بیل گیتس: برخی مشاغل باید برای همیشه از دسترس هوش مصنوعی خارج بمانند
دیجیتال مارکتینگ ایران ترجمه‌شده هوش مصنوعی در مارکتینگ

بیل گیتس: برخی مشاغل باید برای همیشه از دسترس هوش مصنوعی خارج بمانند

۸ شهریور ۱۴۰۵ ⏱ ۴ دقیقه مطالعه 👁 ۰ بازدید ✍️ تحریریه رشدینو منبع: techrato.com
✈️ اشتراک در تلگرام 💬 واتساپ 𝕏 توییتر
خلاصه خبر پاسخ سریع در یک نگاه

بیل گیتس با طرح مفهوم «Human Reserved» پیشنهاد می‌کند جامعه آگاهانه برخی مشاغل را فقط برای انسان‌ها حفظ کند؛ او هشدار می‌دهد هوش مصنوعی برخلاف انقلاب‌های قبلی، مستقیم سراغ توانایی شناختی انسان می‌رود و می‌تواند در حدود یک دهه بخش بزرگی از صنایع را دگرگون کند.

بیل گیتس که سال‌ها از خوش‌بین‌ترین چهره‌های دنیای فناوری درباره هوش مصنوعی بوده، این بار با لحنی کاملاً جدی‌تر درباره بازار کار سخن گفته است. بنیان‌گذار مایکروسافت در مقاله مفصلی که در وب‌سایت Gates Notes منتشر شده، پیش‌بینی می‌کند موج تازه هوش مصنوعی مشاغل زیادی را برای همیشه از بین ببرد و معتقد است جامعه باید از همین حالا تصمیم بگیرد برخی کارها را آگاهانه و عمدی فقط در اختیار انسان‌ها بگذارد. او برای این ایده نام «Human Reserved» را انتخاب کرده است.

گیتس در این مقاله تأکید می‌کند که مقایسه انقلاب هوش مصنوعی با تحولات پیشین مانند مکانیزه‌شدن کشاورزی چندان دقیق نیست. در تحولات قبلی، حذف مشاغل طی چند نسل رخ داد و در مقابل، مشاغل جدیدی پدید آمدند که باز هم به توانایی شناختی انسان وابسته بودند. اما هوش مصنوعی دقیقاً همان بخش شناختی را هدف گرفته است؛ ماشینی که می‌تواند ببیند، بشنود، صحبت کند و استدلال کند و با پیشرفت رباتیک، انجام کارهای فیزیکی هم به‌تدریج برایش ساده‌تر می‌شود.

به اعتقاد گیتس، موج اتوماسیون فقط سراغ کارهای ساده نخواهد رفت. او فروش، پشتیبانی مشتری، مهندسی نرم‌افزار و فعالیت‌های حقوقی مانند دستیار حقوقی (Paralegal) را از حوزه‌هایی می‌داند که احتمالاً زودتر تحت تأثیر قرار می‌گیرند. پس از آن نوبت به وظایفی مانند بررسی درخواست‌های وام، تحلیل داده‌ها و حتی اولویت‌بندی بیماران در نظام درمانی می‌رسد و در ادامه، با ارزان‌تر و تواناتر شدن ربات‌ها، مشاغل یدی هم از این موج در امان نمی‌مانند.

راهکار پیشنهادی گیتس «Human Reserved» است: جامعه برخی مشاغل و وظایف را عمداً برای انسان‌ها نگه دارد، حتی اگر ماشین از نظر فنی توانایی انجام‌شان را داشته باشد. او این ایده را با مناطق حفاظت‌شده طبیعی مقایسه می‌کند؛ انسان از نظر فنی می‌تواند در یک منطقه حفاظت‌شده جاده یا ساختمان بسازد، اما آگاهانه این کار را نمی‌کند، چون ارزشی والاتر از نفع اقتصادی کوتاه‌مدت در میان است.

گیتس برای توضیح ایده‌اش دو مثال ملموس می‌آورد. نخست، مراقبت از پدرش در سال‌های پایانی عمر که به آلزایمر مبتلا بود و به مراقبت شبانه‌روزی نیاز داشت؛ مراقبان حتی وقتی او نمی‌توانست خواسته‌هایش را بیان کند، نیازهایش را درک می‌کردند و گیتس معتقد است بخشی از این مراقبت ذاتاً انسانی بود و هیچ رباتی نباید جای آن را بگیرد. مثال دوم به پزشکی برمی‌گردد: فرض کنید رباتی باید به بیماری اعلام کند که به بیماری درمان‌ناپذیری دچار شده است؛ از نظر فنی هیچ مانعی برای این کار وجود ندارد، اما این وظیفه‌ای نیست که لزوماً باید به ماشین سپرده شود.

گیتس در گفت‌وگو با اکسیوس مثال‌های بیشتری هم آورده است: مراقبت از کودکان و حضور در هیئت منصفه. البته او خواستار ممنوعیت کامل هوش مصنوعی در حوزه‌هایی مانند آموزش یا سلامت نیست؛ سناریوی مورد نظر او بیشتر «همکاری» است: انسان مسئول اصلی بماند و از فناوری برای افزایش توانایی و بهره‌وری خود استفاده کند.

گیتس حتی کوشیده برآوردی از ابعاد این ایده به دست دهد: در یک سناریوی بسیار افراطی، می‌توان تصور کرد در ابتدا حدود ۴۰ درصد مشاغل برای انسان‌ها رزرو شوند؛ هرچند خود او تأکید می‌کند رسیدن به همین عدد هم دشوار خواهد بود. ضمن اینکه Human Reserved همیشه دائمی نیست؛ برخی مشاغل ممکن است برای همیشه انسانی بمانند، اما در موارد دیگر هدف صرفاً کندکردن سرعت ورود هوش مصنوعی است؛ مثلاً به‌جای جایگزینی ناگهانی کارکنان یک صنعت، هوش مصنوعی طی چند سال یا چند دهه آرام‌آرام وارد آن حوزه شود تا نیروی کار فرصت سازگاری داشته باشد.

پیشنهاد مهم دیگر گیتس به نظام مالیاتی برمی‌گردد. او معتقد است ساختار فعلی مالیات، شرکت‌ها را به جایگزینی انسان با ماشین تشویق می‌کند؛ چون وقتی شرکتی نیروی انسانی استخدام می‌کند باید مالیات حقوق و دستمزد بپردازد، اما خرید تجهیزات و ربات‌ها در بسیاری موارد به‌عنوان هزینه تجاری کسر می‌شود. گیتس پیشنهاد می‌کند این ساختار بازنگری شود؛ یکی از گزینه‌ها دریافت مالیات از ربات‌ها و فعالیت‌های مرتبط با هوش مصنوعی است و درآمد آن می‌تواند صرف بازآموزی نیروی کار و تقویت شبکه‌های حمایت اجتماعی شود.

یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌های گیتس سرعت تحول است. تغییر ساختار اشتغال در انقلاب‌های صنعتی گذشته ممکن بود چند نسل طول بکشد؛ اما او معتقد است تحول ناشی از هوش مصنوعی احتمالاً در حدود یک دهه بخش بزرگی از صنایع را تحت تأثیر قرار می‌دهد و همین سرعت، راهکار سنتی «یادگیری شغل جدید» را عملاً غیرعملی می‌کند. او مثال می‌زند نمی‌توان از یک کارگر ۵۵ ساله که تمام عمرش را در صنعت ساختمان گذرانده انتظار داشت ناگهان شغلش را عوض کند و مثلاً وارد حوزه مراقبت از سالمندان شود.

گیتس نگرانی دیگری هم دارد: دولت‌ها هنوز برای ابعاد واقعی این تحول آماده نیستند. هوش مصنوعی می‌تواند بر اشتغال، آموزش، مالیات، انرژی، انتخابات، سلامت عمومی، نظام مالی، امنیت ملی، حمل‌ونقل، اجرای قانون و زیرساخت‌های فراوان دیگر اثر بگذارد؛ به همین دلیل او خواستار چارچوب‌های داخلی و بین‌المللی بسیار گسترده‌تری برای مدیریت هوش مصنوعی است و حتی معتقد است آمریکا و چین با وجود رقابت شدید فناوری، باید در برخی مسائل مربوط به ایمنی و مدیریت پیامدهای آن با یکدیگر همکاری کنند.

با این همه، گیتس به مخالف هوش مصنوعی تبدیل نشده و همچنان بر این باور است که این فناوری می‌تواند تأثیر فوق‌العاده‌ای بر پزشکی، علم، آموزش و سطح زندگی مردم بگذارد. تفاوت دیدگاه جدید او اما در این است که دیگر فرض نمی‌کند این مزایا خودبه‌خود به جامعه خواهند رسید؛ اگر قوانین و سیاست‌های درستی وضع نشوند، منافع هوش مصنوعی می‌تواند در دست گروه کوچکی متمرکز شود و بخش بزرگی از نیروی کار با کاهش فرصت‌های شغلی روبه‌رو شود.

ایده Human Reserved در نهایت یک پرسش بنیادین را پیش می‌کشد که احتمالاً در سال‌های آینده بارها درباره‌اش خواهیم شنید: اگر روزی هوش مصنوعی بتواند تقریباً هر کاری را انجام دهد، آیا هر کاری که ماشین «می‌تواند» انجام دهد، لزوماً کاری است که باید اجازه دهیم انجام دهد؟

# هوش مصنوعی در مارکتینگ
🔗 اخبار مرتبط

بخوانید