیم. یعنی ما فکر می‌کردیم یک دستگاهی می‌سازیم و میریم می‌فروشیم، اون موقع فهمیدیم که اصلاً نمی‌دونیم همچین چیزی وجود داره. اصلاً بازار چی میگه؟ اون از تو چی می‌خواد؟ و کلی توی این مسیری که توی شتاب‌دهنده بودیم در واقع چکش‌کاری شدیم و فهمیدیم که خب یه بیزینس ساختن، صرفا یه چیز کول و باحال، طراحی کردن و تولید کردن نیست. بیزینس ساختن اجزای مختلفی داره، بازار هست، محصول‌تون هست، تیم‌تون هست و هر کدوم از اینا یه ریسک بزرگی داره، که به هر کدوم توجه نکنید، با سر میای پایین. به کمک حالا شتاب‌دهنده‌ای که توش بودیم تونستیم یه جذب سرمایه‌ای داشته باشیم در اواخر سال ۹۶ و سال ۹۷ رو، در واقع منتقل کردیم. اون‌ها رو دو نفری همچنان به کارخونه نوآوری. نمی‌دونم می‌شناسید کارخونه نوآوری آزادی رو یا خیر؟ یه یه جاییه که خب در واقع شرکت‌های مطرح میان و حالا شرکت‌های مطرح مثل علی‌بابا، دیجی‌کالا و امثالهم، یه سری سوله دارن برای استارت‌آپ‌هایی که تو حوزه‌های مرتبط‌شون، آره، آواتگیمس هم اونجاست. دقیقاً. آواتک‌هام آره، آواتک. خود شزان هم منتقل شد به همون‌جا. در واقع یک برنچ از سرآواست. آره دیگه. ما هر چی سعی می‌کنیم دور شیم، میان نزدیک می‌شن. می‌آیم با شوخی و از ابتدای سال ۹۶ رو ما توی کارخونه نوآوری بودیم. من در مورد حالا اینکه چی شد رفتیم روی سایت نیک‌استارتر خیلی اتفاقی، من یه روز رفته بودم هم‌فکر، هر از چندگاهی می‌رفتم اون موقع و دیدم یکی از بچه‌ها داره با یکی دیگه در مورد یه همچین چیزی صحبت می‌کنه که ما براتون می‌فروشیم و بعد اون موقع دقیقاً زمانی بود که ما درگیر شدیداً درگیر جذب سرمایه بودیم و تو جذب سرمایه حالا کسایی که بیشتر در جریانن، یکی از اصلی‌ترین مسائل اینه که پروف بازار داشته باشید. یعنی بگی که من این کاری که می‌کنم حالا هر چی هست، محصول، اپلیکیشن، سرویس، هر چیزی که هست بازار داره و بازار خواهان این هست فقط منتظره که من این رو محصول رو وارد کنم. خب ما اون موقع درگیر این مسائل بودیم و خیلی اتفاق‌ها حالا شاید قانون جذب باشه یا هر چیزی شبیه این. من توی اون جلسه دیدم که یک کسی داره با یک دیگه در مورد این همچین چیزی صحبت می‌کنه، بعد که خب حالا صحبت‌شون تموم شد رفتم و خودمو معرفی کردم، گفتم من یه استارت‌آپی دارم با یه همچین مشخصاتی و دوست داشتم که مثلاً بیشتر بدونم در مورد کارهای‌تون و این شروع اون اتفاقی بود که من اصلاً کیک‌استارتر رو هم تا قبلش نمی‌شناختم. رفتیم صحبت کردیم و خیلی آفرای جذابی دادن، خیلی کمک کردن چه در مورد بازار یابی، چه در مورد توسعه محصول و ارتباطات و لینک‌هایی که داشتن ولی خب واقعاً فروختن به صورت پیش‌فروش فرهنگ‌اش تو ایران وجود نداره. یعنی شما باید خیلی آفر جذابی بدین و خیلی توضیح بدین که چی دارین می‌فروشین. چون طبیعتاً چیزهایی که پیش‌فروش می‌شن، عموماً خیلی ساخته نشدن و ایده‌های نوعی‌اند. اگر ایده نوعی نباشه که طرف می‌گه خب من همین الان میرم مثلا روی دیجی‌کالا و اون رو درجا می‌خرم. حالا یه کم گرون‌تر، ولی می‌دونم ۲ ساعت بعد یا یه روز بعد خونه‌مونه دیگه. چرا بذارم مثلا چند ماه دیگه از شما تحویل بگیرم؟ ولی اگه ایده، در واقع اون آفر جذاب باشه با کلی تلاش برای اینکه خودتون رو معرفی کنین ما ما فیدبک خیلی خوبی گرفتیم از این موضوع. یعنی پروف بازاری که ما از روی فروش حالا، تعداد نسخه ۲۰۰تایمون داشتیم خیلی به ما توی صحبت با سرمایه‌گذارمون کمک کرد و خیلی به ما در واقع برنده برنده ما بود که هر جا صحبت از حالا پروف بازارمون می‌شد، ما می‌تونستیم این رو به عنوان یک پروف مشخص بدیم. خب خیلی تا اینجا که کسی سوالی نداره؟ ادامه بدیم. خب داستان به اونجا رسید که چه زمانی با نیک‌استارتر آشنا شدیم؟ فکر کنم می‌شد اول زمستون سال ۹۶. آره اول زمستون سال ۹۶ ببین جای جذاب‌اش واسه من اینه که یه پروژه، در اصل، کلا‌فاندینگ از کجا شروع میشه، چه کارهایی انجام میشه تا به این مبلغ می‌رسه. ما چون، اولین پروژه‌ای هم که توی نیک‌استارتر موفق به جذب سرمایه شد، از دوستان خودمه که با هم ما رادیو رشت اینا رو هم داریم. آقای سورای مستقیم. و اسم برنده‌شون چیه؟ زار، بازی زار. آها. می‌شناسم. که ۱۵۰ میلیون تومان اونا واسه بازی رومیزی‌شون تونستن جذب سرمایه کنن و ان‌شاءالله یه قسمتی‌ام در خدمت آقای مستقیم باشیم، باهاشون گپ بزنیم. ولی داستانی که وجود داره اینه که چه جوری می‌شه یعنی این طراحی، این، ریدیزاین‌هایی که می‌خوره، اون صفحه و چیزهایی که مثلا برای خودتون، ایده‌های خودتون بود، چیزهایی که به فروش منجر شد، یا ایده‌های بچه‌های نیک‌استارتر بود، این‌ها رو می‌خوام بیشتر باز کنیم. من یه توضیح اول بدم در مورد حالا کراد‌فاندینگ. کراد‌فاندینگ، اون فلسفه‌ای که به وجودش آورده، بیشتر اینه که شما یه ایده خیلی جذاب دارین و می‌خواین این رو به یه محصول تبدیل کنین، ولی خب تبدیل، حالا یه ایده یا یه پروتوتایپ به یه پروداکت، عموماً علاوه بر هزینه تولید، یه سری هزینه‌های دیگه داره. شما میاین می‌گین اگر من مثلا ۲۰۰ تا از این محصول رو بفروشم، هزینه‌های جانبی‌شم درمیاد و در نهایت من مثلا به نقطه سر به سر می‌رسم، مثلا با یه سود حداقلی ولی مثلاً ۲۰۰ تا فروختم به مشتری‌ها، که دقیقاً فکر کنم مثلاً بچه‌های زار هم همین کارو کرده بودن، یعنی یه حساب‌کتابی می‌کنن. ولی نکته اینجاست که ما ما این کارو نکردیم، یعنی ما این استفاده رو از کراد‌فاندینگ نکردیم، ما استفاده دوم رو کردیم که بهش می‌گن همون پروف بازار. یعنی ما با ۲۰۰ تا فروختن، اتفاق خاصی برامون نمی‌افتاد، هزینه‌ها‌مون هم درنمی‌اومد، حتی شاید ضرر هم می‌دادیم که حالا به واسطه دلار که اگه برسیم بهش در سال ۹۷ ما حسابی هم ضرر دادیم. ولی برامون مهم‌تر این بود که بتونیم شهروند ایرانی رو متقاعد کنیم، که محصولی رو که هنوز وارد بازار نشده و اصلاً هیچ درک و هیچ بینشی نسبت بهش نداره رو خریداری کنه. خیلی ساده بگم، اگه من یه موبایل ساخته بودم، می‌گفتم من یه موبایل ساختم که مثلاً دوربینش ۵۰ مگاپیکسله، پردازنده‌شم مثلاً ۲ برابر بهتر از مثلاً سامسونگه، دارم با نصف قیمت مثلاً اس‌۱۰ می‌فروشم، کی می‌خره؟ یه عده خب می‌اومدن و می‌خریدن. ولی محصول من شاید شاید، شاید ۱ ساعت، تو هر جلسه‌ای باید توضیح بدیم به هر حالا سرمایه‌گذار یا پارتنری که می‌خوایم باهاش کار کنیم. برای همین ما نیاز داشتیم که این رو بهتر معرفی کنیم، خیلی خیلی سخت‌تر بود این قسمتش و همون‌طور که شما می‌گید،

چون نیک استارتر توی این موضوع خیلی به ما کمک کردن. یعنی مشاورهای مختلفی که دادن یه یه یه سری چیزها هست که ما ما خودمون نمی‌دونیم. یعنی وقتی که کار رو شروع می‌کنیم، فکر می‌کنیم این مثلاً مهم نیست، این خیلی مهمه. حتماً این رو درست انجام بدیم، حالا این‌ها دیگه انجام نشد مهم نیست. ولی بعد می‌بینی اون فرد حالا با اون نگاهی که داره با اون تجربه‌ای که از قبل کسب کرده دست می‌زاره روی این می‌گه اگر هزینه‌ام باید بکنی، بکن. ولی این کار رو انجام بده. حالا نمونه‌هاش زیاده ولی از این دست مشاورها ما خیلی گرفتیم. پس سه تا چیز ازت می‌خوام خوب که آخر این صحبتی که کردیم با هم بگی که با این با این سه دلیل بود که تونستیم این‌قدر تومن بفروشیم. خب؟ یعنی بگی آقا من به این توی کمپین‌ها توجه کردم. مثلاً این کار رو انجام دادم و این کار رو. یعنی با این دید این‌شکلی ۱، ۲، ۳ بهم بگو که دوستانی که این‌جا هستن هم اگه می‌خوان پروژه خودشون رو ران کنن یا به هر شکلی می‌تونن استفاده کنن. شاید اصلی‌ترین من گوشیم رو سایلنت نکردم عذر می‌خوام. شاید اصلی‌ترین عاملی که وجود داره شما خاموشش کردید. خب باید اگه جوابش رو بدید که ممنون می‌شم. اصلی‌ترین در واقع کاری که ما انجام دادیم مشابه چون اون موقع که دیگه فهمیدیم یه همچین چیزی هست، رفتیم و کامل کیک استارتر رو بررسی کردیم و دیدیم یه چیزی که خیلی کمک می‌کنه، یه ویدئوی در واقع اینتراداکشن خوب از محصولمونه. حالا مشابه خودمون رو رفتیم و کیس‌استادی بررسی کردیم و دیدیم با یه ویدئوی خوب خیلی راحت می‌تونیم خودمون رو معرفی کنیم. تا این‌که من برم مثلاً توی یه جلسه‌ای با یه کسی مثلاً بگم ما یه همچین چیزی داریم. شما بیا به عنوان خریدار و بیا توی سایت خریداری کن یا مثلاً فلان شرکت. چون شرکت‌ها یکی از بهترین گزینه‌ها بودن. حالا ما دو تا سایکل با نیک استارتر رفتیم. من دارم در مورد سایکل اول توضیح می‌دم. سایکل دوم خیلی ساده‌تر شد و عملاً ما کار خاصی انجام ندادیم. این چیزیه که توی سایکل اول بود. در واقع این‌شکلی بود که ما یه سایکل رفتیم. فکر کنم گفتیم صد تا دونه. صد تا دونه می‌فروشیم روی سایتشون و خب مثلاً اگر به ۷۰ تا دونه رسید، ما موفق بودیم. که خب این اتفاق افتاد و ما در واقع شدیم جزو پروژه‌های موفق نیک استارتر. همین در واقع لیبل پروژه موفق توی نیک استارتر باعث شد که ما توی سال ۹۷ با وجود این‌که دلار خیلی داشت نوسان پیدا می‌کرد، چون موعد تحویل‌مون رو آورده بودیم جلوتر خیلی سریع بتونیم جذب سرمایه دوم رو انجام بدیم. من خیلی راحت می‌گم اصلاً ما روی سایکل دوم اون‌قدر زیاد تلاش نکردیم. یه سری کارهای مارکتینگی کردیم که خب شاید خیلیا دیگه انجام می‌دن خودشون رو معرفی می‌کنن، پرزنت می‌کنن توی ایونت‌های مختلف توی جاهای مختلف و طبیعتاً هم یوزر ما یوزر گیکِ، یعنی ما به مردم معمولی نفروختیم، به کسایی فروختیم که احتمالاً حالا ما به خود خودمون می‌گیم تک‌لاوِر‌ند و علاوه بر این‌که حالا به تکنولوژی علاقه دارن به مدیا هم یک گوشه چشمی دارن. یعنی این‌جور آدما که یه مقداری گیک‌ان، طبیعتاً اول از همه محصول ما رو می‌خرن. آقا بفرمایید خواهش می‌کنم، کف برای ایشون هم بزنید. خب خب پس موضوع اول این شد که تا ایشون یه نفسی بگیرن و بخوایم ازشون در مورد مسائل فنی‌مون بپرسیم، موضوع اول این شد که مهم‌ترین قضیه برای شما این بود که یک ویدئوی جذاب درست کردیم. خب ویدئوی شامل چه چیزهایی بود که جذاب بود یعنی؟ یه یه استراکچر مشخصی داشت که ما این رو کامل در واقع بومی‌سازیِ همون استراکچری بود که ویدئو کیک‌استارتر داشتن. اینکه شما اول از همه استفاده کردین؟ یا اینکه کلاً اومدیم یه سری صد تا رو دیدیم؟ حالا صد تا که خیلی زیاده ولی مثلاً شاید ۲۰، ۳۰ تا از خوب‌هاشو دیدیم و مثلاً دو، سه تاشو به عنوان گزینه انتخاب کردیم. یا چند تا هم همون‌موقع‌ها یادمه اصلاً از آمازون و این‌ها می‌دیدیم که خیلی دوست داشتیم مثل اونا بسازیم که بعد به این نتیجه رسیدیم که نکنیم این کار رو و همین کیک‌استارتر یا رو الگو قرار بدیم. ولی در مجموع ۲۰، ۳۰ تا بیشتر نمی‌شد و اون استراکچر این‌شکلی بود که اول حالا کوفاندرها و اون کسایی که حالا اونر بیزینس هستن، یه توضیحی در مورد کارشون می‌دن که این چیکار قراره بکنه و اصلاً یه استوری‌لاین کوچیکی از داستان داستان بیزینس‌شون می‌گن و بعد می‌برن توی حالا لابراتوار یا در واقع کووِرک‌اسپیسی که توش مستقرند، اون‌جا رو یه کم ویدئو می‌گیرن و در موردش توضیح می‌دن، بعد می‌رن دیگه روی فیچرها و ویژگی‌هایی که در واقع اون دیوایس نسبت به دیوایس‌های دیگه داره. و یه همچین چیزی در واقع هم حس حالا در مورد کار خودمون بگم هم حس حمایت از محصول داخلی و ای‌ول یه تیم استارتاپی هست که همچین کاری می‌کنه، پس بیاین کمک‌شون بکنیم وجود داشت، هم این‌که خب این حس که در واقع شما یه یه سری ویژگی‌ها و یه سری وَلیوهایی رو دارین از این بیزینس و از این کسب‌وکار خریداری می‌کنید. چون حالا توی اون پروسه خرید همیشه این‌طوریه که می‌گن خرید اتفاق نمی‌افته مگر این‌که شما اول از همه آگاه‌سازی انجام بدید، بعد اعتمادسازی کنید و بعد از اون ایجاد میل و رغبت خرید یا اون دیمند رو در فرد مقابل ایجاد کنید. خب طبیعتاً ما که آگاه‌سازی‌مون رو از طریق نیک‌استارتر انجام داده بودیم و خیلی‌جاها که خودمون حضوری می‌رفتیم صحبت می‌کردیم، اعتمادسازی کاملاً به عهده نیک‌استارتر بود به واسطه یه سایتی که حالا خب تاحدی شناخته‌شده بود بین اون اکوسیستم. یه قابلیت خوبی داره نیک‌استارتر. می‌گه ما واسه خریدار که آقا اگر به اون مبلغ نرسید یا موفق نشد، پول رو کامل برمی‌گردونه به افراد. و خب این این خیلی قوت قلبه برای فرد که می‌دونه من دارم سرمایه‌گذاری می‌کنم روی یه حالا یه کسب‌وکاری یه جنسی هم با تخفیف می‌گیرم و خب در کنار این‌ها یه حرکت فرهنگی و اقتصادی هم انجام دادم که در واقع از یه تیمی حمایت کردم. یعنی همون‌هایی که تو کیک‌استارترم خرید می‌کنن همه‌شون این نگاه رو دارن و خب اینکه منم بهش هم گفتم ما کرادفاندینگ تو کشورمون هنوز فرهنگ‌ش جا نیفتاده بیشتر از این بابت که خب این به عنوان یه ولیو هم فرهنگ‌مون خیلی بُعد نیست اما اون ویدئویی خیلی کمک می‌کرد، یعنی ما هرجا هم که می‌خواستیم بریم صحبت کنیم و خیلی از لینک‌هایی که خب اصلاً ربطی به فروش نداشت، ولی در واقع بیزینس‌ها، کسب‌وکارهای بزرگی بودن که با ما بعد از اون بیشتر ارتباط داشتند همه واسطه همون ویدئویی بود. یعنی اون ویدئو می‌چرخید. مثلاً ما خودمون تو چند تا کانال رو این‌ور اون‌ور فرستادیم ولی آخرش فکر کنم روی تلگرام نزدیک ۱۰ هزار تا آره ۱۰ هزار تا اینا ویو خورده بود که خب برای خود ما جالب بود که ما مثلاً مجموع اون کانال‌هایی که ما فرستادیم ۱۰۰۰ تا هم نمی‌شد. و خودش نشون می‌ده که اون ویدئو برای ما خیلی کار کرد و خیلیا هم می‌گفتن. مثلاً حتی به من می‌گفتن شما اونی بودی که مثلاً اون‌ور نشستی. حالا من اون‌موقع چون موهام کوتاه بود راحت‌تر اشاره می‌شد به من. خب اون همون کچله‌ست. آره اون کچله‌ست. خب، نکته دوم حالا اصطلاحاً ما می‌گیم هک رشدی‌ش این بود که شما به شرکت‌ها فروختین برای این‌که به این تارگت برسین، درسته؟ بچه‌ها دوم هم آره خیلی به شرکت‌ها فروختیم و بچه‌ اول رو هم می‌شه گفت نصفشو آره. بچه چی بود؟ همون‌ گفتم یه پارت داشتیم، آره سایکل اول آره سایکل دوم. خب چطوری شرکت‌ها رو متقاعد می‌کردین؟ خب شرکت‌ها البته فکر کنم راحت‌تر متقاعد کردن‌شون تا مردم. آره، آره، شرکت‌ها چون عدد عدد خیلی درشتی نیست و خب به عنوان یک هدیه خیلی خوب می‌تونستن به کارکنان یا مدیران بدن. یه چیز جذابی بود. می‌دونید دیگه این قسمتش می‌شه شما سِ‌لری. یعنی حالا شما در عین این‌که حالا کوفاندرین، یه جایی می‌شین منیجر، یه جایی می‌شین مثلاً حالا ما که هیچ‌کدوم نیستیم، کدنویس، برنامه‌نویس، یه جایی هم می‌شین سِلر. اون قسمتش بود که ما دیگه شده بودیم سِلر و می‌رفتیم مذاکره می‌کردیم. حالا به واسطه این‌که هر دو تای‌مون هم مشهدی هستیم آره از اون مشهدی. خب؟ حالا بعداً درموردش صحبت می‌کنیم. خب. به واسطه لینک‌هایی که اون‌جا داشتیم رفتیم تو مشهد و خب البته یه شرکت هم که تهران فروخته. از این ۷۰ میلیون، شرکتی بود چقدرش ما‌به‌ازا می‌شد؟ فکر کنم، خب بچه، تو بچه اول. تو بچه اول، تو بچه اول ۳۰ درصدش بود. آره ۳۰ درصد بچه اول، چیز بود، شرکتی بود و بچه دوم بچه دوم فکر کنم نزدیک ۲۰ درصدش مردمی بود. ولی ما کار خاصی نمی‌کردیم. این‌اش خیلی خوب بود، یعنی احتمالاً یه سایکل دیگه هم با نیک استارتر شاید تا چند وقت دیگه شروع کنیم، اگه خدا بخواد و، من می‌گم قیمت قیمت این دستگاه رو، دوستان من اشتباه کردن، تو همون، بچه اول نخریدن ۵۰ تومن بود. خب؟ نه ۲۵۰ تومن بود. ۲۵۰ تومن بود آره، ۲۵۰ تومن بود. ولی ۵۰ تومنش یادمه. خب؟ دلاری. و واقعاً عالی بود. یعنی شما با ۲۵۰ تومن انگار از یه از ارزون‌ترین گوشی‌های اون‌موقع‌ام ارزون‌تر بود، شما عملاً می‌تونستید یک گوشی موبایل اندازه‌ی، البته الان هم از ارزون‌ترین گوشی‌های، آره الان هم ارزون‌تره. ولی خب قیمت گوشی‌ها هنوز خیلی جا نیفتاده. نه خب حالا به نظرم شما در مورد قسمت‌های سخت‌افزار و کلاً فنی‌اش با هم صحبت کنیم، بریم یکم وارد سال ۹۷ و دلار هم بشیم. اون هم خیلی جذابیت‌های خاص خودش رو داره. یه کم از داستانش برامون تعریف کن. از این‌ها نباید بگم یه چیزی یه جایی به خودت بزن. خب من بازم عذرخواهی می‌کنم، دیر رسیدم. انتخاب مسیر اشتباه بود. از کجا گفتی؟ از بیس گفتی؟ دیگه من قسمت

خیر، داستان سخت‌افزارش از اونجایی که حالا اون عصر پاییزی و اینا که بگذریم، اولش خب می‌خواستیم آسان‌ترین حالت ممکن البته نگفت، نگفتید؟ اِ، نه عصر پاییزی اول اون ویدیوتون هست، یه عصر پاییزی. مسخره شدیم دیگه یاد به خاطرش. آره. میگم از اون بیسش که چی شد شروع کردیم بگذریم، ام بعد خب تصمیم گرفتیم یه همچین دستگاهی بسازیم. ام با تجربه قبلی همیشه ام ترجیح می‌دادیم همه‌چی ماژولار، همه‌چی آسان‌ترین روش ممکن، خیلی سریع به جواب برسیم. خب رسپبری پای رو همه می‌شناسن دیگه، گفتیم رسپبری پای یه نسخه‌ای داره به نام کامپیوت ماژول، یه ماژولی به اندازه یه رم دی‌دی‌آر تو لپ‌تاپی، ام بیایم یه بیس، یه بردِ بیس بزنیم، اینو بذاریم روش و اندرویدو بیاریم بالا و ام احتمالاً خیلی خوب پیش بره بعد یه فکری برای اون برده می‌کنیم، چون قیمتش زیاد بود، ۳۵ دلار بود، کل دستگاه ما قرار بود مثلاً ۴۰، ۵۰ دلار بشه، ۳۵ دلار خیلی سنگین بود. ام زدیم، ام بالا هم اومد اما دیدیم که خب نه، ام یه سری ملاحظاتی هست که یه رسپبری پای همینجوری بخریم بیایم نصب کنیم نمی‌تونیم نمی‌تونه پوشش بده. ام از جمله اینکه کاری که ما می‌خواستیم بکنیم یه کار جنرال نبود، یعنی ام یه پردازشگر معمولی نمی‌خواست، یه پردازسوری می‌خواست که برای همین کار طراحی شده باشه در عین اینکه قیمت رو پایین نگه می‌داره، ام اون امکاناتی که می‌خوایم بقیه شرکت‌ها دارن روش مانور می‌دن به ما بده. ام دیگه این‌جوری شد اصلاً دوست نداشتیم وارد طراحی کامل سخت‌افزار بشیم، ولی به ناچار شدیم. ام یه نسخه اولیه برد رو زدیم، نسخه اولیه بردمون هم بعد مثلاً شاید نزدیک شش ماه اومد، یعنی تا طراحی شد، ساخته شد. ام تو ایران قاعدتاً نمی‌شد همچین بردی رو زد. امکاناتش، اون ام چیزهایی که می‌خواستیم، تو ایران نه بردش نه ام مونتاژش انجام نمی‌شد. بالاخره طول کشید. وقتی که اومد دیدیم چقدر گرونه. یعنی ام حالا ام پیش‌رفته بود، تخمین قیمت‌هامون، ام وضعیت بازار، همه اینا رو سنجیده بودیم، دیدیم که نه، اون ۶۰ دلاری که برامون درومد هرچی هم بره تو تولید انبوه، هرچی هم قیمت بیاد پایین، تهش میشه ۴۰ دلار و این ۴۰ دلار ام توی مثلاً تیراژ ۱۰ هزار، ۱۰۰۰ تا ۲ هزار تا، خیلی گرونه. ما همین امروز تیراژ ۱۰۰ تا ۲۰۰ تا می‌خوایم و ۶۰ دلار براش خیلی بالاست. ام ناچار شدیم دوباره یه نسخه سومی بزنیم و تا اینکه نسخه سوم، ام خوب بود، قیمتش خوب بود. به مشکل بعدی مون خوردیم. مشکل بعدی طراحی قالب و این کارها بود. حالا من اینا همه جزئیات داره. ولی دیدیم که خب این نسخه سوممون هم تا اون قالبمون حاضر نشه، اون قابمون طراحی نشه، ام به کارمون نمی‌آد. اونم شروع شده بود. قرار بود سه ماهه تموم بشه، عملاً یه ساله تموم شد. چیزی که کاملاً از اختیار ما خارج بود. یه نسخه چهارمی زدیم که توی یه قالب آماده‌ای که پیدا کرده بودیم و تی‌وی باکس‌های دیگه هم توش قرار داده می‌شد، ام زدیم. ام اینم از اول، الان اگه برگردیم عقب دوباره من ترجیح می‌دم برد طراحی نکنیم یا اصلاً ما اول یه قالب بگیریم. ولی ام چون تجربه همچین محصولی، همچین رده محصولاتی ام نه خودم که قطعاً نداشتم، ولی تا الان هم کسی رو نمی‌شناسم که ام این کارو کرده باشه، یعنی که یه محصول رو برای تیراژ پایین اول طراحی کرده باشه و تولید کرده باشه، داده باشه بازار، بعد کم‌کم تیراژ رو برده باشه بالا. کاری که مثلاً همه‌ش یه آه، واسه همه محصولاتش داره می‌کنه. شیائومی هم دیگه الان خیلی بزرگ‌تر از این حرف، نه اصلاً اصلاً چین، اصلاً ایران رو انگار از بقیه دنیا باید تو این مورد هم خیلی، حالا به صورت خاص چین. چین وقتی یه چیزی تولید می‌کنه حداقل یه میلیارد یوزر خودش داره. بالاخره یه تعدادی پیدا می‌شن و زیرساخت تولید خیلی خوب داره چین. ما اینجا زیرساخت تولیدمون برای حتی یه بسته‌بندی ساده هم باید کل تهران رو زیر و رو کنیم. همون‌طور که رضا گفت ما دوتایمون مشهدی، اومدیم تهران که اوضاع امکانات بهتر باشه، قطعاً هم بهتره، ولی هنوز برای تولید، برای کار سخت‌افزاری، خیلی دوریم از اینکه بشه یه واقعاً یه محصول تولید کرد. در مورد انتخاب قطعات و اینکه سخت‌افزار به نرم‌افزار بخوره یا نرم‌افزار آره دیگه، اینا هم که همه‌ش من نگفتم، اینا رو دیگه کاملاً گذاشتم کنار. ام، من گفتم‌ها! دو، سه بار اشتباه کردیم تو این مسیر. از اولش که حالا اون رسپبری پای، نمی‌تونم اسمشو بذارم اشتباه، کار ما رو راه انداخت، ما می‌خواستیم یه پروتوتایپ بسازیم با یه قالب پله‌ای، خیلی ساده آزمایشگاهی، می‌خواستیم بیاد بالا نشون بدیم یه دستگاه با این ابعاد می‌تونه ساخته بشه، به تلویزیون وصل بشه و محتوا نشون بده. ولی بعد از اون از لحظه‌ای که ام اولین بردمون رو خواستیم طراحی کنیم، اولین سری محصول رو بزنیم، ام اولین دغدغه‌ای که داشتیم خب گفتم، از رسپبری پای می‌خواستیم بریم سراغ یه سی‌پی‌یو دیگه، یه پردازنده دیگه. این پردازنده خب چه ایرادی ما رو رسپبری داشتیم، این که این پردازنده مثلاً ویدیوی ۴کی پخش نمی‌کرد. مثلاً جی‌پی‌یو خیلی قوی‌ای نداشت. از همه مهم‌تر، یک پشتیبانی رسمی اندروید نداشت. رسپبری پای پشتیبانی رسمی لینوکس و مثلاً یه نسخه رسپبری‌ان داره که بر اساس دبیانه، ولی همچین ام ایمیجی که خود اون بنیاد رسپبری ام بده براش و اندروید باشه نبود. ما مجبور بودیم از توی این فروم‌ها و این‌ها ام رام پیدا کنیم، نسخه اندروید پیدا کنیم و خب هیچ‌وقت به یک اندروید استیبل نمی‌رسیدیم. همه این دلایل کنار هم ام دلیلی شد که ما بریم خب یه برد خودمون بزنیم با پردازنده خودمون. الان بحثشِ الان؟ الان راک‌چیپه. همینو می‌خوام بگم. بعد که رفتیم و گشتیم، به دو، سه تا شرکت رسیدیم که دقیقاً پردازنده‌هایی می‌زنند مخصوص همین کارِ ما، مخصوص تی‌وی‌باکس. در عین اینکه لازم نیست پردازنده، یعنی بخش سی‌پی‌یو‌اش خیلی قوی باشه، خیلی های‌اِند باشه، ولی باید فیچرهای، مثلاً همون دو سالِ پیش، گوشی‌ها هیچ‌کدوم ۴کیِ ام رواجِ امروزو نداشت. گوشی‌ای که می‌تونست ۴کی ویدیو پخش بکنه یا ضبط بکنه تقریباً می‌شد گوشی های‌اِند، ولی تو همون دوره پردازنده‌های خیلی معمولی مخصوص تی‌وی‌باکس، مخصوص پخش خانگی بودند که یه پردازنده معمولی داشتند ولی ۴کی و اچ‌دی‌آر رو ساپورت می‌کردند. یعنی این پردازنده به صورت اختصاصی طراحی شده بود برای همین کاری که ما می‌خوایم. ام و حالا مثلاً اگه قدرت معمولیِ جی‌پی‌یو، یه قیمت پایین ام و در دسترس بودن. ما در نهایت به دو تا شرکت رسیدیم، ام این دو تا شرکت حداقل یه ماه طول کشید تا ما تصمیم بگیریم هی از این یکی به اون یکی، ای‌ام‌لاجیک به راک‌چیپ، راک‌چیپ به ای‌ام‌لاجیک، تا یک چیپی از راک‌چیپ انتخاب کردیم. همون‌طور که می‌گم ما تو تولید، تو سخت‌افزار، نه فقط ما، همه دنیا نگاهشون به چینه. یعنی شما می‌خواید یه سخت‌افزار تولید کنید، اول باید برید یه پارتنر چینیِ خوب تو پیدا کنید که اینو براتون تولید کنه. اینم می‌گم اصلاً مختص ایران نیست، اتفاقاً ایران نسبت به اروپا و آمریکا این برتری رو داره که ما به چین نزدیک‌تریم، از لحاظ بعدِ مکانی حداقل به چین نزدیک‌تریم، از لحاظ فرهنگی هم ما به چینی‌ها نزدیک‌تریم تا آمریکایی‌ها یا به چینی‌ها. ام از لحاظ همون دو درِ بازی و دیرکرد و این حرف‌هاش. ام بنابراین، ام این مرحله پیدا کردنِ یه پارتنر چینی، بعد خریدِ قطعه ازش، ساختِ نمونه اولیه، بعد نمونه اولیه‌ای که ساخته شد بیاد تست بشه، اینا خیلی همه‌ش جزئیات داره و اذیت داره، ولی ام اتفاقاً قسمتِ کریتیکالِ طراحی، ام ساختِ یه محصول سخت‌افزاریه. اینم بدون پارتنر چینی که اصلاً فکرشو نکنید، یعنی روزِ اول، ما الان که ۵۰۰ تا ام تولید کردیم و توزیع کردیم، هنوز ام پارتنر ایرانی هم پیدا کردیم برای تولید، هنوز یکی دو حلقه مفقوده داریم که اون تولیدی که داره تو چین برای ما انجام می‌شه، اطلاعاتش، دیتاهاشو، یه سری ام قطعات ازش بگیریم، بذاریم تو دستِ کارِ ام اون تولیدکننده ایرانی، مطمئن باشیم، محصولو بدونِ مشکل به ما می‌ده. نه اینکه تولیدکننده ایرانی مشکل داشته باشه، این وسط ارتباطه خیلی سخت برقرار می‌شه. از اون‌ور اونا یه سری محدودیت‌ها دارن که یه سری اطلاعاتشون رو بدن، اطلاعاتِ خطِ تولیدشون رو بدن. از این سمت، این‌ور واقعاً مثلاً تیراژِ ۱۰۰ تا، ۲۰۰ تا، ۴۰۰ تا، ۵۰۰ تا تو ایران اصلاً توجیه نداره. شما تا ۱۰۰۰ تا، ۲ هزار تا مشتری پشتِ محصولتون نباشه، تو ایران هیچ تولیدکننده‌ای، نه که هیچ تولیدکننده‌ای، با اون کیفیت و اون امکاناتی که می‌خوایم، ما می‌خوایم صفر تا صد بدیم بهش. می‌تونیم یه بخشیشو بدیم یکی یه جا مونتاژ کنند، یکیشو بدیم یه جا دیگه، ولی دیگه تولیدِ انبوه نمی‌شه، دیگه قیمت پایین نمی‌آد. با اون مشخصاتی که داریم تو چین تولید می‌کنیم، ام میگم اصلاً زیرساختِ تولیدش تو ایران فراهم نیست و این منتقل کردنِ خیلی سخته. بعد از اینکه پارتنرِ چینی پیدا می‌کنید، حالا باز دردسرهایِ کار کردن با چینی‌ها خیلی جدیه. یعنی این ام همون مشخصاتِ فرهنگی که ما داریم به هیچ‌وجه سرِ قولِ عمل نمی‌کنند، به هیچ‌وجه هیچ تضمینی وجود نداره کالایِ دستِ اول بدونِ مشکل بهتون بدن، ام قاعدتاً دسترسی بهشون که مطمئن باشید این‌ها یه قراردادی نوشته بشه، یه چیزی رد و بدل بشه، حداقل خیالتون راحت باشه، تخلف کرد می‌تونید پیگیری کنید، اصلاً وجود نداره. تا پول رو ندید هیچی براتون نمی‌فرستند، تا حداقل مثلاً ۳۰ درصدِ پول رو ندید شروعِ به‌کار هم نمی‌کنند. ام خیلی دردسر داره کار کردن با چینی‌ها هم. ام، ولی مزیت، این مزیت رو داره که واقعاً قیمت‌شون پایینه، یعنی که شما خیلی راحت می‌تونی، ما همین الان مطمئنیم، ام از لحاظِ نرم‌افزاری نسخه گلوبال‌مون رو که آماده بکنیم، می‌تونیم تو همه‌ی

بازارهای جهانی با خود شیائومی رقابت کنیم. یعنی اصلاً از لحاظ قیمتی دستمون رو خیلی باز می‌ذارن، رده‌های مختلف کیفیت رو می‌تونید داشته باشید، رده‌های مختلف قیمت هم می‌تونید داشته باشید. این کیفیت و قیمت یعنی چه چیزهایی کم و زیاد میشه؟ ببینید خیلی ساده‌ست. یک رم، رم سامسونگ که هر روز تو اخبار دارید می‌شنوید. یه رم سامسونگ گذاشته، مثلاً سامسونگ یه رمی زده که همچین کیفیتی داره، همچین سرعتی، رید و رایت‌ای داره. این رو برید از یه چینی بخرید، ۱۰ تا رده قیمتی میذاره جلوتون. از اونی که، مثلاً، مثلاً اگه قیمت اون بهترین مدلش ۸ دلاره، شما ۲ دلاریِ این، حتی ۱ دلاریِ این هم ممکنه پیدا کنید. واقعاً هم سامسونگه. اما چه سامسونگی؟ اونی که کپیِ، حالا، همون همون کارِ سامسونگ رو می‌کنه، یعنی شما از روی یک مثلاً محصول دیگه بردارید، این رو بذارید، کار می‌کنه، ولی درصد سوختن، درصد اینکه اصلاً درست کار بکنه، یعنی بعد اینکه لیم کردین کار بکنه، اصلاً نسوخته باشه، از کارخونه که در اومده باشه، سالم باشه، بعد احتمال اینکه همون سرعت رو بهتون بده، همون طول عمر رو بهتون بده، چیزهایی که تو نگاه اول به هیچ وجه نمی‌تونید متوجه بشید. بعد حالا این وسط شما ببینید که چینیه ممکنه به شما ۵ دلاری بفروشه، ممکنه ۸ دلاری بفروشه، ممکنه هر چینی‌ای همون یک دلاری رو بده. بعد شما باید با بنچ‌مارک یا کارهای دیگه‌ای که می‌کنید. آره این رو جوری هندل کنید که یک وقت سرتون کلاه نره و قطعه اشتباه بهتون نده. خیلی ریسک داره. اینجا الان ما با تلاشِ دوستان، مرسی واقعاً یک کف بزنید برای دوستان عزیزم. ما کشیدیم. دمشون گرم. دمشون گرم. خب اونجاشونم بود. واقعاً دستشون آسون هست. اینجا هم حالا خب اینجا، به اینم هست. خب قاعدتاً دیگه. ویس رو نداریم فقط. آها، چرا ویس نداریم؟ نسخه ای که خب آپدیتِ خیلی بزرگی داریم که آپدیت رو من دیشب انجام دادم. نه، این آپدیت سیستم عاملیه هنوز روی چی که می‌تونم، من اون روز مشکلِ اینِ که کدوم باکس؟ آها! اون باکس‌ای که روز اول بهش دادیم‌هه. نه دیگه، همین رو کیبورد دیگه. نه، اصلاً ۰۰۰۱، آره! دقیقاً. آره! ۰۰۰۱، آره! اصلاً OS عوض می‌شه اینجا. از اپلیکیشن جداست. لپ‌تاپ دارم، آها، می‌تونم. آپدیت. چی وصل می‌شه؟ این رو فکر کنم دانگلِ ریموت هم میره داخلش، درستِ؟ آره، این وارد اون داستانا می‌شیم دیگه، این که چرا این‌طوریِ، اصلاً هر کدومش قصه داره. اصلاً قصه‌ای واقعاً. اینکه چرا یه دونه مثلاً یه مشکلی پیش میاد، ما، کارِ ما یه کاری‌هه که تا حالا انجام نشده. خیلیا اپلیکیشن می‌زنن. کسب و کار خوبی هم دارن، مثلاً فکر کن با بحثِ بیزنس‌ها بشن. ولی خب، بقیه که دارن کسب و کار و در واقع اپلیکیشن توسعه می‌دن، می‌تونن از تجربه‌ی اونا استفاده کنن. ولی هیچ‌کی تو ایران OS دولوپ نمی‌کنه. یعنی ما، برای این که سیستم‌عامل توسعه بدیم، کاستوم کنیم، مثلِ گوشیِ سامسونگ که مثلاً اندرویدش با اندرویدِ بقیه‌ی گوشی‌ها فرق می‌کنه، ما هم فرق کنیم، هیچ‌کی این کارو نمی‌کنه، ولی همه این قسمت رو باید خودمون دنبالش باشیم، بگه. خب، یه توضیحی می‌خوایم برای همه‌ی محصول بدیم، چون دوستانم نرید، فکر کنم جذابه، می‌خوام به اون‌م که از اینا داره، باید این قسمتِ بعد، بگو، بگو! چون باید دو صدایی باشه، بیا! از اینا داریم. این کافه بازارو از اینا، انشالله، انشالله من با یه اون رو ورژن بعدی دیگه کافه بازار خیلی، خب، حق نداره. استورِ خودمون هست. می‌خوای بری تو گیت چرا؟ آن که جدیده، نه، نه دیگه. نه حالا، من یه توضیحِ مختصری می‌دم، آخه خیلی چیز نیست. آها. در واقع، شما وقتی که دستگاه رو روشن می‌کنین، با یه صفحه‌ای مواجه می‌شین، که به شما یه سری کانتنت نشون میده، این ایده‌ که شما اول کانتنت ببینید یا اپلیکیشن ببینید، این دو تا حالا، اپروچ، دو تا نگاهِ متفاوتی که تو دنیا وجود داره، و حالا مثلاً شرکتی مثلِ گوگل تمایل داره یوزرِش اپلیکیشن ببینه، ولی آمازون که خب ما بیشتر سعی می‌کنیم ازش الگوبرداری کنیم، اصطلاحاً کانتنت‌اورینتد کار می‌کنه و سعی می‌کنه از همون ابتدا کانتنت به مخاطب‌ش نشون بده. یعنی شما اینجا اپلیکیشن نمی‌بینین که روش کلیک کنین و موسیقی گوش بدین، مستقیماً اون خواننده‌ی موردِ علاقه‌تون، یا اون فیلمِ موردِ علاقه‌تون، یا اون خبرِ موردِ علاقه‌تون رو مشاهده می‌کنین. ما برای اینکه در واقع توی توسعه‌ی محصول توی همون شتاب‌دهنده‌ی شتاب به این نتیجه رسیدیم که خودِ محصولِ ما به تنهایی به عنوانِ یه پلتفرم، هیچ جذابیتی نداره. مگر اینکه یه سری فیچر، یه سری ولیو ما خودمون اَد کنیم به محصول. این شد که رفتیم یه سری سرویس تعریف کردیم به عنوان سرویسِ پایه، فیلم، موسیقی، اخبار، چیزهایی که خب طبیعتاً ایرانی‌ها تو خونه‌هاشون با تلویزیون خیلی استفاده می‌کنن. پخش زنده که خب می‌شه خودِ تلویزیون با هویتِ برودکست، و یه ایده‌ای که در موردِ سوپرمارکت داشتیم برای اقلامِ FMCG، برای اقلامِ FMCG که در واقع شما خریدِ سوپرمارکتی‌تون رو، خریدِ سوپرمارکتی‌تون، که یه کارِ روتینِ و به خونه برمی‌گرده، تا به فرد، از طریق تلویزیون انجام بدین. بگو، شما بگو. آره، در واقع تلفیقی از اینا رو ما در یک سربرگ به‌اسمِ "برای شما" قرار دادیم که شما بتونید توی اون سربرگ تمامِ اون، در واقع پیشنهادهایی که هما براتون داره که بر اساسِ حالا، سلیقه‌ای که از شما دریافت می‌کنه و رویکردی که از قبل در واقع با دستگاه داشتید به شما می‌ده، ولی جدا از اون می‌تونید توی هر کدوم از سربرگ‌ها برین و پیشنهادهای خیلی بیشتری با رو میلتون ببینید. مضاف بر این، هر اپلیکیشنِ اندرویدی هم می‌تونید نصب کنید دیگه. خیلی خودمونونی بگیم، شما می‌تونین مثلِ موبایلتون هر اپلیکیشنی که دارین، روی تی‌وی‌باکس‌تون نصب کنید، همون‌طور که می‌بینین، چون صفحه‌ی تاچ وجود نداره، طبیعتاً، رابطِ کاربری اپلیکیشن‌هایی که خیلی مبتنی بر تاچ‌اسکرین‌اند، یکم اینجا سخت میشه. از اولین‌شون همین کافه‌بازارِ که باید نسخه‌ی تی‌وی بده. یعنی یه سری اپلیکیشن هستن که نسخه‌ی تی‌وی دارن و نسخه‌ی موبایل، ولی یه سری دیگه هستن که نیست، همچین قضیه‌ای واسش وجود نداره. ما پیشنهادمون و در واقع فوکوس‌مون روی اون دسته از اپلیکیشن‌هایی‌ه که، نسخه‌ی تی‌وی دارن و برای تی‌وی آپتیمایز شدن و سعی می‌کنیم با سرویس‌دهنده‌های داخلیِ دیگه‌ای هم که کار می‌کنیم، یا خودمون براشون این کارو انجام بدیم، یا بهشون راهنمایی بدیم، مشاوره بدیم و کمک‌شون کنیم که خودشون نسخه‌ی تی‌وی رو آپتیمایز کنن و، همون‌طور که شما الان رفتین توی فیلیمو، فیلیمو کاملاً نسخه‌اش تی‌وی‌ه. فرق اصلی‌شون هم اینه که شما توی نسخه‌ی تی‌وی دیگه نیاز به دکمه‌ی موس ندارین و صرفاً با ۴ جهت و یک اوکی می‌تونین تمامِ فانکشن‌ای که قراره از اپلیکیشن بگیرین، داشته باشین. در واقع به‌جای اینکه، ما رابطِ کاربری‌مون رو با اپلیکیشن‌هایی که قراره وجود داشته باشه، متناسب کنیم، سعی کردیم جوری طراحی کنیم که، در واقع، این اپلیکیشن باشه که خدمت‌ش رو و اون سرویس‌ش رو متناسب با تلویزیون تغییر بده و ساده‌سازی بکنه. خب، یکی از مزیت‌هایی که باکسِ ما داره در واقع پشتیبانی از بلوتوث‌ه، که حالا انشالله تا چند وقت دیگه ریموت‌مون هم بلوتوثی می‌شه به‌طور کامل، و، شما می‌تونید جوی‌استیک هم وصل کنین، و جوی‌استیکِ بلوتوثی وصل کنین، اسپیکرِ بلوتوثی وصل کنین و هر دیوایسِ بلوتوثی که به موبایل‌تون متصل می‌کنین، به این دیوایس هم وصل میشه. در واقع شما با ۸۰۰ هزار تومن، ۹۰۰ هزار تومن یه باکسی تهیه می‌کنین که تلویزیون رو هوشمند می‌کنه، حالا اگه بخوایم خیلی ساده بگیم و شما رو از خریدِ مثلاً ۸-۹ میلیون تومنی در حالِ حاضر با این قیمتِ دلار، در واقع بی‌نیاز می‌کنه. خب، یکم دوباره برگردیم سراغِ داستانِ خودِ هما، مارکتینگ‌ش و اینا. گفتیم که توی فروشِ اول، ۳۰ درصد شرکتی بود، ۷۰ درصد در واقع به مردم فروخته بود. این آدما چه جور آدمایی بودن؟ خودتون پیداشون کردین یا نیک‌ِ استارتر پیدا‌شون کرد؟ یا خوب، اینا رو خفت‌شون کردین، گفتین برو از نیک‌ِ استارتر بگیر؟ طبیعتاً این آخری که بوده، یعنی، قطع به یقین من گفتم ما، ما اون‌جا سِیلر بودیم، سِیلر هم کارش اینِ که بره توی یه مغازه یه دونه محصول به مغازه‌ها بفروشه که این رو برای من بفروشه. حالا ما سِیلری بودیم که بدونِ اینکه حالا تجربه‌ی سِیلری داشته باشیم، ببخشید، بدونِ اینکه تجربه‌ی سِیلری داشته باشیم، باید یه جنس رو پیش‌فروش می‌کردیم، ببین چقدر، چقدر کار سخت می‌شه در حالی‌که شما تجربه‌ی کم‌تری هم دارین و پیش‌فروش می‌کنیم چیزی رو که اصلاً تا حالا دانش، هیچ‌کس هیچ اطلاعی نداره. طبیعتاً اون آخری که حالا ما بریم یه نفری گیر بیاریم و اینقدر بهش توضیح بدیم که این باکس رو مثلاً خریداری بکن وجود داشته، ولی طبیعتاً این یه نمودارِ حالا می‌گیم، نمایه‌ایه، یعنی شما به دو نفر که می‌گین، اون دو نفر خودشون به چند نفرِ دیگه می‌گن، ما، ما طبیعتاً از فامیلِ اون، از دوستامون شروع کردیم، کسایی که اون سه تا پارامترِ اصلیِ خرید چی‌ها بود، آوِرنس بود، تراست بود و دیمندی که حالا در موردش مشتری ایجاد بشه. حداقل اینه که آوِرنس و تراست رو نسبت به ما داشتن، حتی اگر نسبت به نیکِ استارتر هم وجود نداشته باشه، برای اون افراد نسبت به ما وجود داشت که ما کاری نمی‌کنیم که بهشون ضربه وارد بشه. طبیعتاً از اقوام، از دوستان شروع کردیم، ولی،

و دوستان بود فکر کنم اصلاً ۳۰ درصد از این مقدارم با اقوام و دوستان بودم تو اون بچه اول، بچه دوم هیچ کسی رو ما نمی‌شناختیم. شرکتی بودن ۳۰ درصدشون هم آره اقوام و دوستان بودن ۴۰ درصد آره آره ۴۰ درصد از کجا آوردین؟ دیگه این در واقع با همون حالا رویکرد مارکتینگ که خب ما مثل چیزای دیگه که نمی‌دونستیم از مارکتم چیزی نمی‌دونستیم طبیعتاً از دیجیتال مارکتینگ هم چیزی نمی‌دونستیم خیلی سوشال‌های قوی‌ای هم خودمون دو تا نداشتیم که بخوایم مثلاً پروموت کنیم، به واسطه حالا بچه‌های شیزان بچه‌های نیکی‌سارته و کسای دیگه که حالا تو این مدت ما باهاشون آشنا شده بودیم و مشورت می‌گرفتیم ازشون هینت گرفتیم که خب چیکار باید بکنیم که بتونیم در واقع محصولمون رو راحت‌تر وایرال کنیم. چون ما تنها راهی که داشتیم این بود که این تراست رو از یکی به یکی دیگه منتقل کنیم. نمی‌شد. ما همین الانش هم خیلی کار سختیه که بخوایم محصول که کسی نمی‌شناسه رو از صفر بهش حالا معرفی کنیم و اونو به خرید برسونیم. خب، اینجا کسی سوالی داره تا اینجا؟ از این، یه جمله خواستید بگید، نگه دار. اینجا تا حالا همه چی واضحه. کیا علاقه‌مند شدن به این محصول؟ دستشونو بالا کنن. خب خوبه. نه، اینایی که علاقه‌مند نشدن هم بالا کنن، من یه بار سوال اینم که PS4 هم هست وصل می‌شه؟ نه دیگه. این جای PS4 رو می‌گیره دیگه. حالا ما یه کم برسیم به اون قسمت‌های PS4 وصل می‌شه دیگه PS4 آها دسته‌شو گفتی، فکر کنم خودشو میگم. دسته PS4. آره. آره. نه دسته PS4 که از سال پیش داد بود. پورتشو آزاد کرد دیگه. آره می‌شه هرچی به کامپیوترتون وصل می‌شه یا به گوشیتون وصل می‌شه آره. آره هر چیز بلوتوثی که به هر دستگاهی حتی دانگلیا هم وصل می‌شن و به یو اس‌بیش بزنید. آره دیگه. ما یه یه سوال مشابه داری تو مغزت؟ افتخار می‌کنی شما جواب داده؟ مشابه که خیلی داره از اپل و آمازون و شیائومی و خودِ گوگل و آره داخلی نه، داخلی نه داخلی. حداقل ما نمی‌دونیم. ما نمی‌شناسیم. حداقل. نه که سه یعنی شما تو دیجی کالا بزنید می‌آید، می‌بینید. ولی از اون چیزی که می‌خوان بگن که صرفاً دو تا منو فارسی شده و اومده جی‌ناش، شاید فارسی هم نشده باشه. آره. آره. خب، اونجوری به این‌جوری که تولید بشه، این‌جوری که روش کار بشه که به این. با فاصله. الان قیمت تمام‌شدش چقدره؟ تمام‌شدرو که نپرسین. قیمت نهایی رو می‌تونیم بگیم باز. آره. تمام‌شدش هم خیلی متغیره. یعنی الان و الان فرق می‌کنه. چون هر دفعه ما می‌آریم یه بار پشتمون از قیمت دلار می‌گیرن، یه بار از گمرک یه بار نمی‌دونم از هزار جور. شما جزو محصولات لوکس محسوب می‌شید دیگه درسته؟ اون حرف‌ها اصلاً اون حرفا مال اون اون قوانینی که می‌شنوید از صدا و سیما رادیو و اخبار اینا هیچ‌کدوم درمورد بیشتر اخبار بیشتر اجناس صدق نمی‌کنه. همه‌اش یه راه‌های داره که هیچ‌حساب و کتابی نداره. هر دفعه ممکنه آدم عوض شه. یعنی حتی بگیم که ما می‌دونیم طبق مثلاً فلان در قانون، دفترچه‌ای که تو گمرک هست، باید این‌قدر به ما، اصلاً اون نیست. حتی ما چون الان در واقع دانش‌بنیان شدیم، یعنی کاملاً تولید داخلی محسوب می‌شیم. اگر دیگه تولیدمونو، یعنی مونتاژمونو حالا، برد و قطعات که طبیعتاً باید تا ۱۰ سال از چین بیاد. ولی اگر مونتاژمونو بتونیم بیایم داخل که اصلاً دیگه می‌تونیم پروانه‌ی بهره‌برداری بگیریم و کاملاً یه شرکتی که داره تولید داخلی انجام می‌ده، ولی همین الان هم به واسطه دانش‌بنیان بودنمون خب به عنوان یک واردکننده شناخته نمی‌شیم. به عنوان یک در واقع تولیدکننده‌ایه که دارای نیاز به انتقال تجربه داره و انتقال دانش داره. خب، خیلی از کجا بگیریم؟ تا اینجا دیگه کسی سوالی نداره؟ اِ، عرضم به خدمتتون که، چه چیزی مونده الان از داستان هوم‌آ که جذاب باشه توضیح بدم؟ آها، من یه جمع‌بندی بکنم. اِ، قسمت اول اینکه شما تونستین ۷۰ میلیون تومن بفروشین، این بود که اِ، یه ویدیو جذاب درست کردین، بعد از یه پلتفرم درستی که برای این کار بود، از نیک‌سارت استفاده کردین، سه، من بین حرفاتون متوجه شدم که فروشِ، یعنی حلقه‌ی اول فروش به آشنایان و کسایی بود که می‌شناختن و اون آدما اومدن در اصل از اِ، اثر شبکه‌ای‌تون استفاده کردین و اون حلقه‌ی دوم رو اِ، اتفاق افتاد، که ساعت‌های دوم فروختید. ای‌ول. و به نظرِ من واقعاً اینکه تلاشی که از سالِ ۹۶ دوستان شروع کردن تا اینکه برسن به زمستون ۹۷ و به این محصولی که به نظرِ من واقعاً اِ، داشتنِ این محصولِ ایرانی واسه منِ شخصاً جذابه واقعاً شایسته‌ی تقدیره و کف‌زدن، یه کفی براش بزنیم. مرسی، مرسی. اِ، کم محصولِ ایرانی من دیدم که مخصوصاً تو این تکتولوژی که باشه اصلاً اِ، که آدم جذاب باشه که داشته باشه. حالا این نمونه‌ای که به ذهنم می‌رسه فقط GLX-ه خب؟ حالا چیزی دیگه به ذهنم نمی‌رسه. کفشِ تن‌تاکم کفشِ تن‌تاکم این‌م با تکنولوژیش کمه البته اون. خیلی اِ، چون ۴۰۰۰ سال پیشم فکر کنم همین‌جوری تولید می‌شده و قالب، آها، حالا قبلاً توش یه چیزِ دیگه می‌ریختن. خب عرضم به خدمتتون که اِ، به عنوانِ سخنِ آخر بگیم با توجه به اینکه یه مهمانِ دیگه هم داریم، اِ، اگر سخنِ آخری دارین، در خدمتتون هستیم. من اِ، اجازه می‌خوام ازتون یکم درمورد ویژنِ هوم‌آ صحبت کنم. یعنی ما روزی که شروع کردیم، روزی که سال ۹۵ نه، اون موقعی که دیگه یکم بیزنس‌پلن شناختیم، توسعه محصول شناختیم اِ، هدفمون تی‌وی‌باکس ساختن نبود. الان هم ما تولیدکننده‌ی تی‌وی‌باکس نیستیم و اِ، اصلاً سعی نمی‌کنیم خودمون رو با بقیه‌ی تی‌وی‌باکس‌ها مقایسه کنیم. هدفِ هوم‌آ ساختن یه پلتفرمِ خونگی‌ه. یه بستری که شما وقتی واردِ خونه می‌شید، موبایلتون رو بذارید یه کناری و حالا ان‌شاءالله با کلام یا حداکثر با یه ریموت، تمام کارایی که تو خونه باید انجام بدین و هر نیازی که از تکنولوژی قراره رفع کنین رو از طریقِ هوم‌آ انجام بدین. ما نگاهمون اینه و تمامِ تلاشمون اینه که پلتفرممون به اون بلوغ برسه که کاربرِ ایرانی وقتی که توی خونه‌اشه حالا شاید حتی توی ماشینش، اِ، بخواد که از هوم‌آ کمک بگیره تا اینکه از موبایلش که حالا احتمالاً مالِ یه شرکتِ مطرحِ خارجی باشه. و اِ، دوست داریم که اگر اِ، هوم‌آ رو به اون نقطه‌ای برسونیم که هم توی ایران و هم توی حالا کشورهایِ منطقه‌ی خودمون که افرادِ داخلِ منزل، نیازِ دیگه‌ای نیازِ تکنولوژی تکنولوژیکشون رو به هیچ وجه سراغِ یک و دستگاهِ دیگه نرن. من یه توضیح درمورد پلتفرم بدم. اِ، منظورِ ما از پلتفرمِ سخت‌افزار و نرم‌افزاری اینه که ما در واقع می‌آییم سخت‌افزار رو بر اساسِ نیازِ نرم‌افزارمون طراحی می‌کنیم و بعد نرم‌افزارمون رو برایِ اون سخت‌افزار آپتیمایز می‌کنیم. یعنی ما اِ، همین OS-ی که الان در واقع نمی‌تونیم رویِ دیوایسی که شما می‌بینین عوض کنیم، برایِ اینکه یه OS-ی خیلی بهتر، تو همین چند ماهِ اخیر بچه‌ها توسعه دادن که اِ، خیلی از مشکلاتِ ما رو حل کرد و خیلی از اون اِ، در واقع آتوریتی‌هایی که می‌خواستیم رو رویِ OS به ما می‌ده و ما داریم سعی می‌کنیم که اینو هر روز بهتر و بهتر کنیم و خودِ پلتفرم رو بالغ کنیم. در واقع شما اِ، رویِ هوم‌آ هر چیزی رو که سرچ می‌کنید از بلیطِ هواپیما گرفته، از بلیطِ کنسرت گرفته، از اخبارِ روز گرفته یا از فیلمِ سینمایی گرفته تا اِ، از تلویزیونمون بیایم بیرون. شما می‌خواید خریدِ منزل انجام بدید، با دَش‌باتن که امیدوارم وقت بشه بهنام اینم یه توضیحی بده، اِ، از دَش‌باتن استفاده کنید و خریدِ مایحتاجِ خونه‌تون رو انجام بدید. چراغِ اتاق همونی که قبلاً درست کرده بود دیگه. دقیقاً دقیقاً. اِ، و چراغِ اتاق‌تون رو از اونجا بخواید که خاموش کنه یا براتون آلارم بذاره یا چک کنه که گازِ خونه‌تون یه وقت روشن نباشه یا هر چیزِ دیگه‌ای که می‌شه حالا به اصطلاحِ اِ، اسمارت‌هوم خیلیا تویِ اِ، حالا اکوسیستم ما می‌گن یا IOT بعضاً. این اون چیزیه که ویژنِ ماست و ما به هیچ‌وجه تی‌وی‌باکس نیستیم و رو تی‌وی‌باکس نمی‌مونیم و الان اگر داریم شب و روز کار می‌کنیم، تی‌وی‌باکس که این هست الان، الان هست، ولی الان هست. آره می‌گم روش نمی‌مونیم. یعنی اِ، خودمون رو تی‌وی‌باکس نمی‌دونیم و این تی‌وی‌باکس یه گیت‌وی‌ه برایِ رسیدنِ ما به مشتری‌مون که حالا بحث‌هایِ مختلفی هست. می‌تونیم ما رویِ کلودگیمینگ کار کنیم. شما شاید شاید واقعاً سالِ دیگه یا دو سالِ دیگه، نیازی به خریدِ کنسول نداشته باشید، صرفاً از طریقِ اِ، یک پلتفرمِ کلودگیمینگ و یه هوم‌آ تویِ خونه‌تون بتونید رویِ تلویزیون‌تون، های‌اِندترین بازیِ روزِ دنیا رو انجام بدید با خریدِ یه سابسکرایپشن. دقیقاً، من دیگه چیزی که در واقع مایکروسافت اولین بار مایکروسافت با ایکس‌کلود رونمایی کرد، این ویدیو یه دونه داد نسبتاً شکست خورد. جدیداً یکی دیگه داده و این آخری که خیلی دیگه سرصدا کرد، استارتاهای، استادیایِ گوگل بود. یه کلیپِ اِ، با مزه‌ای من دیدم از همین هوم اِ، سرویس‌ها چی می‌گن بهشون، همین ما می‌گیم اون پلتفرم، کسی دیگه نمی‌گه هنوز گویا. هوم‌پلتفرما اِ، یه چیزِ با مزه‌ای‌ست، یه آقایی صبح بیدار می‌شه و می‌گه که پلی‌دِمیوزیک، اِ، تلویزیون و اینا وا می‌کنه، اِ، توستر و نمی‌دونم چایی و فلان و اینا. بعد می‌ره دندان‌پزشکی. اِ، اِ، اِ، دندونشو قشنگ سرویس می‌کنه، برمی‌گرده. دمِ در، زیرِ بارون و برف و اِ، می‌گه، اوه، اوه، بعد می‌گه که یه آهنگِ خونه پخش می‌کنه. می‌گه، اوه، اونِزه تو! و همسایه‌اش خیلی ریلکس از اون‌ورِ خیابون می‌آد می‌بینه کلیدو می‌ندازه می‌ره تو.

آقا به عنوان سخن آخر تشکر می‌کنم اما تو این چند وقت به خصوص آره خیلی سعی داریم که حالا من یکم بیسیک‌تر بگم ما برای اینکه بتونیم بالاخره یک سخت‌افزاری رو به مردم بفروشیم باید یک کاربرد خوب پیدا می‌کردیم اولین چیزی که دیدیم فیلم دیدن چیزی که دیدیم ویدیوها خیلی دارن خوب رشد می‌کنن جای مناسبی که ما یک تی‌وی‌باکس بسازیم و قرار بدیم. اما همانطور که رضا گفت قرار نیست همین‌جا بمونیم ما هم‌زمان همین الان رو آی‌او‌تی کار کردیم، داشبورد هم خب ایده‌اش رو نمی‌دونم می‌دونید یا نه یه دکمه خیلی کوچولوییه حالا اون نسخه‌ای که آمازون زده به به وای‌فای خونه‌تون وصل میشه یه کالای خاصه یعنی شما وقتی که می‌خواید کالاهای ضروری خونه مثلاً شیر و ماست و پنیر و خونه‌هایی که بچه‌دار باشن مثلاً پوشک بچه به هیچ وجه نباید تموم بشه. خارجی‌ها دستمال تووالتشون به هیچ وجه نباید تموم بشه. هر موقع ببینن داره تموم میشه اون دکمه رو می‌زنن میره رو سرور آمازون به سبد کالاشون اضافه میشه. حالا با یک پروتکلی ۲۴ ساعته ۴۸ ساعته اونا کردیت کارت دارن از حسابشون کم میشه و تحویل داده میشه بهشون. چیزی مشابه به این رو ما سخت‌افزاری تمومیم. اون بحث همکاری‌اش با یکی از این حالا سوپرمارکت آنلایناست که مونده تا انجام بدیم. این شاید اولین محصول فرا تی‌وی‌باکسمون باشه که به چشم خواهد آمد ولی تا دسته تا ریموت‌مون که اونم دقیقاً به‌خاطر قالب که ریلیز نشده چون زمان و هزینه طراحی و قالب که به اون کیفیتی که می‌خوایم برسیم رو هنوز امکانش رو نداشتیم تهیه کنیم بالاخره از تی‌وی‌باکس فراتر خواهیم رفت. نمی‌دونم با دستگاه‌هایی حالا همین‌طور که رضا گفت با آمازون اکو، با گوگل‌هوم همه این‌ها هرکدوم یه دیجیتال اسیستنت درواقع تو خودشون دارن که حالا می‌گن که نسل بعدی سیستم‌عامل‌ها دیگه اسمش آی‌او‌اس و اندروید و اینا نیست اسمش همین الکسا و سیری و گوگل اسیستنت و این حرفاست. یعنی که تو نسل بعدی این دیجیتال اسیستنت‌ها هستند که وقتی شما وارد خونه میشید خونه‌تون رو کنترل می‌کنن، ماشین‌تون رو کنترل می‌کنن، فضای کلود شما رو کنترل می‌کنند. این اون مدینه فاضله‌ای که ما هم به سمتش می‌خوایم بریم. حالا یه اسیستنت ایرانی، دیجیتال اسیستنت فارسی که شاید الان خیلی بلندپروازی دیده بشه ما هم خیلی حالا نمی‌خوایم روش مانور بدیم ولی سمت حرکتمون اونه. از بحث آی‌او‌تی از بحث هوش مصنوعی حالا مجله رو اون ما هم مجله رو واقعاً به عنوان یه محصول می‌شناسیم. اگه برید تو اپ مجله روی اپلیکیشنش روی همین مجله خیلی داریم کار می‌کنیم، محتوا برای اینکه محتوا پیشنهاد بده به این مجله خیلی امکانات دیگه اضافه میشه برای اینکه شما محتوای ویدیویی که بخش زیادی از پهنای باند همین الان جهان رو گرفته رو بتونیم پوشش بدیم. به هر حال این تی‌وی‌باکس قطعاً یه سال دو سال دیگه امکاناتی داره که دیگه اسمش تی‌وی‌باکس نیست اسمش یه چیزی شبیه به گوگل‌هوم یا اون آمازون اکو و خیلی ابزارهای جانبی توی خونه داره که شما از هر جای خونه خواستید بتونید باهاش از لحاظ با صدا با تصویر یا با امثال ریموت ارتباط برقرار بکنید. ان‌شاءالله. خیلی عالی. متشکرم از شما که این حرف معطره.