جیایاو (GEO) دیگر کمپینی نیست که راه بیندازید و هر سه ماه یکبار سراغش بروید. حالا که موتورهای هوش مصنوعی بیش از پیش به پرسشهای خریداران پاسخ میدهند بدون اینکه آنها را به وبسایتها ارجاع دهند، تیمهای وبسایت، روابط عمومی، سئو و محتوا باید از همان سیگنالهای مشترک کار کنند و هفتهبههفته کارشان را تنظیم کنند.
آخرین بررسی SparkToro از جستجوهای گوگل آمریکا نشان میدهد ۶۸ درصد آنها بدون حتی یک کلیک پایان مییابند؛ این رقم بر پایه دادههای پنل Similarweb از چهار ماه نخست ۲۰۲۶ است. Pew Research هم یک لایه بالاتر الگوی مشابهی پیدا کرده: وقتی خلاصه هوش مصنوعی بالای نتایج ظاهر میشود، کاربران فقط در ۸ درصد بازدیدها روی یک نتیجه جستجوی سنتی کلیک میکنند؛ در حالی که وقتی خلاصهای وجود ندارد، این رقم ۱۵ درصد است.
دادهها این جابهجایی را تأیید میکنند: پاسخ خود موتور هوش مصنوعی بیش از پیش تنها ایستگاهی است که خریدار پیش از تصمیمگیری درباره اینکه به چه کسی اعتماد کند، از آن عبور میکند. این یعنی کاری که برای نگهداشتن برندتان در آن پاسخها لازم است را نمیتوان به یک تیم سپرد یا در بازه فصلی انجام داد. به یک دیدگاه مشترک نیاز دارد از اینکه خریداران چه میپرسند، موتورهای هوش مصنوعی چه منابعی را نقل میکنند و هر هفته چه چیزی تغییر میکند.
اجرای GEO در عمل چه شکلی است
اگر پاسخ تنها ایستگاه باشد، کار این است که برندتان را داخل آن نگه دارید؛ و معلوم میشود این یک کار هفتگی است که سه تیم با هم انجام میدهند.
کار کردن از یک نقطه شروع واحد
در آژانس ما، روابط عمومی، سئو و محتوا قبلاً مثل بسیاری از آژانسهای دیگر کار میکردند؛ پروژه را مثل خط تولید از یک بخش به بخش بعدی میدادند. ما آن سیستم را بازسازی کردیم تا هر سه تیم از یک نقطه شروع مشترک کار کنند: پرامپتهای واقعی که خریداران هنگام تحقیق درباره خرید در دسته مشتریان، در ابزارهای هوش مصنوعی تایپ میکنند.
برای انجام کارآمد این کار، ابزارهای داخلی ساختیم تا آن پرامپتها را بهصورت مداوم نمایان کنند؛ به این ترتیب بهجای حدس زدن اینکه کسی درباره یک مشتری از Claude یا ChatGPT چه میپرسد، تیم میتواند مستقیم آن را ببیند.
این ورودی تعیین میکند هر تیم بعدش چه کار کند و در هر دو جهت حرکت میکند.
روابط عمومی از آن استفاده میکند تا تصمیم بگیرد به کدام روزنامهنگاران و رسانهها نزدیک شود؛ چون موتورهای هوش مصنوعی هنگام انتخاب اینکه چه کسی را نقل کنند، بهشدت به پوشش رسانههای ثالث تکیه میکنند.
سئو از آن برای فهمیدن اینکه کدام صفحات در سایت خود مشتری باید ساخته یا بازسازی شوند استفاده میکند تا مستقیم به پرسش پاسخ دهند، و محتوا همه آن قطعات را مینویسد و با سردبیران کار میکند تا متن طوری خوانده شود که انگار برای انسان ساخته شده، نه برای الگوریتم.
یک پیام روابط عمومی این هفته، حساب آنچه سئو پرچم کرده را نگه میدارد، و یک بازسازی سئو، زاویهای را که روابط عمومی تازه جای داده منعکس میکند؛ دیگر هیچکس در هیچ تیمی مستقل حدس نمیزند.
ریتم هفتگی
ما بازه جلسات فصلی را با یک حلقه هفتگی ثابت جایگزین کردیم. در ابتدای هفته، تیم مرور میکند چه چیز تازهای است، چه پرامپتهای جدیدی ظهور کردهاند و در دسته مشتری چه تغییراتی رخ داده. این مرور، تقویم پیچینگ و محتوا را برای روزهای پیش رو شکل میدهد.
در میانه هفته، روابط عمومی قطعات را در رسانهها جای میدهد، سئو محتوای سایت را که آن پرامپتها به آن اشاره دارند بهروز میکند و نویسندهها قطعاتی مینویسند که به همان روایت اصلی گره خوردهاند؛ نه سه دارایی بیارتباط. تا پایان هفته، همه چیز منتشرشده در برابر جایی که واقعاً فرود آمده بررسی میشود.
همان گام آخر جایی است که خیلی از تیمها کم میآورند؛ چون فرض میکنند پایش یعنی ساخت یک داشبورد و نگاه گهگاهی به آن. ما فرق میکنیم. جستجوهای زنده فقط وقتی به پایش تبدیل میشوند که آنها را ثبت کنید. پاسخهای هر هفته در برابر پرامپتی که آنها را تولید کرده ثبت میشوند؛ اینکه کدام برندها نام برده شدهاند، با چه ترتیبی و چگونه توصیف شدهاند.
همانطور که روابطمان را با مشتریان عمیقتر میکنیم، الگوها و جابهجاییها را تقریباً در زمان واقعی تشخیص میدهیم. خواندن نتایج زنده به ما میگوید چرا جایگاه جابهجا شده؛ آیا بهخاطر پوشش تازهای است که موتور به آن تکیه کرده یا صفحهای از رقیب که حالا بهتر به پرسش جواب میدهد. همان دلیل، تمرکز ما برای هفته بعد میشود.
چرا مدل قدیمی از کار میافتد
تنظیمات قبلی این بود که سئو بریفهای کلیدواژهای مینوشت که به تیمهای محتوا منتقل میشد، در حالی که روابط عمومی در خط خودش کار میکرد و روی هیتهای رسانهای سنتی متمرکز بود. وقتی هدف رتبه اول صفحه نتایج بود، این کار جواب میداد. اما وقتی هدف «پاسخ بودن» در موتور هوش مصنوعی است، دیگر خوب کار نمیکند؛ چون آن پاسخ از ترکیبی از سایت خود برند، پوشش رسانههای ثالث و ثباتی ساخته میشود که همان روایت بارها و بارها در آن ظاهر میشود. نویسندهها و سردبیران ما آنقدر به تیمهای سئو و روابط عمومی نزدیکاند که یک قطعه تازه که امروز منتشر میشود، از قبل منعکسکننده کاری است که دو گروه دیگر دارند انجام میدهند.
دیدپذیری در هوش مصنوعی در دست همان افرادی است که از قبل برای پرسشهایی که آدمهای واقعی میپرسند مینویسند، پیچ میکنند و بهینهسازی میکنند. اعتبار از طریق همان روایت ساخته میشود که در طول ماهها کار در چند منبع تقویت میشود.
کار را پیوسته انجام دهید و موتورها برندتان را بهعنوان یک مرجع در نظر خواهند گرفت.